The video owner has disabled playback on external websites.

This video is no longer available on YouTube.

This video cannot be played right now.

Watch on YouTube

ابزارهای یادگیری هوش مصنوعی را باز کنید

ثبت‌نام کنید تا به ابزارهای قدرتمندی دسترسی پیدا کنید که به شما کمک می‌کنند سریع‌تر از هر ویدیو یاد بگیرید.

توضیح صحنه شکارچی عبارات مرور فلش‌کارت تمرین تکرار مکالمه تعاملی
ثبت‌نام رایگان
B1 متوسط انگلیسی 5:34 862 لغت TED Talks

How We Built Watch Duty, the Lifesaving Wildfire Alert App | John Mills | TED

TED · 28,252 بازدید · اضافه شده 2 ماه پیش

خلاصه هوش مصنوعی

This TED talk tells the story of Watch Duty, a nonprofit wildfire alert app built by volunteer radio operators and engineers. Learners will acquire vocabulary related to emergencies, technology, and civic action, including terms like \"evacuate,\" \"first responders,\" \"alert system,\" and \"nonprofit.\" The video is excellent for practicing narrative listening skills and learning persuasive, action-oriented English expressions.

آمار یادگیری

B1

سطح CEFR

862

کل کلمات

408

کلمات منحصر به فرد

5/10

سختی

تنوع واژگان 47%

زیرنویس‌ها (54 بخش‌ها)

دانلود
00:03

(Helicopter blades whirring) Just one month after moving off the grid in Northern California, I was alerted by this sound.

(صدای پره‌های هلیکوپتر) فقط یک ماه بعد از اینکه در شمال کالیفرنیا از دنیای مدرن دور شدم، با این صدا متوجه شدم.

00:10

I went outside to investigate to find this helicopter circling.

بیرون رفتم تا تحقیق کنم و دیدم این هلیکوپتر داره دور می‌زنه.

00:13

That's when I realized my neighbor's ranch had a wildfire running through it.

اون موقع بود که فهمیدم مزرعه همسایه‌ام داره آتیش می‌گیره.

00:18

The pilot started waving at me, probably to evacuate, but I stupidly grabbed my garden hose and started watering down my house instead.

خلبان شروع به تکان دادن دست کرد، احتمالاً برای تخلیه، ولی من احمقانه شلنگ باغم رو برداشتم و شروع کردم به آب پاشیدن روی خونه‌ام.

00:25

Shortly after that, a huge air tanker flew directly over my head.

کمی بعد، یه هواپیمای سوخت‌رسان بزرگ مستقیماً از بالای سرم پرواز کرد.

00:29

I watched the bomb bay doors open as the retardant went flying.

دیدم درهای بمب‌انداز باز شدن و مواد بازدارنده آتیش به بیرون ریخته شد.

00:33

(Birds chirping) And then the airspace cleared, and there was nothing left but silence.

(صدای پرندگان) و بعد حریم هوایی پاک شد، و چیزی جز سکوت باقی نموند.

00:40

There was nothing on the news, there was no alert on my phone.

چیزی در اخبار نبود، هیچ هشداری روی گوشیم نبود.

00:47

And that's when it hit me, like 25,000 pounds of retardant raining down on me, I was out here alone, on my own, with only two choices.

و اون موقع بود که به خودم اومدم، مثل ۲۵ هزار پوند مواد بازدارنده که روی من بارید، من اینجا تنها بودم، به تنهایی، با فقط دو انتخاب.

00:57

As you probably guessed, I wasn't invited here today to tell you the story about how I quit.

همونطور که احتمالاً حدس زدید، من امروز اینجا دعوت نشدم که داستان ترک کردن رو براتون تعریف کنم.

01:02

(Laughter) So, like the Boy Scout that I was, I began preparing for the next inevitable wildfire.

(خنده) پس، مثل یه پسر پیشاهنگ که بودم، شروع به آماده شدن برای آتش‌سوزی بعدی کردم.

زیرنویس کامل در پخش‌کننده ویدیو موجود است

واژگان کلیدی (15)

you A1 pronoun

تو دوست منی. (You are my friend.)

change A1 verb

تغییر دادن به معنای متفاوت کردن چیزی یا متفاوت شدن است.

watch A1 verb

من هر شب برای استراحت تلویزیون تماشا می‌کنم.

دستور زبان در این ویدیو

با تمرین‌ها یاد بگیرید

تمرین‌های واژگان، گرامر و درک مطلب از این ویدیو بسازید

واژگان و گرامر آزمون درک مطلب آزمون IELTS تمرین نوشتاری
ثبت‌نام برای تمرین
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!

ثبت‌نام کن و همه امکانات رو باز کن

پیشرفتت رو دنبال کن، واژگان رو ذخیره کن و تمرین کن

شروع رایگان یادگیری زبان