جمل النتيجة الفارسية: جداً... لدرجة أن (آنقدر... که)
Grammar Rule in 30 Seconds
Use 'ānqadr' (that much) followed by 'ke' (that) to describe a result caused by a high degree of something.
- Place 'ānqadr' before the adjective or adverb: 'ānqadr sard' (so cold).
- Connect the result clause with 'ke': '...ke nemitavānam birun beravam' (...that I cannot go out).
- The verb in the second clause must agree with the subject of the result.
نظرة عامة
آنقَدر... که (ānqadr... ke) في اللغة الفارسية يُعدُّ من الركائز الأساسية للمتحدث الذي يطمح للوصول إلى مستوى الطلاقة، حيث تُستخدم للتعبير عن علاقة «السبب والنتيجة» المعتمدة على شدة الصفة أو كمية الشيء.آنقَدر (بمعنى: هذا القدر/هذا المقدار) كأداة ربط correlative تضع ميزاناً للشدة، ثم تأتي که لتفتح باب النتيجة. بالنسبة لنا كمتحدثين بالعربية، هذا التركيب مألوف منطقياً، لكن التحدي يكمن في الترتيب النحوي؛ ففي العربية قد نؤخر النتيجة أو نستخدم «لدرجة أن»، بينما في الفارسية يجب أن يلتصق حرف الربط که مباشرة بعد الصفة أو الظرف الذي تمَّ تكثيفه.او آنقَدر خوشحال بود که نمیتوانست حرف بزند (كان سعيداً لدرجة أنه لم يستطع الكلام). هذا التركيب ليس مجرد أداة لغوية، بل هو وسيلة لنقل «درجة» الحدث، وهو ما يفتقده المبتدئون الذين يكتفون بربط الجمل بـ و أو اما فقط. نحن كعرب نمتلك حساً بلاغياً عالياً، واستخدام `آنقَدر...آنقَدر تعمل كـ «مُكثِّف» (Intensifier) يسبق الصفة أو الظرف، بينما تعمل که كـ «رابط نتيجي» (Result Conjunction).هوا آنقَدر سرد بود که...، فإنك تضع المستمع في حالة ترقب للنتيجة الحتمية لهذا البرد الشديد. لغوياً، آنقَدر تتكون من آن (اسم إشارة للبعيد) و قَدر (بمعنى مقدار)، أي «ذلك المقدار». هذا التركيب يفرض على الجملة التالية أن تكون نتيجة مباشرة للشدة المذكورة.آنقَدر... که تدمج التعليل والنتيجة في قالب واحد.غذا (الطعام) |آنقَدر | أداة التكثيف | قبل الصفة/الظرف | آنقَدر |آنقَدر | تُند (حار/حريف) |که | أداة الربط النتيجية | بعد الصفة مباشرة | که |نتوانستم بخورم |آنقَدر + (صفة/ظرف) + که + (جملة النتيجة). مثال: او آنقَدر آرام صحبت کرد که کسی نشنید (تحدث بهدوء لدرجة أن أحداً لم يسمع).- 1التعبير عن المبالغة المقبولة في الوصف: حينما تصف موقفاً خرج عن المألوف بسبب شدته، مثل
آنقَدر خسته بودم که نفهمیدم کی خوابم برد(كنت متعباً لدرجة أنني لم أعرف متى نمت). - 2في السرد القصصي: عندما تريد إظهار أثر حدث معين على بطل القصة، مثل
آنقَدر ترسید که فرار کرد(خاف لدرجة أنه هرب). - 3في النقاشات اليومية: عند تبرير موقفك، مثل
آنقَدر کار داشتم که نتوانستم به تماس شما جواب بدهم(كان لدي عمل لدرجة أنني لم أستطع الرد على مكالمتك).
خیلی (جداً) بشكل ركيك، ويجعل لغتك أكثر ثراءً وتدفقاً.- 1خطأ وضع
کهفي بداية الجملة الثانية بشكل منفصل: العرب يميلون أحياناً لقولآنقَدر سرد بود. که آب یخ زد(فصل الجملتين بنقطة). هذا خطأ؛ يجب أن تكون الجملة متصلة لأنها علاقة سبب ونتيجة. - 2نسيان
آنقَدرواستخدامخیلیفقط: يقع الكثير من العرب في فخ قولهوا خیلی سرد بود که.... هذا غير صحيح نحواً في الفارسية؛خیلیلا تأخذکهالنتيجية، بل نحتاج إلىآنقَدرأوبه قدری. - 3تقديم الصفة على
آنقَدر: قد يحاول المتعلم قولهوا سرد آنقَدر بودقياساً على بعض التراكيب في اللهجات العامية، لكن الترتيب الصحيح هوآنقَدر سرد(المكثف يسبق الصفة دائماً).
