طعم دادن
To add flavor to food by seasoning.
Flavoring is the act of adding ingredients to enhance the taste of food.
الكلمة في 30 ثانية
- To add flavor to food with seasonings.
- Improves taste and aroma of dishes.
- Used in cooking and everyday food talk.
Summary
Flavoring is the act of adding ingredients to enhance the taste of food.
- To add flavor to food with seasonings.
- Improves taste and aroma of dishes.
- Used in cooking and everyday food talk.
Use with specific flavors
You can specify what you are adding, like 'adding salt' or 'adding herbs'.
Avoid over-seasoning
Be careful not to add too much seasoning, as it can overpower the natural taste of the food.
Importance of spices
Persian cuisine is known for its rich use of spices and herbs, making 'طعم دادن' a fundamental culinary skill.
أمثلة
4 من 4آشپز با ادویههای مخصوص به غذا طعم فوقالعادهای داد.
The chef gave the food an extraordinary flavor with special spices.
برای مزهدار کردن گوشت، آن را از شب قبل در پیاز و زعفران خواباندیم تا طعم بگیرد.
To flavor the meat, we marinated it in onion and saffron overnight so it would absorb the taste.
این سس به سالادت طعم خوبی میده.
This sauce gives your salad a good flavor.
فرآیند طعم دادن به پنیرهای سنتی شامل استفاده از کشتهای میکروبی خاص است.
The process of flavoring traditional cheeses involves the use of specific microbial cultures.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Think of 'طعم' as 'taste' and 'دادن' as 'giving'. So, 'طعم دادن' is literally 'giving taste' to something, usually food.
Overview
«طعم دادن» یک فعل پرکاربرد در زبان فارسی است که به فرآیند افزودن مزه و عطر به غذا اشاره دارد. این فعل معمولاً در بافتهای آشپزی و بحثهای مربوط به غذا به کار میرود. هدف از طعم دادن، بهبود کیفیت حسی غذا و لذتبخشتر کردن آن برای مصرفکننده است. این عمل میتواند توسط آشپز در حین پخت یا توسط فرد مصرفکننده پس از آماده شدن غذا انجام شود.
این فعل اغلب همراه با قیدهایی که نوع یا شدت طعم را توصیف میکنند (مانند «خوب»، «بد»، «زیاد»، «کم») یا همراه با نام چاشنیها و ادویهها به کار میرود. همچنین میتواند با مفعولهایی که نشاندهنده غذای مورد نظر هستند، استفاده شود. مثالها شامل «به غذا نمک طعم دادم»، «این سس به سالاد طعم خوبی میدهد»، یا «مراقب باش غذا را زیاد تند طعم ندهی» است.
رایجترین زمینه استفاده از «طعم دادن»، آشپزی و تهیه غذا است. در این زمینه، از آن برای توصیف فرآیند افزودن ادویه، سبزیجات، سسها، و سایر مواد برای بهبود مزه غذا استفاده میشود. همچنین در مکالمات روزمره درباره غذا، رستورانها، و تجربیات آشپزی کاربرد دارد. در برخی موارد، به صورت مجازی برای توصیف افزودن جذابیت یا هیجان به یک موقعیت نیز به کار میرود، هرچند این کاربرد کمتر رایج است.
کلمات مشابهی مانند «مزه کردن»، «چاشنی زدن»، «ادویه زدن» و «مزهدار کردن» وجود دارند. «مزه کردن» معمولاً به معنای امتحان کردن طعم غذا است، نه افزودن طعم. «چاشنی زدن» و «ادویه زدن» به طور خاص به افزودن چاشنیها و ادویهها اشاره دارند، در حالی که «طعم دادن» مفهومی کلیتر است و میتواند شامل افزودن هر مادهای برای بهبود طعم باشد. «مزهدار کردن» نیز بسیار شبیه به «طعم دادن» است و اغلب به جای آن به کار میرود، اما «طعم دادن» ممکن است بر فرآیند فعال افزودن تأکید بیشتری داشته باشد.
ملاحظات الاستخدام
The verb 'طعم دادن' is primarily used in the context of food and beverages. It implies an active process of enhancing the flavor profile. While it can sometimes be used metaphorically, its core meaning relates to culinary practices.
أخطاء شائعة
Learners might confuse 'طعم دادن' (to flavor) with 'مزه کردن' (to taste). Ensure you use 'طعم دادن' when describing the act of adding flavor, not just trying it.
