B2 adjective 正式 1分钟阅读

منحل

/mon'ħælː/

The word 'منحل' signifies the formal dissolution or disbandment of an organization or group.

30秒词汇

  • Indicates a dissolved or disbanded entity.
  • Used for organizations, groups, or relationships.
  • Implies an official or complete end.

Overview

واژه «منحل» در زبان فارسی، صفتی است که به وضعیت از هم گسیختگی، پایان یافتن یا انحلال اشاره دارد. این کلمه کاربرد گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف، از جمله سیاسی، اجتماعی، حقوقی و حتی در معنای فیزیکی (مانند انحلال مواد در مایعات) دارد. با این حال، در سطح B2 زبان‌آموزی، تمرکز اصلی بر معانی مجازی و اجتماعی آن است، به ویژه در مورد نهادها و سازمان‌ها.

«منحل» معمولاً به عنوان صفت پس از اسم می‌آید یا به صورت توصیفی برای نهادها و ساختارهایی به کار می‌رود که دیگر فعال نیستند. این کلمه می‌تواند به صورت رسمی یا غیررسمی در جملات استفاده شود، اما بار معنایی آن معمولاً جدی و بیانگر پایان یک دوره یا ساختار است. گاهی اوقات این کلمه به صورت مجهول با فعل «شدن» نیز به کار می‌رود، مانند «حزب منحل شد».

این واژه به طور معمول در اخبار، گزارش‌های سیاسی و اجتماعی، بحث‌های حقوقی (مانند انحلال شرکت‌ها یا سازمان‌ها)، و در توصیف گروه‌هایی که دیگر فعالیتی ندارند، استفاده می‌شود. به عنوان مثال، «پارلمان منحل شد»، «انجمن فرهنگی منحل گردید»، یا «این گروه پس از اختلافات داخلی منحل شد».

کلماتی مانند «پایان یافته»، «متلاشی شده»، «برچیده شده» و «از هم گسیخته» مفاهیم نزدیکی به «منحل» دارند. «پایان یافته» عام‌تر است و می‌تواند برای هر چیزی که به اتمام رسیده به کار رود. «متلاشی شده» و «از هم گسیخته» بیشتر بر جنبه فیزیکی یا ساختاری از هم پاشیدن تأکید دارند. «برچیده شده» نیز به معنی پایان دادن به فعالیت یک سازمان یا گروه است، اما «منحل» اغلب بار حقوقی یا رسمی‌تری دارد و به فرایند قانونی انحلال نیز اشاره می‌کند.

例句

1

این انجمن پس از ده سال فعالیت، رسماً منحل اعلام شد.

formal

This association was officially declared dissolved after ten years of activity.

2

وقتی اختلافات زیاد شد، گروه ما عملاً منحل شد.

informal

When the disagreements grew, our group effectively disbanded.

3

به دلیل مشکلات مالی، شرکت سهامی خاص منحل گردید.

legal/business

Due to financial problems, the private joint-stock company was dissolved.

4

گزارش‌ها حاکی از آن بود که پارلمان منحل شده است.

news/political

Reports indicated that the parliament had been dissolved.

常见搭配

رسماً منحل کردن to officially dissolve
خود به خود منحل شدن to dissolve automatically
حکم انحلال order of dissolution

常用短语

اعلام انحلال

declaration of dissolution

در آستانه انحلال

on the verge of dissolution

فرآیند انحلال

dissolution process

容易混淆的词

منحل vs پایان یافته

'پایان یافته' (Pāyān yāfteh) is a general term meaning 'ended' or 'finished'. 'منحل' (Monḥall) specifically implies dissolution, often in a formal or structural sense, especially for organizations.

منحل vs متلاشی شده

'متلاشی شده' (Motalāshi shodeh) means 'shattered' or 'crumbled', often implying physical destruction or complete breakdown. 'منحل' focuses more on the cessation of existence or function of an entity.

语法模式

اسم + منحل (مثال: حزب منحل) فاعل + منحل شدن (مثال: شرکت منحل شد) منحل کردن + مفعول (مثال: دولت پارلمان را منحل کرد)

How to Use It

使用说明

The word 'منحل' carries a sense of finality and often implies a formal process or decision. It is most commonly used for organizations, political bodies, companies, and sometimes even relationships that have ceased to exist.


常见错误

Learners might overuse 'منحل' for temporary breaks or simple endings. Ensure the context implies a complete and often official cessation of activity or existence.

Tips

💡

Focus on Formal Endings

Use 'منحل' when referring to the official closure or disbandment of groups or institutions.

⚠️

Avoid Casual Use

While it can be used figuratively, avoid using 'منحل' for minor breakups or temporary halts in activity.

🌍

Political and Social Context

The term 'منحل' is frequently encountered in news reports discussing political parties or social organizations facing closure.

词源

The word 'منحل' comes from the Arabic root 'حلّ' (ḥalla), meaning to untie, solve, or descend. In Persian, it evolved to mean dissolved or disbanded, particularly in the context of entities.

文化背景

The dissolution of political parties or parliaments is a significant event often covered extensively in Iranian media, making 'منحل' a relevant term in political discourse.

记忆技巧

Think of a 'hall' (like a large room or building) that is now 'un-manned' or empty – it's dissolved or disbanded.

常见问题

4 个问题

خیر، اگرچه کاربرد اصلی آن برای سازمان‌ها، احزاب، شرکت‌ها و گروه‌ها است، اما می‌تواند به صورت مجازی برای اشاره به پایان یافتن یا از هم گسیختگی روابط یا حتی یک دوره زمانی نیز به کار رود.

«پایان یافته» معنای عام‌تری دارد و به هر چیزی که به اتمام رسیده اشاره می‌کند. اما «منحل» معمولاً به پایان رسمی و قانونی یک نهاد یا سازمان اشاره دارد و بار معنایی جدی‌تری دارد.

نه لزوماً. انحلال یک سازمان می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد، از جمله رسیدن به اهداف، تغییرات قانونی، یا مشکلات داخلی. اما در بسیاری از موارد، به خصوص در اخبار، به دنبال رویدادهای منفی یا چالش‌ها رخ می‌دهد.

این کلمه را می‌توان برای توصیف وضعیت فعلی یک سازمان به کار برد (مثلاً «آن حزب منحل است») یا برای بیان عمل انحلال (مثلاً «پارلمان اعلام انحلال کرد»).

自我测试

fill blank

پس از سال‌ها فعالیت، آن شرکت قدیمی سرانجام ______ شد.

正确! 不太对。 正确答案: منحل

کلمه «منحل» بهترین گزینه برای توصیف پایان رسمی و قانونی فعالیت یک شرکت است.

multiple choice

دولت اعلام کرد که مجلس نمایندگان به زودی منحل خواهد شد.

正确! 不太对。 正确答案: از هم پاشیده و پایان یافته

«منحل» به معنی پایان یافتن رسمی و از بین رفتن ساختار یک نهاد است.

sentence building

منحل / شد / پارلمان / به / دلیل / بحران / سیاسی

正确! 不太对。 正确答案: پارلمان به دلیل بحران سیاسی منحل شد.

این ترتیب، ساختار جمله‌ای صحیح و رایج در زبان فارسی است.

得分: /3

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!