B2 Advanced Patterns 13 min read سخت

جمله 'bǎ' چینی: عمل مستقیم و نتایج (ساختار {把|bǎ})

از ساختار «{把|bǎ}» وقتی استفاده کن که می‌خوای بگی چطوری یه شیء خاص رو «تغییر دادی»، «جابه‌جا کردی» یا «کارش رو تموم کردی».

Grammar Rule in 30 Seconds

The 'bǎ' construction shifts focus to an object, showing how an action changes or affects it.

  • The object must be specific or known: {把|bǎ} {书|shū} {拿|ná} {来|lái} (Bring the book here).
  • The verb cannot stand alone; it must have a complement: {把|bǎ} {门|mén} {关|guān} {上|shàng} (Close the door).
  • Negation goes before {把|bǎ}: {别|bié} {把|bǎ} {水|shuǐ} {洒|sǎ} {了|le} (Don't spill the water).
Subject + 把 + Object + Verb + Result/Complement

مرور کلی

ساختار (bǎ) اغلب الگوی «تصرف» یا «نتیجه» نامیده می‌شود. اما اجازه ندهید کلمه «تصرف» شما را بترساند - شما فقط چیزها را دور نمی‌اندازید! این ساختار به سادگی به این معنی است که شما کاری را *روی* یک مفعول انجام می‌دهید که وضعیت، مکان یا مالکیت آن را تغییر می‌دهد.
در فارسی معمولاً می‌گوییم «کیک را خوردم». در چینی، هنگام استفاده از ، اساساً می‌گویید «من () کیک خوردم-تمام شد». این ساختار مفعول را قبل از فعل حرکت می‌دهد تا تأکید کند که مفعول «دستکاری شده» یا «تحت تأثیر قرار گرفته» است.
این در زندگی روزمره بسیار رایج است. زمانی که کسی از شما می‌خواهد گوشی خود را کنار بگذارید، فایلی را ارسال کنید یا تکالیف خود را تمام کنید، آن را خواهید شنید. اگر طرفدار نظم هستید یا فقط دوست دارید دقیق باشید، بهترین دوست جدید شماست.
این تفاوت بین گفتن «لباس می‌شویم» و «آن لباس‌ها را شستم و تمام شد!» است.

این گرامر چطور کار می‌کنه

تصور کنید اپراتور جرثقیل هستید. ابتدا باید چیزی را بردارید (این همان است)، سپس آن را حرکت دهید و در نهایت، آن را زمین بگذارید (نتیجه). کلمه خودش در اینجا ترجمه مستقیم فارسی ندارد؛ به عنوان یک نشانگر عمل می‌کند.
به شنونده می‌گوید: «هی، به این چیز خاص که می‌خواهم دستکاری‌اش کنم نگاه کن!» برای اینکه این کار کند، مفعول *باید* چیزی خاص باشد. شما نمی‌توانید از برای «یک کتاب تصادفی» استفاده کنید. باید «آن کتاب»، «کتاب من» یا «این کتاب» باشد.
هم شما و هم شخصی که با او صحبت می‌کنید باید بدانید در مورد کدام مفعول صحبت می‌کنید. این مثل صحبت کردن در مورد یک پست خاص در اینستاگرام است به جای فقط «یک پست». جادو در پایان جمله اتفاق می‌افتد.
شما نمی‌توانید فقط با یک فعل جمله را تمام کنید. شما به یک «دم» نیاز دارید - یک نتیجه، یک جهت یا یک تغییر.

