التعريف في الفارسية: استخدام علامة المفعول به (را)
را (râ) مباشرة بعد المفعول به المحدد لتعرف الشيء الذي وقع عليه فعلك. تذكر الكلمات الثلاث: «المفعول به»، «التحديد»، «التعريف».
Grammar Rule in 30 Seconds
Use 'را' (râ) after a specific direct object to show it is definite or known to the listener.
- Use 'را' for specific objects: کتاب را خواندم (I read the book).
- Do not use 'را' for indefinite objects: کتابی خواندم (I read a book).
- Place 'را' immediately after the direct object noun or noun phrase.
نظرة عامة
را (rā) ممتعاً للغاية. في الفارسية، نستخدم را كأداة لاحقة (Postposition) لتحديد المفعول به المباشر (Direct Object).را لتقول للمستمع: «هذا هو الشيء المحدد الذي أتحدث عنه».را هي الأداة التي تحول الاسم من نكرة إلى معرفة محددة.را مع المفعول به، سيفهم السامع أنك تتحدث عن شيء عام أو غير محدد. هذا المفهوم يشبه إلى حد كبير الفرق بين المفعول به المطلق والنكرة في العربية، لكنه أكثر إلزامية في الفارسية. الفارسية لغة تعتمد على الترتيب (SOV)، ورا هي «العلامة المرورية» التي تخبرنا أن الاسم الذي يسبقها هو المفعول به الذي وقع عليه فعل الفاعل.را كأداة تعريف للمفعول به (Accusative Marker). في النحو العربي، نحن نستخدم «النصب» لتمييز المفعول به، مثل «قرأتُ الكتابَ»، حيث الفتحة على الباء هي علامة المفعول به. في الفارسية، لا توجد حركات إعرابية، لذا تعمل را كـ «بديل» وظيفي للنصب.را تعني «طريق» أو «جهة»، ومع الزمن تحولت لتصبح علامة للمفعول به، وكأنك تقول «الفعل موجه نحو هذا الشيء». هذا المفهوم يشبه في العربية «لام التعليل» أو «حرف الجر» الذي يوجه الفعل، لكن را هنا ليست حرف جر، بل هي جزء لا يتجزأ من بنية المفعول به المعرف.کتاب را خواندم (قرأتُ الكتابَ)، أنت تستخدم را لأنك تقصد كتاباً بعينه. إذا حذفت را وقلت کتاب خواندم، فالمعنى يصبح «قرأتُ كتاباً» (أي كتاباً ما، أو أنا في حالة قراءة كتب). هذا التمييز جوهري جداً.را تأتي *بعد* الاسم وليس قبله. هي تشبه في وظيفتها «ال» التعريف ولكنها تلتصق بنهاية المفعول به، مما يجعلها أداة فريدة وممتعة في الاستخدام.را + [الفعل].مَن | man | أنا |کتابِ جدید | ketāb-e jadid | الكتاب الجديد |را | rā | (علامة المفعول به) |خواندَم | khāndam | قرأتُ |را دائماً تأتي بعد المفعول به مباشرة. حتى لو كان المفعول به طويلاً (موصوف أو مضاف إليه)، تظل را في نهاية هذه الكتلة. مثال: ماشینِ علی را دیدم (رأيتُ سيارةَ عليّ). لاحظ أن را جاءت بعد علی وليس بعد ماشین لأن المفعول به هنا هو «سيارة علي» ككتلة واحدة.را في الحالات التي يكون فيها المفعول به «معرفاً» أو «محدداً»، تماماً مثل الأسماء المعرفة في العربية:- 1الأسماء العلم:
مونا را دیدم(رأيتُ مونا). - 2الأسماء المضاف إليها ضمير متصل:
کتابَم را خواندم(قرأتُ كتابي - الياء هنا تعادل الضمير المتصل في العربية). - 3الأسماء المعرفة بأسماء الإشارة:
این کتاب را بخر(اشترِ هذا الكتاب). - 4الأسماء التي سبق ذكرها: إذا كنت تحكي قصة عن «بيت»، في المرة الثانية تقول
خانه را(البيتُ الذي ذكرناه).
