B2 Modal Verbs 14 min read آسان

الزام شدید: باید حتماً انجام دهی با 非...不可 (fēi...bùkě)

وقتی می‌خوای بگی یه کاری «بایدِ باید» انجام بشه یا یه نفر روی یه چیزی «پیله کرده»، از «非...不可» استفاده کن. کلمات کلیدی: «非», «不可», «اجبار».

Grammar Rule in 30 Seconds

Use '非...不可' to express that something is absolutely necessary or unavoidable.

  • Place the required action between 非 and 不可: 非 + [Verb/Action] + 不可.
  • It emphasizes a strong subjective or objective necessity.
  • It can also express a strong desire or determination to do something.
非 (Not) + Action + 不可 (Not possible) = Must do!

مرور کلی

### Overview
در زبان چینی، ساختار 非...不可 (fēi...bùkě) یکی از قدرتمندترین و تأکیدی‌ترین روش‌ها برای بیان ضرورت مطلق، اصرار شخصی یا اجتناب‌ناپذیری یک نتیجه است. اگر بخواهیم این ساختار را با دستور زبان فارسی مقایسه کنیم، می‌توانیم آن را معادل عباراتی مانند «حتماً باید»، «به هیچ وجه نمی‌شود که...» یا «غیرممکن است که... نشود» بدانیم.
در فارسی، ما برای بیان ضرورت از «باید» استفاده می‌کنیم، اما 非...不可 فراتر از یک ضرورت ساده است؛ این ساختار بار معنایی «اصرار شدید» و «عدم وجود جایگزین» را با خود حمل می‌کند.
در زبان فارسی، ما برای تأکید بر ضرورت، معمولاً از قیدهایی مثل «حتماً» یا «قطعاً» در کنار فعل «باید» استفاده می‌کنیم، اما در چینی، ساختار 非...不可 با استفاده از منطق «نفی در نفی»، یک تأکید ساختاری ایجاد می‌کند. این مفهوم در فارسی به شکلی که دو کلمه منفی یکدیگر را خنثی کنند و به یک معنای مثبتِ بسیار قوی برسند، کمتر به صورت یک الگوی ثابت دستوری دیده می‌شود. درک این ساختار برای زبان‌آموزان سطح B2 ضروری است، زیرا به شما اجازه می‌دهد تا از جملات ساده و خنثی فراتر رفته و حس «قاطعیت» و «قطعیت» را به مخاطب منتقل کنید.
این ساختار در محیط‌های کاری، در بیان تصمیمات قاطع شخصی و حتی در تحلیل‌های منطقی بسیار پرکاربرد است.
### How This Grammar Works
پایه و اساس دستوری 非...不可 بر مبنای «نفی مضاعف» (Double Negative) است. در زبان فارسی، ما گاهی از نفی مضاعف برای تأکید استفاده می‌کنیم (مثلاً: «بی‌کار نمی‌نشینم» که یعنی «حتماً کار می‌کنم»)، اما در چینی این الگو یک ساختارِ استاندارد و بسیار رایج است.
  1. 1非 (fēi): این واژه در اصل یک نفی‌کننده کلاسیک و رسمی است که به معنای «نیست» یا «نبودن» به کار می‌رود. در این ساختار، نقش «شرطِ عدمِ انجام» را بازی می‌کند.
  2. 2不可 (bùkě): این عبارت به معنای «مجاز نبودن» یا «غیرممکن بودن» است. به معنای «توانستن» یا «مجاز بودن» است.
وقتی این دو کنار هم قرار می‌گیرند: 非 + [فعل] + 不可، منطق جمله این‌گونه می‌شود: «انجام ندادنِ این کار، غیرمجاز است». به عبارت دیگر، «تنها راهِ ممکن، انجام دادنِ آن است». این ساختار در فارسی معادلِ «مگر می‌شود که...» یا «اصلاً راه ندارد که...» است.
برای مثال در جمله 他非去不可 (Tā fēi qù bùkě)، یعنی «او قطعاً باید برود». در فارسی ما می‌گوییم «او حتماً باید برود»، اما در چینی، این ساختارِ 非...不可 به مخاطب می‌فهماند که هیچ گزینه دیگری برای او وجود ندارد و این یک امر اجتناب‌ناپذیر است.
### Formation Pattern
این ساختار به صورت یک قالب ثابت عمل می‌کند که در آن فعل یا عبارتِ مورد نظر در میان و 不可 قرار می‌گیرد. در جدول زیر الگوهای اصلی را مشاهده می‌کنید:
| الگوی ساختاری | معادل فارسی | مثال چینی |
|---|---|---|