الگوی ساخت

1
ساختن جمله مثل درست کردن یک ساندویچ باکیفیت است. هر لایه مهم است. این مراحل را دنبال کنید تا هر بار آن را درست انجام دهید:
2
فاعل: شخص یا چیزی که عمل را انجام می‌دهد (مثلاً ()).
3
منفی‌سازها/افعال وجهی: اگر می‌خواهید بگویید «نه» یا «می‌توانم»، آن را *قبل* از قرار دهید (مثلاً () یا (xiǎng)).
4
نشانگر : کلمه () را وارد کنید.
5
مفعول مشخص: چیز خاصی که روی آن عمل انجام می‌شود (مثلاً 手机(shǒujī)).
6
فعل: عملی که انجام می‌شود (مثلاً (fàng)).
7
نتیجه/دم: این حیاتی است! شما به چیزی شبیه 在桌子上(zài zhuōzi shàng) (روی میز) یا (le) (تکمیل) نیاز دارید.
8
ساختار: فاعل + [منفی‌ساز/وجهی] + () + مفعول خاص + فعل + [نتیجه/جهت/تغییر]
9
مثال: () () 作业(zuòyè) (zuò) 完了(wán le) (ma)? (آیا تکلیف را تمام کردی؟)

کی استفاده کنیم

زمانی از استفاده می‌کنید که عمل تأثیر واضحی روی مفعول داشته باشد. اگر آن را حرکت دهید، بشکنید، ببخشید یا تمام کنید، احتمالاً درگیر است.
  • حرکت دادن اشیا: «شیر را در یخچال بگذار». شما مکان آن را تغییر می‌دهید.
  • تغییر وضعیت: «کتاب را تمام کردم». وضعیت کتاب از «خوانده نشده» به «خوانده شده» تغییر کرد.
  • بخشیدن/قرض دادن: «شارژرت را به من قرض بده». شما مالکیت/تصرف را تغییر می‌دهید.
  • تمیز کردن/مرتب کردن: «اتاق را تمیز کن». شما وضعیت اتاق را تغییر می‌دهید.
اساساً، اگر می‌توانید تصور کنید که مفعول در حال «رسیدگی شدن» است، از استفاده کنید. این گرامر به ثمر رساندن کارهاست. اگر فقط در مورد یک عادت کلی صحبت می‌کنید (مثل «من خوردن سیب را دوست دارم»)، از الگوی معمولی SVO استفاده کنید.
اما اگر در کافه هستید و به دوستتان می‌گویید «قهوه‌ات را قبل از اینکه سرد شود بنوش»، این یک لحظه عالی برای است!

اشتباهات رایج

بزرگترین اشتباه زبان‌آموزان فعل برهنه است. در جمله ، فعل نمی‌تواند تنها بماند. خیلی سرد است! نیاز به یک ژاکت (یک نتیجه یا متمم) دارد.
  • اشتباه: () () 咖啡(kāfēi) () (من قهوه نوشیدن.)
  • درست: () () 咖啡(kāfēi) () (le) (من قهوه را نوشیدم.)
تله دیگر استفاده از مفعول‌های نامشخص است. وسواسی است؛ فقط چیزهایی را دوست دارد که از قبل می‌شناسد.
  • اشتباه: () () 一个(yīgè) 苹果(pینگguǒ) (chī) (le) (من «یک» سیب تصادفی خوردم.)
  • درست: () () 那个(nàgè) 苹果(pینگguǒ) (chī) (le) (من «آن» سیب را خوردم.)
در نهایت، محل قرارگیری منفی‌ساز. همیشه () یا (méi) را *قبل* از قرار دهید، هرگز قبل از فعل. را مثل یک نگهبان در ورودی تصور کنید؛ باید قبل از اینکه حتی مفعول را بردارد، متوقفش کنید!

مقایسه با الگوهای مشابه

ممکن است تعجب کنید: «چرا نمی‌توانم فقط از الگوی معمولی فاعل-فعل-مفعول (SVO) استفاده کنم؟» می‌توانید! () () (le) 咖啡(kāfēi) کاملاً خوب است. با این حال، ساختار زمانی که تمرکز روی *نتیجه* عمل یا *تصرف* در مفعول است، بسیار رایج‌تر است.
  • SVO معمولی: روی عمل تمرکز می‌کند. «چکار کردی؟» «قهوه خوردم.»
  • الگوی 把: روی سرنوشت مفعول تمرکز می‌کند. «قهوه چی شد؟» «نوشیدمش (دیگر تمام شد).»
در زبان چینی محاوره‌ای، برای دستورات و درخواست‌ها طبیعی‌تر به نظر می‌رسد. اگر به هم‌اتاقی‌تان بگویید «ظرف‌ها را بشور»، گفتن () (wǎn) () (le) مثل یک بومی زبان به نظر می‌رسد، در حالی که () (wǎn) کمی شبیه یک دستور کتاب درسی است.