را لتوثيق هذا التعريف.- 1استخدام
رامع النكرة: يخطئ المبتدئ العربي بوضعرامع نكرة، مثلسیبی را خوردم(أكلتُ تفاحةً). هذا خطأ لأنراتجعل الاسم معرفة. السبب هو الخلط بين «ال» التعريف في العربية وبين وظيفةرا. تذكر:را= معرفة فقط. - 2وضع
راقبل المفعول به: يميل العربي لوضع العلامة قبل الاسم (مثل حروف الجر). تذكر دائماً أنرالاحقة (Suffix-like) تأتي في نهاية المفعول به. - 3إهمال
رامع المضاف إليه: ينسى المبتدئ وضعراعندما يكون المفعول به مضافاً، مثلماشینِ پدرم دیدم. الصحيح هوماشینِ پدرم را دیدم. السبب هو أن العربي يظن أن الإضافة كافية للتعريف (وهي كذلك في العربية)، لكن الفارسية تتطلبرالتأكيد دور المفعول به.
را (أداة لاحقة) |سیب را خوردم. لاحظ كيف أن الفارسية تحفظ الترتيب وتستخدم را لتثبيت المفعول به في مكانه.- 1هل أستخدم
رامع كل مفعول به؟ لا، فقط مع المفعول به المعرف أو المحدد. إذا كان المفعول به نكرة، لا تضعرا. - 2هل هناك اختلاف في الكلام اليومي؟ نعم، في المحادثة تتحول
راإلىروأوـُرو. مثال:کتابوبدلاً منکتاب را. - 3هل يمكن أن تأتي
رافي بداية الجملة؟ لا أبداً، هي دائماً تتبع المفعول به وتأتي قبل الفعل. هي «ظِل» المفعول به. - 4هل
راتغير معنى الفعل؟ لا، هي فقط تحدد هوية المفعول به، ولا علاقة لها بتصريف الفعل أو زمنه.
Direct Object Marker Placement
| Noun | Marker | Verb | Translation |
|---|---|---|---|
|
کتاب
|
را
|
خواندم
|
I read the book
|
|
ماشین
|
را
|
دیدم
|
I saw the car
|
|
غذا
|
را
|
خوردم
|
I ate the food
|
|
نامه
|
را
|
نوشتم
|
I wrote the letter
|
|
فیلم
|
را
|
دیدم
|
I watched the movie
|
|
دوست
|
را
|
دیدم
|
I saw the friend
|
|
خانه
|
را
|
خریدم
|
I bought the house
|
|
گل
|
را
|
چیدم
|
I picked the flower
|
Spoken Contractions
| Formal | Informal |
|---|---|
|
را
|
رو
|
Meanings
The particle 'را' marks a direct object as definite, specific, or previously mentioned in the discourse.
Definite Object
Marks a specific, identifiable object.
“او ماشین را خرید.”
“من فیلم را دیدم.”
Generic/Universal
Marks a noun representing a class or universal concept.
“خدا انسان را آفرید.”
“او حقیقت را دوست دارد.”
Reference Table
| السياق | نوع المفعول | المثال بالفارسية | المعنى بالعربية |
|---|---|---|---|
|
محدد
|
اسم علم
|
علی را دیدم
|
رأيت علياً
|
|
عام
|
نكرة
|
سیب خوردم
|
أكلت تفاحة
|
|
محدد
|
ملكية
|
ماشینم را شستم
|
غسلتُ سيارتي
|
|
محدد
|
اسم إشارة
|
این فیلم را ببین
|
شاهد هذا الفيلم
|
|
عامي
|
كلام يومي
|
کتابو بده
|
أعطني الكتاب
|
|
رسمي
|
كتابة
|
نامه را فرستادم
|
أرسلتُ الرسالة
|
طيف الرسمية
من فیلم را مشاهده کردم. (Casual conversation)
من فیلم را دیدم. (Casual conversation)
فیلم رو دیدم. (Casual conversation)
فیلمو دیدم. (Casual conversation)
متى نستخدم را
أسماء العلم
- سارا Sara
- تهران Tehran
الملكية
- کتابم My book
- گوشیت Your phone
أسماء الإشارة
- این فیلم This movie
- آن شهر That city
المفعول المحدد مقابل العام
مسار قرار استخدام را
هل الكلمة مفعول به مباشر؟
هل هي محددة (اسم، ملكية، إشارة)؟
أشكال الأداة
رسمي (كتابة)
- • را (râ)
عامي (بعد ساكن)
- • و (o) / رو (ro)
عامي (بعد علة)
- • رو (ro)
أمثلة حسب المستوى
من سیب را خوردم.