| فاعل + + فعل + 不可 | فاعل حتماً باید [فعل] را انجام دهد | 这件事,我非管不可。 (من حتماً باید به این موضوع رسیدگی کنم.) |
| + اسم/ضمیر + 不可 | حتماً باید [اسم/ضمیر] باشد | 解决这个问题,非他不可。 (برای حل این مشکل، حتماً باید او باشد.) |
| فاعل + 非要 + فعل + 不可 | فاعل اصرار دارد که حتماً [فعل] را انجام دهد | 孩子非要吃糖不可。 (بچه اصرار دارد که حتماً شکلات بخورد.) |
همان‌طور که می‌بینید، افزودن بعد از باعث می‌شود بارِ معنایی «تمایل شخصی» و «اصرار» (Willpower) در جمله بیشتر شود.
### When To Use It
کاربرد این ساختار به چهار دسته اصلی تقسیم می‌شود:
  1. 1اصرار یا اراده شخصی (Subjective Insistence): زمانی که می‌خواهید قاطعیت خود را نشان دهید. مثلاً: 我非去不可 (من حتماً باید بروم، هیچ‌کس نمی‌تواند مانع من شود).
  2. 2ضرورت عینی و نبود انتخاب (Objective Necessity): وقتی شرایط محیطی شما را مجبور به انجام کاری می‌کند. مثلاً: 路断了,我们非绕道不可 (جاده بسته است، چاره‌ای نداریم جز اینکه از راه دیگری برویم).
  3. 3نتیجه‌گیری منطقی و اجتناب‌ناپذیر (Inevitability): برای پیش‌بینی نتیجه‌ای که حتماً رخ می‌دهد. مثلاً: 不学习,非失败不可 (اگر درس نخوانی، قطعاً شکست می‌خوری).
  4. 4انتخاب منحصر‌به‌فرد (Exclusive Preference): برای تأکید بر اینکه فقط یک گزینه خاص قابل قبول است. مثلاً برای خرید یک وسیله خاص می‌گویید: 礼物非这个不可 (هدیه حتماً باید همین باشد).
### Common Mistakes
به عنوان یک فارسی‌زبان، ممکن است در مواجهه با این ساختار دچار اشتباهات زیر شوید:
  1. 1ایجاد نفی سه‌گانه: گاهی زبان‌آموزان به اشتباه یک دیگر به فعلِ وسط اضافه می‌کنند (مثلاً 非不去不可) که در چینی معنا را به کل تغییر داده یا بی‌معنی می‌کند. دلیل آن تداخلِ ذهنی با ساختار «نفی» در فارسی است. یادتان باشد فعلِ وسط باید مثبت باشد.
  2. 2استفاده در جملاتِ پیشنهادی: در فارسی ما می‌گوییم «باید بروی» که هم می‌تواند پیشنهاد باشد و هم دستور. اما 非...不可 بسیار قوی و گاهی تهاجمی است. استفاده از آن برای پیشنهادِ دوستانه (مثلاً «باید این غذا را امتحان کنی») اشتباه است و شما را فردی «یک‌دنده» یا «طلبکار» نشان می‌دهد.
  3. 3فراموش کردنِ 不可: بسیاری از فارسی‌زبانان به دلیل عادت به ساختار «باید»، فقط را در ابتدای جمله می‌آورند و بخش دوم را فراموش می‌کنند. این ساختار بدون 不可 ناقص است و جمله را ناتمام می‌گذارد.
### Contrast With Similar Patterns
تفاوت این ساختار با سایر کلماتِ بیانگرِ ضرورت در جدول زیر آمده است:
| ساختار | میزان شدت | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| 必须 (bìxū) | بالا (رسمی) | ضرورتِ قانونی یا وظیفه‌ای |
| 应该 (yīnggāi) | متوسط | پیشنهاد یا توصیه (باید/بهتر است) |
| 非...不可 | بسیار بالا (تأکیدی) | اصرار شخصی، اجتناب‌ناپذیری، عدم وجودِ جایگزین |
در حالی که 必须 یک ضرورتِ عینی است، 非...不可 بیشتر بر «عدم وجود راه دوم» یا «اصرارِ ذهنی» تمرکز دارد.
### Quick FAQ
  1. 1آیا می‌توانم به جای 不可 از 不行 استفاده کنم؟
بله، 非...不行 بسیار رایج است، اما کمی محاوره‌ای‌تر از 不可 است. در محیط‌های رسمیِ نوشتاری، 不可 ارجحیت دارد.
  1. 1آیا این ساختار فقط برای افعال استفاده می‌شود؟
خیر، همان‌طور که در بخش Formation دیدید، برای اسم‌ها و ضمیرها نیز به کار می‌رود تا بر منحصر‌به‌فرد بودنِ یک انتخاب تأکید کند.
  1. 1آیا می‌توانم این ساختار را برای زمان گذشته هم استفاده کنم؟
بله، اگرچه بیشتر برای حال و آینده به کار می‌رود، اما برای توصیفِ شرایطی در گذشته که «چاره‌ای جز آن نبود» نیز استفاده می‌شود (مثلاً: 当时我非走不可 - آن زمان چاره‌ای نداشتم جز اینکه بروم).