سؤالات رایج

س: آیا می‌توانم از با افعالی مثل «دوست داشتن» یا «دیدن» استفاده کنم؟
ج: معمولاً نه. افعال احساسی (喜欢(xǐhuan)) یا ادراک ساده ((kàn)، (tīng)) مفعول را «تغییر» نمی‌دهند، بنابراین با کار نمی‌کنند.
س: آیا همیشه به معنی «برداشتن» است؟
ج: در این ساختار گرامری، فقط یک نشانگر است. به معنی «برداشتن» در معنای «اتوبوس سوار شدن» نیست.
س: آیا رسمی است؟
ج: اصلاً! مدام در پیامک‌های دوستانه، صحبت با دوستان و حتی در میم‌ها استفاده می‌شود.
س: اگر «نتیجه» را در پایان فراموش کنم چه می‌شود؟
ج: جمله‌تان ناتمام به نظر می‌رسد، مثل یک جوک بدون پایان. همیشه حداقل یک (le) یا یک جهت اضافه کنید!
س: آیا می‌توانم آن را برای افراد استفاده کنم؟
ج: بله! «بچه‌ها را به مدرسه بردم» از استفاده می‌کند. (اما لطفاً آن‌ها را «دور نیندازید»!)
س: آیا همان «توسط» در فارسی (مجهول) است؟
ج: نه، آن معمولاً (bèi) (مجهول) است. معلوم است - شما کسی هستید که «عمل» را انجام می‌دهد.

The 'bǎ' Construction Formula

Component Role Example
Subject
The actor
The marker
Object
The receiver
Verb
The action
Complement
The result
Particle
Completion

Meanings

The 'bǎ' construction is used to indicate that an action has a specific effect or result on an object.

1

Disposal

To indicate the disposal or handling of an object.

“{把|bǎ} {苹|píng} {果|guǒ} {吃|chī} {掉|diào}”

“{把|bǎ} {窗|chuāng} {户|hu} {打|dǎ} {开|kāi}”

2

Change of State

To indicate a change in the object's condition.

“{把|bǎ} {房|fáng} {间|jiān} {打|dǎ} {扫|sǎo} {干|gān} {净|jìng}”

“{把|bǎ} {衣|yī} {服|fu} {弄|nòng} {脏|zāng}”

3

Displacement

To indicate moving an object from one place to another.

“{把|bǎ} {书|shū} {放|fàng} {在|zài} {桌|zhuō} {子|zi} {上|shàng}”

“{把|bǎ} {车|chē} {停|tíng} {在|zài} {门|mén} {口|kǒu}”

Reference Table

Reference table for جمله 'bǎ' چینی: عمل مستقیم و نتایج (ساختار {把|bǎ})
بخش ساختار نقش مثال نکته
فاعل
انجام‌دهنده
{我|wǒ}
توی جملات دستوری قابل حذفه.
منفی‌ساز
کلمه «نه»
{没|méi} / {不|bù}
حتماً باید قبل از {把} بیاد.
نشانه
محور جمله
{把|bǎ}
به ما می‌گه حواست به مفعول باشه.
مفعول
هدف
{手机|shǒujī}
باید مشخص و شناخته‌شده باشه.
فعل
عمل اصلی
{放|fàng}
نمی‌تونه بدون تکمله بیاد.
نتیجه
سرانجام
{在桌子上|zài zhuōzi shàng}
نشون میده مفعول کجا یا چطور تموم شد.