آنقَدر... که وأدوات مشابهة:آنقَدر... که | لدرجة أن | للنتيجة المترتبة على الشدة | آنقَدر گران بود که نخریدم |به طوری که | بطريقة تجعل | للوصف الكيفي | به طوری که همه تعجب کردند |تا حدی که | إلى حد أن | للتدرج في الوصول للنتيجة | تا حدی که دیگر توان نداشت |آنقَدر بدون که؟آنقَدر باران بارید! (مطرت بغزارة!)، وهنا تفيد المبالغة في الشدة دون ذكر نتيجة، لكنها تفقد وظيفة الربط النتيجي.آنقَدر عن اینقدر؟آنقَدر تشير إلى مقدار بعيد أو عام، بينما اینقدر تشير إلى مقدار قريب (هذا المقدار الموجود أمامي الآن)، وكلاهما صحيح.آنقَدر دوید که نفسش گرفت (ركض لدرجة أن أنفاسه انقطعت)، حيث تصف الشدة في الفعل.Structure Breakdown
| Part | Function | Example |
|---|---|---|
|
Subject
|
The actor
|
او (He/She)
|
|
ānqadr
|
Degree modifier
|
آنقدر
|
|
Adjective/Adverb
|
The quality
|
خسته (tired)
|
|
ke
|
Connector
|
که
|
|
Result Clause
|
The outcome
|
نتوانست بخوابد (couldn't sleep)
|
Meanings
This structure is used to express a cause-and-effect relationship where the intensity of an action or state leads to a specific consequence.
Degree-Result
Expressing that an intensity reached a point where a result occurred.
“هوا آنقدر گرم بود که همه به خانه برگشتند.”
“او آنقدر سریع دوید که نفسش گرفت.”
Reference Table
| الأسلوب | النمط الفارسي | المعادل العربي | السياق |
|---|---|---|---|
|
قياسي
|
`آنقدر... که`
|
جداً... لدرجة أن
|
عام / محايد
|
|
غير رسمي
|
`انقدر... که`
|
كتير... لدرجة
|
الرسائل / الأصدقاء
|
|
رسمي جداً
|
`آنچنان... که`
|
بشكلٍ... لدرجة أن
|
الأدب / الخطابات
|
|
أكاديمي
|
`به قدری... که`
|
إلى درجة أن
|
الكتابة / الأخبار
|
|
عامي / دارج
|
`انقدر... که نگو`
|
لدرجة لا توصف
|
التعبير عن الشدة
|
|
تركيز على الاسم
|
`آنقدر [اسم] که`
|
الكثير من [الاسم] لدرجة
|
تحديد كمية الشدة
|
طيف الرسمية
وی آنقدر خسته بود که به خواب رفت. (Describing someone's state.)
او آنقدر خسته بود که خوابید. (Describing someone's state.)
اونقدر خسته بود که خوابید. (Describing someone's state.)
اونقدر خسته بود که کپید. (Describing someone's state.)
هيكل جملة آنقدر
الصفات
- خسته تعبان
- سخت صعب
الكميات (الأسماء)
- پول مال
- غذا طعام
الاختلافات الرسمية وغير الرسمية
بناء جملتك
هل توجد نتيجة؟
هل السياق عامي؟
صفات شائعة الاستخدام
جسدية
- • داغ
- • سرد
- • تند
عاطفية
- • خوشحال
- • ناراحت
- • عصبانی
أمثلة حسب المستوى
هوا آنقدر سرد است.
The weather is so cold.
او آنقدر خوب است.
He is so good.
آنقدر زیاد است.
It is so much.
آنقدر سخت است.
It is so hard.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
I was so tired that I slept.
آنقدر گرسنه بودم که غذا خوردم.
I was so hungry that I ate.
آنقدر خوشحال بود که خندید.
He was so happy that he laughed.
