职位
مثال
他在公司申请了一个管理职位。
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر employment
应聘
B1درخواست برای یک شغل پس از دیدن آگهی استخدام.
薪酬
B2کل پاداش (حقوق به اضافه مزایا) که یک کارمند برای کار خود دریافت می کند.
聘请
B1To engage the services of someone, typically a professional, by paying them. Used in formal job-related contexts or letters.
面试
B1مصاحبه شغلی یا تحصیلی.
离职
B2ترک شغل یا پست به صورت رسمی.
工资
B1دستمزد پرداخت منظمی است که کارفرما در ازای کار به کارمند میدهد.
职员
B1یک کارمند دفتر یا عضو کادر اداری.
空缺
B2یک موقعیت شغلی، سمت، یا فضای خالی که در دسترس است. (این کلمه اغلب در زمینه استخدام استفاده می شود.)