I ate the apple.
او کتاب را خواند.
He read the book.
من ماشین را دیدم.
I saw the car.
تو آب را نوشیدی.
You drank the water.
من آن خانه بزرگ را خریدم.
I bought that big house.
آیا تو نامه را نوشتی؟
Did you write the letter?
او دوستش را ندید.
He didn't see his friend.
من فیلم را دوست دارم.
I like the movie.
او حقیقت را به من گفت.
He told me the truth.
ما باید این مشکل را حل کنیم.
We must solve this problem.
او همیشه گلها را آبیاری میکند.
She always waters the flowers.
من این پیشنهاد را قبول کردم.
I accepted this offer.
او تمام تلاشش را برای موفقیت کرد.
He made all his effort for success.
من این کتاب را به تو هدیه میدهم.
I gift this book to you.
او تصمیم گرفت که این مسیر را انتخاب کند.
He decided to choose this path.
ما باید قوانین را رعایت کنیم.
We must observe the rules.
او سرنوشت خود را در دستانش گرفت.
He took his destiny into his hands.
من این موضوع را به بحث میگذارم.
I put this topic up for discussion.
او این مسئولیت را بر عهده گرفت.
He took on this responsibility.
ما باید این فرصت را غنیمت بشماریم.
We must seize this opportunity.
او این نظریه را به چالش کشید.
He challenged this theory.
او این میراث را برای آیندگان باقی گذاشت.
He left this legacy for future generations.
او این تناقض را در متن یافت.
He found this contradiction in the text.
او این واقعیت را انکار کرد.
He denied this reality.
سهل الخلط
Learners think both connect words.
Learners use 'را' with 'یک'.
Learners put 'را' on the subject.
أخطاء شائعة
من یک سیب را خوردم
من سیب را خوردم
را من کتاب خواندم
من کتاب را خواندم
من کتاب خواندم
من کتاب را خواندم
کتاب را من خواندم
من کتاب را خواندم
من کتابِ را خواندم
من کتاب را خواندم
من آن را کتاب خواندم
من آن کتاب را خواندم
او را دیدم من
من او را دیدم
من به او را گفتم
من به او گفتم
من سیب را میخواهم بخورم
من میخواهم سیب را بخورم
او را دوست دارم
او را دوست دارم
من این را که گفتی را شنیدم
من آنچه را که گفتی شنیدم
او را به خانه رفت
او به خانه رفت
من را رفتم
من رفتم
أنماط الجُمل
من ___ را دیدم.
آیا ___ را خواندی؟
او ___ را به من داد.
ما باید ___ را تغییر دهیم.
Real World Usage
عکسو دیدی؟
پیتزا رو بیار.
من این مسئولیت را میپذیرم.
بلیط را چک کن.
پست را لایک کن.
این نظریه را بررسی کردیم.
فخ أفعال الكينونة
را مع أفعال مثل 'أكون' أو 'يكون'. هي مخصصة فقط للأفعال التي تفعلها بالأشياء! مثلاً قل: «من دانشآموز هستم.»ساندوتش الصفات
أسلوب شوارع طهران
ro في 99% من الوقت. استخدم râ فقط إذا كنت تكتب رسالة رسمية أو تلقي شعراً: «ماشینرو پارک کردی؟»Smart Tips
If you can say 'the' in English, use 'را' in Persian.
Always write 'را' fully; never use 'رو'.
Use 'را' for names of people.
Put 'را' after the adjective.
النطق
Contraction
In speech, 'را' becomes 'رو' (ro).
Statement
من کتاب را خواندم ↘
Falling intonation for facts.