طیف رسمیت

رسمی
请将门关闭。

请将门关闭。 (Giving instructions)

خنثی
请把门关上。

请把门关上。 (Giving instructions)

غیر رسمی
把门关了。

把门关了。 (Giving instructions)

عامیانه
关门!

关门! (Giving instructions)

مفعول‌های مشخص در مقابل نامشخص

مفعول در جملات {把|bǎ}

مجاز (مشخص)

  • {这本书|zhè běn shū} این کتاب
  • {我的手机|wǒ de shǒujī} گوشی من
  • {那个秘密|nàgè mìmì} اون راز

غیرمجاز (کلی)

  • {一本书|yī běn shū} یک کتاب (تصادفی)
  • {水|shuǐ} آب (به طور کلی)
  • {猫|māo} گربه (به عنوان گونه)

مقایسه SVO معمولی با ساختار {把|bǎ}

SVO معمولی
{我吃了苹果|wǒ chīle píngguǒ} من سیب خوردم (تمرکز روی عمل)
ساختار {把|bǎ}
{我把苹果吃完了|wǒ bǎ píngguǒ chī wán le} من سیب رو خوردم تموم شد (تمرکز روی نتیجه)

آیا باید از {把|bǎ} استفاده کنم؟

1

آیا مفعول مشخص است؟

YES
مرحله بعد
NO
از SVO معمولی استفاده کن
2

آیا فعل باعث تغییر یا جابه‌جایی مفعول می‌شود؟

YES
مرحله بعد
NO
از SVO معمولی استفاده کن
3

آیا روی نتیجه تمرکز داری؟

YES
از {把|bǎ} استفاده کن!
NO ↓

«دنباله‌های» رایج فعل (نتایج)

تکمیل

  • {了|le}
  • {完|wán}
  • {好|hǎo}
📍

مکان

  • {在...上|zài...shàng}
  • {到...里|dào...lǐ}
  • {给|gěi}
➡️

جهت

  • {出来|chūlái}
  • {进去|jìnqù}
  • {拿走|názǒu}

مثال‌ها بر اساس سطح

1

{把|bǎ} {书|shū} {给|gěi} {我|wǒ}

Give me the book.

2

{把|bǎ} {门|mén} {打|dǎ} {开|kāi}

Open the door.

3

{把|bǎ} {笔|bǐ} {放|fàng} {下|xià}

Put the pen down.

4

{把|bǎ} {水|shuǐ} {喝|hē} {完|wán}

Drink the water.

1

{我|wǒ} {把|bǎ} {作|zuò} {业|yè} {做|zuò} {完|wán} {了|le}

I finished the homework.

2

{别|bié} {把|bǎ} {电|diàn} {脑|nǎo} {弄|nòng} {坏|huài} {了|le}

Don't break the computer.

3

{他|tā} {把|bǎ} {房|fáng} {间|jiān} {打|dǎ} {扫|sǎo} {干|gān} {净|jìng} {了|le}

He cleaned the room.

4

{你|nǐ} {把|bǎ} {这|zhè} {个|gè} {字|zì} {写|xiě} {错|cuò} {了|le}

You wrote this character wrong.

1

{请|qǐng} {把|bǎ} {这|zhè} {份|fèn} {文|wén} {件|jiàn} {发|fā} {给|gěi} {经|jīng} {理|lǐ}

Please send this document to the manager.

2

{我|wǒ} {把|bǎ} {车|chē} {停|tíng} {在|zài} {了|le} {停|tíng} {车|chē} {场|chǎng}

I parked the car in the parking lot.

3

{他|tā} {把|bǎ} {钱|qián} {全|quán} {部|bù} {花|huā} {光|guāng} {了|le}

He spent all the money.

4

{别|bié} {把|bǎ} {这|zhè} {件|jiàn} {事|shì} {忘|wàng} {了|le}

Don't forget about this matter.