نصيحة للحفظ
Think of 'طعم' as 'taste' and 'دادن' as 'giving'. So, 'طعم دادن' is literally 'giving taste' to something, usually food.
أصل الكلمة
The word 'طعم' originates from Arabic 'طعم' (ta'm), meaning taste or flavor. 'دادن' is a native Persian verb meaning 'to give'. The combination forms a common Persian verb phrase.
السياق الثقافي
In Iranian culture, food is a central part of hospitality and social gatherings. The ability to expertly 'طعم دادن' to dishes is highly valued and considered a mark of good cooking.
أمثلة
آشپز با ادویههای مخصوص به غذا طعم فوقالعادهای داد.
everydayThe chef gave the food an extraordinary flavor with special spices.
برای مزهدار کردن گوشت، آن را از شب قبل در پیاز و زعفران خواباندیم تا طعم بگیرد.
culinaryTo flavor the meat, we marinated it in onion and saffron overnight so it would absorb the taste.
این سس به سالادت طعم خوبی میده.
informalThis sauce gives your salad a good flavor.
فرآیند طعم دادن به پنیرهای سنتی شامل استفاده از کشتهای میکروبی خاص است.
academicThe process of flavoring traditional cheeses involves the use of specific microbial cultures.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
به غذا طعم دادن
To flavor food
طعم خوبی به آن میدهد
It gives it a good flavor
طعمدار کردن
To make flavorful / To marinate
يُخلط عادةً مع
'مزه کردن' means to taste or sample food, while 'طعم دادن' means to add flavor to it.
'چاشنی زدن' specifically refers to adding seasonings like salt, pepper, or spices. 'طعم دادن' is a broader term that can include other ingredients besides basic seasonings.
أنماط نحوية
Use with specific flavors
You can specify what you are adding, like 'adding salt' or 'adding herbs'.
Avoid over-seasoning
Be careful not to add too much seasoning, as it can overpower the natural taste of the food.
Importance of spices
Persian cuisine is known for its rich use of spices and herbs, making 'طعم دادن' a fundamental culinary skill.
اختبر نفسك
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
مادرم همیشه به غذاها ___ خوبی ___ تا خوشمزهتر شوند.
فعل «طعم دادن» به معنی اضافه کردن چاشنی برای بهبود مزه است و در این جمله به درستی به کار رفته است.
بهترین گزینه برای تکمیل جمله کدام است؟
برای اینکه سوپ مرغ طعم بهتری بگیرد، باید کمی ___ به آن اضافه کرد.
نمک یکی از رایجترین چاشنیها برای طعم دادن به غذا است.
کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنیدار بسازید:
را / با / مرینیت / گوشت / طعم / روغن زیتون / دادم
این جمله ساختار صحیح فعل «طعم دادن» را با مفعول (گوشت) و قید (با روغن زیتون) نشان میدهد.
النتيجة: /3
الأسئلة الشائعة
4 أسئلةخیر، «طعم دادن» برای انواع غذاها، چه شور و چه شیرین، به کار میرود. میتوان به دسرها، نوشیدنیها یا حتی غذاهای اصلی، طعمهای متفاوتی اضافه کرد.
این دو فعل بسیار شبیه به هم هستند و اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند. «طعم دادن» ممکن است کمی بیشتر بر عمل فعال افزودن تأکید داشته باشد، در حالی که «مزهدار کردن» میتواند به نتیجه نهایی یعنی داشتن طعم خوب نیز اشاره کند.
در زبان فارسی، «طعم دادن» عمدتاً برای غذاها و نوشیدنیها به کار میرود. استفاده مجازی آن برای افزودن جذابیت به موقعیتها کمتر رایج است و ممکن است کمی غیرمعمول به نظر برسد.
مترادفهای رایج شامل «مزهدار کردن»، «چاشنی زدن»، «ادویه زدن» و در برخی موارد «مزه بخشیدن» است.
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات cooking
عطشان
B2Thirsty, needing to drink.
آب دادن
B1To water or add water.
آبدار
B1Juicy, full of juice.
آبگون
B2Watery or fluid, resembling water.
آب گرفتن
B1To extract juice or liquid from fruits or vegetables.
آب کردن
B1To melt, to turn from solid to liquid by heat.
آبکش کردن
B1To drain with a colander, to remove liquid from food.
آبکشیدن
B1To rinse food under running water or drain it.
آبکی
B1Watery or diluted, lacking substance.
آبکی کردن
B1To make watery or dilute.