Formation Pattern

Subject Verb/Action 不可
不可
不可
我们
完成
不可
这事
解决
不可
大家
努力
不可
见你
不可

Meanings

This structure is used to indicate a strong necessity or an unavoidable situation. It literally translates to 'if not [action], then it is not possible'.

1

Strong Necessity

Expressing that an action is mandatory or unavoidable.

“他{非|fēi}走{不可|bùkě}。”

“这笔钱我{非|fēi}付{不可|bùkě}。”

2

Strong Determination

Expressing a firm personal resolve to achieve a goal.

“我{非|fēi}要考上大学{不可|bùkě}。”

“他{非|fēi}买那辆车{不可|bùkě}。”

Reference Table

Reference table for الزام شدید: باید حتماً انجام دهی با 非...不可 (fēi...bùkě)
فاعل (Subject) شروع (非) کار یا شرایط پایان (不可/不行)
我 (wǒ)
非 (fēi)
去 (qù)
不可 (bùkě)
他 (tā)
非 (fēi)
买 (mǎi)
不可 (bùkě)
这件事 (zhè jiàn shì)
你 (nǐ)
不可 (bùkě)
天气这么冷,
感冒 (gǎnmào)
不可 (bùkě)
老板 (lǎobǎn)
开除他 (kāichú tā)
不可 (bùkě)
你 (nǐ)
现在走 (xiànzài zǒu)
不行 (bùxíng)

طیف رسمیت

رسمی
此项任务非完成不可。

此项任务非完成不可。 (Work deadline)

خنثی
我非完成这项任务不可。

我非完成这项任务不可。 (Work deadline)

غیر رسمی
我非做完不可。

我非做完不可。 (Work deadline)

عامیانه
这事儿非搞定不可。

这事儿非搞定不可。 (Work deadline)

کاربردهای ساختار 非...不可

بایدِ محکم (منفی دوگانه)

اراده لجبازانه

  • 我非去不可 من حتماً باید برم (اصرار)

پیش‌بینی حتمی

  • 非生病不可 حتماً مریض میشی

ضرورت مطلق

  • 非你不可 فقط تو (و لاغیر)

مقایسه انواع «باید»

必须 (bìxū)
ضرورت منطقی/قانون قانون‌محور
你必须排队 باید صف بگیری
非...不可 (fēi...bùkě)
ارادی و لجبازانه بار احساسی زیاد
我非买不可 بایدِ باید بخرمش!