1

{我|wǒ} {已|yǐ} {经|jīng} {把|bǎ} {这|zhè} {个|gè} {问|wèn} {题|tí} {解|jiě} {决|jué} {掉|diào} {了|le}

I have already resolved this issue.

2

{他|tā} {把|bǎ} {那|nà} {个|gè} {计|jì} {划|huà} {推|tuī} {迟|chí} {到|dào} {了|le} {下|xià} {周|zhōu}

He postponed the plan until next week.

3

{我|wǒ} {把|bǎ} {他|tā} {当|dàng} {成|chéng} {了|le} {我|wǒ} {的|de} {好|hǎo} {朋|péng} {友|yǒu}

I treated him as my good friend.

4

{请|qǐng} {把|bǎ} {这|zhè} {个|gè} {概|gài} {念|niàn} {理|lǐ} {解|jiě} {透|tòu} {彻|chè}

Please understand this concept thoroughly.

1

{他|tā} {把|bǎ} {这|zhè} {场|chǎng} {演|yǎn} {讲|jiǎng} {讲|jiǎng} {得|de} {非|fēi} {常|cháng} {精|jīng} {彩|cǎi}

He delivered the speech very brilliantly.

2

{我|wǒ} {把|bǎ} {这|zhè} {些|xiē} {经|jīng} {验|yàn} {总|zǒng} {结|jié} {成|chéng} {了|le} {几|jǐ} {点|diǎn}

I summarized these experiences into a few points.

3

{他|tā} {把|bǎ} {自|zì} {己|jǐ} {的|de} {前|qián} {途|tú} {都|dōu} {赌|dǔ} {在|zài} {了|le} {这|zhè} {个|gè} {项|xiàng} {目|mù} {上|shàng}

He bet his entire future on this project.

4

{我|wǒ} {把|bǎ} {这|zhè} {个|gè} {机|jī} {会|huì} {看|kàn} {作|zuò} {是|shì} {一|yī} {次|cì} {挑|tiǎo} {战|zhàn}

I view this opportunity as a challenge.

1

{他|tā} {把|bǎ} {这|zhè} {段|duàn} {历|lì} {史|shǐ} {刻|kè} {画|huà} {得|de} {入|rù} {木|mù} {三|sān} {分|fēn}

He depicted this period of history vividly.

2

{我|wǒ} {把|bǎ} {这|zhè} {种|zhǒng} {思|sī} {想|xiǎng} {贯|guàn} {彻|chè} {到|dào} {了|le} {我|wǒ} {的|de} {每|měi} {一|yī} {个|gè} {决|jué} {策|cè} {中|zhōng}

I have integrated this philosophy into every one of my decisions.

3

{他|tā} {把|bǎ} {这|zhè} {个|gè} {问|wèn} {题|tí} {剖|pōu} {析|xī} {得|de} {淋|lín} {漓|lí} {尽|jìn} {致|zhì}

He analyzed this problem thoroughly.

4

{我|wǒ} {把|bǎ} {这|zhè} {些|xiē} {琐|suǒ} {碎|suì} {的|de} {事|shì} {情|qing} {都|dōu} {抛|pāo} {在|zài} {了|le} {脑|nǎo} {后|hòu}

I cast all these trivial matters to the back of my mind.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

The Chinese 'bǎ' Sentence: Direct Action & Results ({把|bǎ} Construction) در مقابل 把 vs. 被

Both involve objects, but '把' is active (I did it) and '被' is passive (It was done to me).

اشتباهات رایج

我把书看

我把书看完了

Missing complement after verb.

我把一本书看完了

我把那本书看完了

Object must be specific.

把我不关门

我不把门关上

Negation placement.

我把心情很开心

我心情很好

State verbs don't work with 'bǎ'.

الگوهای جمله‌سازی

Subject + 把 + ___ + Verb + ___

Real World Usage

Texting very common

把照片发我!