آنقدر باران آمد که خیابان خیس شد.
It rained so much that the street got wet.
او آنقدر سریع صحبت میکند که نمیفهمم.
He speaks so fast that I don't understand.
آنقدر کار داشتم که نتوانستم بیایم.
I had so much work that I couldn't come.
آنقدر فیلم جالب بود که دوباره دیدمش.
The movie was so interesting that I watched it again.
آنقدر دیر شد که اتوبوس رفت.
It got so late that the bus left.
او آنقدر به خودش اطمینان دارد که همه به او اعتماد میکنند.
He is so confident in himself that everyone trusts him.
آنقدر شرایط سخت بود که مجبور به استعفا شد.
The conditions were so hard that he was forced to resign.
آنقدر کتاب گران بود که نخریدمش.
The book was so expensive that I didn't buy it.
آنقدر در ترافیک ماندم که دیر رسیدم.
I stayed in traffic so long that I arrived late.
او آنقدر در استدلال خود دقیق بود که هیچکس نتوانست مخالفت کند.
He was so precise in his reasoning that no one could disagree.
آنقدر درگیر پروژه بودم که گذر زمان را حس نکردم.
I was so involved in the project that I didn't feel the passage of time.
آنقدر به جزئیات توجه کرد که نتیجه عالی شد.
He paid so much attention to details that the result was excellent.
آنقدر اوضاع پیچیده است که راهحل سادهای ندارد.
The situation is so complex that it has no simple solution.
او آنقدر در هنر غرق شده بود که دنیای اطرافش را فراموش کرد.
He was so immersed in art that he forgot the world around him.
آنقدر در کلامش صداقت داشت که همه را تحت تأثیر قرار داد.
He had so much sincerity in his words that he influenced everyone.
آنقدر شجاعت به خرج داد که همه را به تحسین واداشت.
He showed so much courage that he made everyone admire him.
آنقدر در پژوهش خود پیش رفته بود که به نتایج جدیدی رسید.
He had progressed so far in his research that he reached new results.
سهل الخلط
Learners use 'kheyli' to mean 'so... that'.
Learners use 'bish az had' for positive results.
Learners mix up 'chenān' (literary) with 'ānqadr' (standard).
أخطاء شائعة
آنقدر خسته خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
خیلی خسته که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
خسته آنقدر که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که نتوانستم.
آنقدر خسته بودم که نتوانستم بخوابم.
آنقدر خسته بودم که خوابیده بودم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته هستم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که به خواب رفتم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که نمیتوانستم خوابیدن.
آنقدر خسته بودم که نمیتوانستم بخوابم.
آنقدر خسته بودم که خوابم برد.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیده باشم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابم میآمد.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
آنقدر خسته بودم که خوابیده بودم.
آنقدر خسته بودم که خوابیدم.
أنماط الجُمل
او ___ آنقدر ___ بود که ___.
هوا ___ آنقدر ___ که ___.
من ___ آنقدر ___ که ___.
آنها ___ آنقدر ___ که ___.
Real World Usage
اونقدر خستهام که نمیتونم بیام.
این فیلم آنقدر عالی بود که حتما ببینید.
من آنقدر تجربه دارم که میتوانم مدیریت کنم.
آنقدر گرسنهام که دو تا پیتزا میخواهم.
آنقدر دیر رسیدم که پرواز رفت.
این موضوع آنقدر پیچیده است که نیاز به تحقیق دارد.
اختصار المحادثات
قاعدة 'كه' الإلزامية
أسلوب المبالغة
Smart Tips
Always use 'ānqadr' to emphasize the intensity.
Ensure the second verb is negative.
Use 'unqadr' for a more natural flow.
Stick to 'ānqadr'.
النطق
ānqadr
The 'q' is a deep guttural sound.
Rising-Falling
ānqadr [rise]... ke [fall]
Emphasizes the intensity.
احفظها
وسيلة تذكّر
Think of 'ānqadr' as a heavy weight on a scale, and 'ke' as the tipping point that causes the result.
ربط بصري
Imagine a person trying to carry a box that is 'ānqadr' (so) heavy that they drop it ('ke' result).
Rhyme
ānqadr is the degree, ke is the key, for the result you want to see.
Story
Ali was 'ānqadr' (so) hungry that he ate the whole pizza. Because he ate the whole pizza, he felt sick. The 'ānqadr' caused the hunger, and 'ke' connected it to the sickness.