چه زمانی از 非...不可 استفاده کنیم؟

1

آیا یه قانون خشک و رسمی رو میگی؟

YES
از 必须 استفاده کن
NO
برو مرحله بعد
2

آیا داری با لجبازی روی انجام کاری اصرار می‌کنی؟

YES
از 非...不可 استفاده کن
NO ↓

چه چیزهایی میاد این وسط؟

🏃

افعال / کارها

  • 去 (رفتن)
  • 买 (خریدن)
  • 辞职 (استعفا)
👤

اسامی / ضمایر

  • 你 (تو)
  • 他 (او)
  • 这双鞋 (این جفت کفش)
🔮

پیش‌بینی‌ها

  • 生病 (مریض شدن)
  • 迟到 (دیر کردن)
  • 生气 (عصبانی شدن)

مثال‌ها بر اساس سطح

1

我{非|fēi}去{不可|bùkě}。

I must go.

2

他{非|fēi}吃{不可|bùkě}。

He must eat.

3

这{非|fēi}做{不可|bùkě}。

This must be done.

4

我们{非|fēi}走{不可|bùkě}。

We must leave.

1

我{非|fēi}买这件衣服{不可|bùkě}。

I absolutely must buy this dress.

2

他{非|fēi}见你{不可|bùkě}。

He must see you.

3

这事{非|fēi}解决{不可|bùkě}。

This matter must be solved.

4

我们{非|fēi}赢{不可|bùkě}。

We must win.

1

我{非|fēi}考上大学{不可|bùkě}。

I am determined to get into university.

2

这笔钱{非|fēi}付{不可|bùkě}。

This money must be paid.

3

他{非|fēi}要那个玩具{不可|bùkě}。

He insists on having that toy.

4

我们{非|fēi}合作{不可|bùkě}。

We must cooperate.

1

这件{事|shì}{非|fēi}你亲自处理{不可|bùkě}。

This matter must be handled by you personally.

2

为了成功,我们{非|fēi}努力{不可|bùkě}。

To succeed, we must work hard.

3

他{非|fēi}把真相说出来{不可|bùkě}。

He must reveal the truth.

4

这{非|fēi}是唯一的办法{不可|bùkě}。

This must be the only way.

1

他{非|fēi}要证明自己{不可|bùkě}。

He is determined to prove himself.

2

这{非|fēi}是一个必须跨越的障碍{不可|bùkě}。

This is an obstacle that must be overcome.

3

我们{非|fēi}在明天之前完成{不可|bùkě}。

We must finish by tomorrow.

4

这{非|fēi}是历史的必然{不可|bùkě}。

This is a historical necessity.

1

他{非|fēi}要将这股势力铲除{不可|bùkě}。

He is determined to eradicate this force.

2

这{非|fēi}是原则问题,绝不能妥协{不可|bùkě}。

This is a matter of principle; it must not be compromised.

3

他{非|fēi}要在这场博弈中胜出{不可|bùkě}。

He is determined to win this game.

4

这{非|fēi}是不可逆转的趋势{不可|bùkě}。

This is an irreversible trend.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Strong Obligation: Must do with 非...不可 (fēi...bùkě) در مقابل 必须 (bìxū)

Both mean 'must'.

اشتباهات رایج

我非去。

我非去不可。

Missing the second part of the structure.