🎯

قانون جابه‌جایی

هر وقت از فعل‌هایی مثل «گذاشتن» ({放|fàng}) یا «پرت کردن» ({扔|rēng}) استفاده می‌کنی، چون داری یه چیز مشخص رو به جای جدیدی می‌بری، تقریباً همیشه به {把|bǎ} نیاز داری: «{把|bǎ}{垃圾|lājī}{扔|rēng}{了|le}.»
⚠️

فعلِ لخت ممنوع!

هیچ‌وقت فعل رو توی جمله‌ی {把} تنها رها نکن؛ مثل اینه که بدون کفش بری بیرون! همیشه یه {了|le} یا یه نتیجه بهش اضافه کن: «{把|bǎ}{门|mén}{关上|guānshàng}.»
💬

درخواست‌های مودبانه

درسته که {把|bǎ} لحن دستوری داره، ولی اگه اولش {请|qǐng} (لطفاً) یا {帮我|bāng wǒ} (کمکم کن) بیاری، می‌شه رایج‌ترین راه برای درخواست کردن: «{帮|bāng}{我|wǒ}{把|bǎ}{书|shū}{拿|ná}{过来|guòlái}.»

Smart Tips

Use 'bǎ' to show the result.

我洗碗。 我把碗洗干净了。

تلفظ

Tone of 'bǎ'

It is a third tone, so it should be low and dipping.

Statement

我把书拿走了 ↓

Falling intonation for a completed action.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of 'bǎ' as a handle. You grab the object by the handle and move it before the verb.

تداعی تصویری

Imagine a waiter grabbing a plate (the object) and moving it to the table (the result) before he even starts walking (the verb).

Rhyme

把字句,不简单,物体提前放中间,动词后面加补充,结果状态才圆满。

Story

Xiao Wang was messy. He decided to change. He took his clothes (把衣服) and put them in the closet (放进柜子). Then he took his books (把书) and put them on the shelf (放在架子上). Now his room is clean.

شبکه واژگان

چالش

For the next 5 minutes, describe every action you take using 'bǎ'. E.g., 'I put the phone down' -> '我把手机放下'.

نکات فرهنگی

Used heavily in daily life for chores and instructions.

Similar usage, but sometimes 'jiāng' is used in formal writing.

They often use 'nǐ' or other particles, but 'bǎ' is understood.

Originated from the verb 'bǎ' (to hold/grasp) in Middle Chinese.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你今天把什么东西弄丢了?

你通常怎么把压力排解掉?

موضوعات نگارش

Describe how you cleaned your room today.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با ترتیب درست کلمات پر کن.

{我|wǒ} ___ {书|shū} {放|fàng} {在|zài} {桌子|zhuōzi} {上|shàng} {了|le}。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {把|bǎ}
ما از {把|bǎ} استفاده می‌کنیم تا نشون بدیم فاعل، مفعول (کتاب) رو به یه جای جدید (روی میز) منتقل کرده.
کدوم جمله از نظر گرامری درسته؟

جمله درست رو انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {我|wǒ} {没|méi} {把|bǎ} {作业|zuòyè} {做完|zuòwán}。
کلمات منفی‌ساز مثل {没|méi} همیشه باید قبل از نشانه {把|bǎ} بیان.
اشتباه رو پیدا و اصلاح کن.

{他|tā} {把|bǎ} {咖啡|kāfēi} {喝|hē}。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {他|tā} {把|bǎ} {咖啡|kāfēi} {喝|hē} {了|le}。
جمله‌ی {把} نمی‌تونه با یه فعل «لخت» تموم بشه؛ حتماً به یه نتیجه مثل {了|le} نیاز داره.

Score: /3

تمرین‌های عملی

1 exercises
Fill in the blank.

我 ___ 门关上了。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
The 'bǎ' construction requires '把'.