Word Web
تحدٍّ
Write 3 sentences about your day using 'ānqadr... ke' in the next 5 minutes.
ملاحظات ثقافية
In spoken Tehrani, 'ānqadr' often becomes 'unqadr' or 'unghadr'.
The structure is a combination of the demonstrative 'ān' (that) and 'qadr' (amount/measure).
بدايات محادثة
چرا دیروز به مهمانی نیامدی؟
نظرت درباره این فیلم چیست؟
چرا اینقدر زود خسته شدی؟
چرا این کتاب را نخریدی؟
مواضيع للكتابة اليومية
أخطاء شائعة
Test Yourself
Arrange the words in the correct order:
All words placed
Click words above to build the sentence
غذا انقدر خوشمزه بود ___ همه را خوردم.
Find and fix the mistake:
او خسته آنقدر بود که زود خوابید.
Score: /3
تمارين تطبيقية
8 exercisesهوا آنقدر سرد بود ___ نتوانستم بروم.
Which sentence is correct?
Find and fix the mistake:
آنقدر خسته بودم خوابیدم.
بود / که / آنقدر / خسته / خوابیدم
He was so happy that he laughed.
Use 'ānqadr', 'sard', 'ke', 'birun'.
آنقدر خسته بودم که نتوانستم ___.
آنقدر کار داشتم ___ نتوانستم بیایم.
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesاو ___ پول دارد که نمیداند با آن چکار کند.
ترجم: كنت سعيداً جداً لدرجة أنني ضحكت.
اختر النسخة غير الرسمية (العامية):
صل كل سبب بنتيجته المنطقية:
فیلم انقدر که طولانی بود خسته شدم.
رتب: تند / انقدر / راه / که / خسته / رفتم / شدم
او ___ مهربان بود که همه دوستش داشتند.
آفتاب انقدر شدید بود که...
ترجم: يتحدث بصوت منخفض جداً لدرجة أنني لا أسمعه.
طابق الكلمة بنبرتها المناسبة:
Score: /10
الأسئلة الشائعة (8)
Yes, it is perfectly acceptable in formal writing.
No, but it is the most common for result clauses.
Just use a negative verb in the second clause.
Yes, but it usually modifies adjectives/adverbs.
Yes, very common, often pronounced 'unqadr'.
It acts as the bridge between the cause and the result.
Yes, it works well in questions.
Yes, 'kheyli' does not imply a result clause.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
tan... que
Spanish requires subjunctive in some cases; Persian does not.
tellement... que
French uses 'tellement' for both adverbs and adjectives.
so... dass
German requires the verb to be at the end of the result clause.
〜すぎて〜
Japanese is agglutinative; Persian is analytic.
بدرجة أن
Arabic is more formal and uses different vocabulary.
那么... 以至于
Chinese word order is strictly SVO.
Learning Path
Prerequisites
Related Grammar Rules
الأحلام وتقديم النصائح: الشرط 'لو كنت...' (اگر)
### Overview أهلاً بك يا صديقي! بصفتي مدرساً للغة الفارسية ولغتي الأم هي العربية، أتفهم تماماً التحديات التي تواجهك. ال...
التعريف في الفارسية: استخدام علامة المفعول به (را)
### Overview أهلاً بك يا صديقي في رحلة تعلم اللغة الفارسية. بصفتي معلماً يتحدث العربية كلغة أم، أعلم تماماً أنك تمتلك "...
الصمغ غير المرئي: ربط الكلمات بالإضافة (-e)
Overview هل تساءلت يومًا كيف تتدفق الجمل الفارسية بسلاسة دون الكثير من حروف الجر؟ تعرف على *الإضافة* (Ezafe). إنها اللاع...
ساندويتش الجملة الفارسية (ترتيب SOV)
### Overview أهلاً بك يا صديقي في رحلة تعلم اللغة الفارسية. بما أنك متحدث باللغة العربية، فأنت تمتلك ميزة كبيرة، لكن علي...
قول "يوجد": الفعل Hast (هست)
Overview هل سبق لك أن فتحت الثلاجة وصحت قائلاً: "هل بقي أي بيتزا؟" أو دخلت إلى مقهى وتساءلت: "هل يوجد واي فاي مجاني هنا؟...