A1 adjective رسمی #2,000 رایج‌ترین 1 دقیقه مطالعه

تابع

tabi' /taːbiʕ/

The word 'تابع' denotes a structural or administrative relationship of dependency.

واژه در 30 ثانیه

  • Indicates something under the control of another entity.
  • Commonly used for administrative branches or subsidiary organizations.
  • Derived from the root for following or succession.

نظرة عامة

كلمة 'تابع' مشتقة من الجذر 'ت ب ع'، وهي تعبر عن حالة الارتباط بكيان آخر. في اللغة العربية، تعمل كاسم فاعل يدل على الخضوع أو الانتماء لجهة عليا، سواء كانت دولة، مؤسسة، أو حتى نظاماً تقنياً.

أنماط الاستخدام

تُستخدم 'تابع' كصفة تتبع الموصوف في التعريف والتنكير. غالباً ما تظهر في سياقات إدارية مثل 'مكتب تابع للوزارة' أو 'شركة تابعة للمجموعة'. يمكن أن تأتي أيضاً كاسم بمعنى 'المتتبع' في سياقات تقنية مثل 'تابع التحديثات'.

السياقات الشائعة

تظهر الكلمة بكثرة في الوثائق الرسمية، الأخبار السياسية، وعقود العمل. كما تُستخدم في الحياة اليومية للإشارة إلى الفروع، مثل 'فرع تابع للبنك'.

مقارنة الكلمات المتشابهة

تختلف 'تابع' عن 'مُلحق'؛ حيث أن الملحق غالباً ما يكون إضافة اختيارية أو ثانوية، بينما 'تابع' تعني وجود علاقة هيكلية أو تبعية رسمية. كما تختلف عن 'خاضع' التي تحمل دلالة أقوى على القهر أو السيطرة الإجبارية، بينما 'تابع' قد تكون إدارية بحتة.

مثال‌ها

1

هذا الفرع تابع للبنك الرئيسي.

everyday

This branch is a subsidiary of the main bank.

2

الدولة تابعة لاتفاقيات دولية.

formal

The state is subject to international agreements.

ترکیب‌های رایج

تابع لـ Affiliated with
جهة تابعة Affiliated entity

عبارات رایج

شركة تابعة

Subsidiary company

تابع للعمل

Work-related

اغلب اشتباه گرفته می‌شود با

تابع vs مُلحق

An 'attachment' (mulhaq) is often an add-on or an extra part, whereas 'tabi' implies a core hierarchical connection.

الگوهای دستوری

تابع لـ + اسم اسم + تابع لـ

How to Use It

📝

نکات کاربردی

Use 'تابع' in formal and professional contexts to describe structural relationships. It is highly common in business and government documents. Ensure proper gender agreement with the noun it modifies.


⚠️

اشتباهات رایج

Students often forget the preposition 'لـ' after the word. Others confuse it with 'متبوع' (the leader/the followed). Always ensure the word agrees in gender with the preceding noun.

Tips

💡

Use with preposition 'لـ'

Always pair 'تابع' with the preposition 'لـ' to indicate what entity it belongs to. For example, say 'تابع للشركة' instead of just 'تابع'.

⚠️

Avoid confusing with 'متبوع'

Remember that 'تابع' is the one following, while 'متبوع' is the one being followed. Mixing these can invert the meaning of your sentence.

🌍

Formal administrative usage

In Arab bureaucracy, 'تابع' is the standard term for official departments or regional offices. Using it correctly reflects professional language skills.

📖

ریشه کلمه

Derived from the Arabic root 't-b-a' (ت ب ع), related to following in sequence or path. It has been used in Arabic since classical times to denote succession and dependency.

🌍

بافت فرهنگی

The concept of 'tabi' is deeply rooted in the hierarchical nature of traditional Arab administration and tribal systems, where smaller units owe allegiance to a larger, central authority.

🧠

راهنمای حفظ

Think of a train: the carriages are 'tabi' (following/attached) to the engine. They cannot move without the engine's control.

سوالات متداول

3 سوال

نعم، يمكن استخدامها للإشارة إلى شخص يعمل تحت إمرة جهة معينة، لكن يفضل استخدام 'موظف' أو 'عنصر' في سياقات العمل لتجنب الدلالة السلبية للتبعية.

تابع تعني أن الشيء يتبع جهة أخرى في قراراته أو إدارته، بينما مستقل تعني أنه يدير شؤونه بنفسه دون تدخل خارجي.

نعم، تصبح 'تابعة' عند وصف اسم مؤنث، مثل: 'شركة تابعة' أو 'مؤسسة تابعة'.

خودت رو بسنج

fill blank

اختر الكلمة المناسبة لإكمال الجملة:

هذا المكتب ___ للوزارة.

✓ درسته! ✗ نه دقیقاً. پاسخ صحیح: تابع

المكتب يتبع الوزارة إدارياً، لذا نستخدم صفة 'تابع'.

🎉 امتیاز: /1

Related Content

واژه‌های بیشتر politics

علناً

A1

یعنی کاری رو طوری انجام بدی که همه بتونن ببینن یا بفهمن.

علنا

A1

انجام دادن کاری به صورت آشکار و بدون پنهان‌کاری، طوری که همه ببینن.

مساءلة

B2

یعنی مسئولیت کارهایت را به عهده بگیری و بتوانی توضیحشان بدهی. معمولاً از آدم‌های مهم انتظار پاسخگویی دارند.

تبني

B1

یعنی یه بچه رو رسماً به فرزند خوندگی قبول کنی، یا یه ایده یا تکنولوژی جدید رو قبول کنی و حمایتش کنی.

اتفاقية

B1

یک توافق رسمی، که معمولاً کتبی است، بین دو یا چند طرف.

اِحْتِجَاج

B2

یعنی وقتی مردم علناً با یه چیزی مخالفتشون رو نشون بدن. مثل وقتی که از یه قانونی خوشت نمیاد و با صدای بلند میگی 'نه!'.

إقصاء

B2

اینکه کسی رو از یه گروه یا فعالیت کنار بذاری و اجازه ندی توش شرکت کنه.

اِنتِخاب

B1

فرآیند رسمی که توش مردم با رای دادن، نماینده یا دولت رو انتخاب می‌کنن.

انتخابات

A2

«انتخابات» یعنی مراسمی که مردم رأی میدن تا رهبران یا نمایندگانشون رو انتخاب کنن.

إِصْلَاح

B2

یعنی درست کردن یا بهتر کردن یه چیزی که ایراد داره یا خوب کار نمی‌کنه. هدفش اینه که اوضاع رو بهتر کنه.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!