احفظها
وسيلة تذكّر
Ra is the 'Right' marker for the 'Right' object.
ربط بصري
Imagine a spotlight (the 'را') shining on a specific book on a table.
Rhyme
When the object is clear and true, add the little marker 'ra' to it too.
Story
Ali wanted a book. He went to the shop. He found the specific book he wanted. He said, 'I want this book (کتاب را میخواهم)'.
Word Web
تحدٍّ
Write 5 sentences about things you see in your room using 'را'.
ملاحظات ثقافية
Tehrani speakers almost always use the 'ro' contraction.
Comes from Middle Persian 'rāy', meaning 'for the sake of'.
بدايات محادثة
کتاب را خواندی؟
فیلم را دیدی؟
آیا این پیشنهاد را قبول میکنی؟
آیا این واقعیت را میپذیری؟
مواضيع للكتابة اليومية
أخطاء شائعة
Test Yourself
Arrange the words in the correct order:
All words placed
Click words above to build the sentence
من علی ___ دیدم.
را.Find and fix the mistake:
من پیتزا خوردم را.
را يجب أن تأتي مباشرة بعد المفعول به، وقبل الفعل.Score: /3
تمارين تطبيقية
8 exercisesمن کتاب ___ خواندم.
Which is correct?
Find and fix the mistake:
من یک کتاب را خواندم.
دیدم / را / ماشین / من
I saw the movie.
Match: من نامه را نوشتم
Use: علی، دوستش، دید
Select the formal version.
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesفیلم___ دیدی؟
رتب الكلمات:
من این عکس لایک کردم.
رأيتُ المعلم.
اشتريت تفاحاً (بشكل عام).
طابق الأزواج:
کلیدها ___ پیدا کردم.
رتب:
من دانشآموز را هستم.
عامية: رأيتُ الكتاب.
Score: /10
الأسئلة الشائعة (8)
No, it is a post-positional marker for direct objects.
No, never. It is only for direct objects.
The object becomes indefinite or generic.
Yes, 'رو' is the spoken contraction of 'را'.
Yes, always, if they are the direct object.
No, that is a common mistake.
Yes, it is required in formal writing.
If you can say 'the' in English, use 'را'.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
Personal 'a'
Persian 'را' is for objects, Spanish 'a' is for people.
Articles (le/la)
Persian marker is a post-position.
Accusative case
Persian uses a particle, German changes the article.
Particle 'wo'
Japanese 'wo' is mandatory for all direct objects.
Definite article 'al'
Arabic is a prefix, Persian is a post-position.
Ba-construction
Chinese 'ba' is a pre-verb marker.
Learning Path
Prerequisites
فيديوهات ذات صلة
Related Grammar Rules
الأحلام وتقديم النصائح: الشرط 'لو كنت...' (اگر)
### Overview أهلاً بك يا صديقي! بصفتي مدرساً للغة الفارسية ولغتي الأم هي العربية، أتفهم تماماً التحديات التي تواجهك. ال...
الصمغ غير المرئي: ربط الكلمات بالإضافة (-e)
Overview هل تساءلت يومًا كيف تتدفق الجمل الفارسية بسلاسة دون الكثير من حروف الجر؟ تعرف على *الإضافة* (Ezafe). إنها اللاع...
جمل النتيجة الفارسية: جداً... لدرجة أن (آنقدر... که)
### Overview إنَّ استخدام صيغة `آنقَدر... که` (ānqadr... ke) في اللغة الفارسية يُعدُّ من الركائز الأساسية للمتحدث الذي ي...
ساندويتش الجملة الفارسية (ترتيب SOV)
### Overview أهلاً بك يا صديقي في رحلة تعلم اللغة الفارسية. بما أنك متحدث باللغة العربية، فأنت تمتلك ميزة كبيرة، لكن علي...
قول "يوجد": الفعل Hast (هست)
Overview هل سبق لك أن فتحت الثلاجة وصحت قائلاً: "هل بقي أي بيتزا؟" أو دخلت إلى مقهى وتساءلت: "هل يوجد واي فاي مجاني هنا؟...