Score: /1

Practice Bank

10 exercises
کلمات رو به ترتیب درست مرتب کن. Sentence Reorder

{把|bǎ} / {我|wǒ} / {完|wán} / {了|le} / {饭|fàn} / {吃|chī}

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {我|wǒ} {把|bǎ} {饭|fàn} {吃|chī} {完|wán} {了|le}
با استفاده از bǎ به چینی ترجمه کن. ترجمه

لطفاً گوشی رو بذار روی تخت.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {请|qǐng} {把|bǎ} {手机|shǒujī} {放|fàng} {在|zài} {床|chuáng} {上|shàng}。
کدوم گزینه مفعول مشخص داره؟ چند گزینه‌ای

کدوم جمله درسته؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {把|bǎ} {那本书|nà běn shū} {给我|gěi wǒ}。
جای خالی رو پر کن. پر کردن جای خالی

{弟弟|dìdi} {把|bǎ} {我的|wǒde} {蛋糕|dàngāo} ___ {了|le}。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {吃|chī}
فعل رو به نتیجه‌اش وصل کن. جفت کردن

این جفت‌ها رو به هم وصل کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: all
جای کلمه منفی رو درست کن. Error Correction

{我|wǒ} {把|bǎ} {没|méi} {钱|qián} {花完|huāwán}。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {我|wǒ} {没|méi} {把|bǎ} {钱|qián} {花完|huāwán}。
با استفاده از bǎ ترجمه کن. ترجمه

این دارو رو بخور.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {把|bǎ} {این|zhège} {دارو|yào} {بخور|chī} {了|le}。
مرتب کن: {洗|xǐ} / {衣服|yīfu} / {把|bǎ} / {了|le} / {你|nǐ} Sentence Reorder

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {你|nǐ} {把|bǎ} {衣服|yīfu} {洗|xǐ} {了|le}
نتیجه درست رو انتخاب کن. پر کردن جای خالی

{请|qǐng} {把|bǎ} {照片|zhàopiàn} {发|fā} ___ { me|wǒ}。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {给|gěi}
کدوم جمله تغییر حالت رو نشون می‌ده؟ چند گزینه‌ای

کدوم جمله با {把} بهتره؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: {他|tā} {把|bǎ} {杯子|bēizi} {打碎|dǎsuì} {了|le}。

Score: /10

سوالات متداول (1)

No, only transitive verbs that can affect an object.

Scaffolded Practice

1

1

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

English low

SVO structure

Chinese uses a marker '把' to shift focus.

Learning Path

Prerequisites

Related Grammar Rules

C1

محافظه‌کاری رسمی در چینی: به نظر می‌رسد، می‌ترسم که، شاید (似乎, 恐怕, 或许)

Overview آیا تا به حال دقت کرده‌اید که چینی‌زبانان به ندرت یک «نه» مستقیم یا «بله» ۱۰۰٪ قطعی به شما می‌گویند؟ به دنیای د...

B2

اصطلاح «مار در فنجان»: درک `{杯弓蛇影}`

آیا تا به حال این احساس وحشت را داشته‌اید که رئیستان یک ایمیل تک کلمه‌ای مانند «سلام» می‌فرستد؟ ذهنتان به هم می‌ریزد. آی...

C1

تعدیل‌کننده‌های درجه رسمی: 极其، 至为، 颇为

تا به حال توجه کرده‌اید که بعضی کلمات چطور به جمله *قدرت* بیشتری می‌دهند؟ می‌دانید، تفاوت بین «خوب» و «فوق‌العاده»؟ زبان...

C1

پسوندهای رسمی: -یّت، -سازی و درجه (性, 化, 度)

Overview تا حالا دقت کردید که اخبارگوها و مدیرعامل‌ها چقدر متفاوت از دوستانتان در کافه صحبت می‌کنند؟ این فقط به خاطر دای...

C1

مجهول رسمی پیشرفته: 为...所 و 见

Overview تصور کنید در حال ارسال یک ایمیل کاملاً حرفه‌ای به یک مدیرعامل یا خواندن یک مقاله خبری چینی هستید. در آنجا همه ج...

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!