非我去不可。

我非去不可。

Subject must come first.

我非要去做不可。

我非去做不可。

Redundant '要'.

他不得不非去不可。

他非去不可。

Mixing two different obligation structures.

这事非不可做。

这事非做不可。

Incorrect placement of the verb.

الگوهای جمله‌سازی

我非___不可。

Real World Usage

Texting common

我非见你不可!

Job Interview occasional

我非完成这个目标不可。

Food Delivery occasional

我非吃这家不可。

Social Media common

这电影非看不可!

Travel occasional

我们非去长城不可。

Work common

这事非处理不可。

💬

دراما در حد بنز!

این گرامر خوراک سریال‌های چینیه. وقتی نقش اول مرد با کلی احساس میگه فقط با اون ازدواج می‌کنه، میگه: «我非她不娶».
⚠️

مراقب منفیِ تو در تو باش

ذهنت ممکنه بخواد بگه «نباید برم»، ولی این ساختار رو برای نهی استفاده نکن چون گیج‌کننده میشه. برای «اصلاً نباید» بگو: «绝对不能去».
🎯

نسخه رفیقانه

توی چت با دوستات یا حرف زدن معمولی، جوون‌ها به جای 不可 میگن 不行. مثلاً برای شکموها: «我非吃火锅不行!»
💡

کلک همبرگری

فکر کن 非 نون بالایی و 不可 نون پایینی همبرگره. نمی‌تونی فقط نون بالا رو با گوشت بدی به کسی! کل ساختار باید با هم باشه: «非去不可».

Smart Tips

Use 非...不可 to show you are not giving up.

我要去。 我非去不可!

تلفظ

fēi [VERB] bùkě

Emphasis

Emphasize the verb between the markers.

Falling-Rising

非 (down) ... 不可 (up)

Shows determination.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of '非' as 'No' and '不可' as 'Not possible'. 'No action is not possible' = You must do it!

تداعی تصویری

Imagine a person standing in front of a locked door. They are pushing it with all their might, saying '非打开不可' (It must be opened).

Rhyme

非在头,不可在尾,中间动作,必须到位。

Story

Xiao Wang had a dream. He said, '我非考上大学不可' (I must get into college). He studied all night. His friends said, 'Take a break!' He replied, '不行,我非努力不可' (No, I must work hard).

شبکه واژگان

必须不得不一定非...不可决心必然

چالش

Write 3 sentences about things you absolutely must do this week using this structure.

نکات فرهنگی

Used frequently in political or formal slogans to show resolve.

Used in casual speech to express strong personal preferences.

Often mixed with Cantonese particles for emphasis.

Derived from classical Chinese logic where double negation signifies an emphatic positive.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你今天有什么非做不可的事吗?

موضوعات نگارش

Describe a goal you have for this year.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با کلمه درست پر کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
ساختار ثابت این گرامر '非...不可' هست. '非' همیشه قبل از فعل میاد.
اشتباه رو پیدا و اصلاح کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
نمی‌تونی '不可' (یا '不行') رو از ته جمله حذف کنی. این کلمه ساختار منفی دوگانه رو کامل می‌کنه.
کدوم جمله برای بیان 'من حتماً باید این مشق رو تموم کنم' درسته؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
ساختار درست '非 + عبارت فعلی + 不可' هست. نباید داخل عبارت فعلی '不' بذاری، چون معنا رو عوض می‌کنه.
جای خالی رو برای تکمیل ساختار پر کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
برای بستن ساختار '非'، حتماً به '不可' (یا '不行') در انتهای جمله نیاز داریم.

Score: /4

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank.

我非___不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
Verb goes in the middle.
Choose the correct sentence. چند گزینه‌ای

Which is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可
Needs both markers.
Fix the error. Error Correction

Find and fix the mistake:

我非要去做不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去做不可
Remove redundant '要'.
Reorder the words. Sentence Reorder

不可 / 我 / 非 / 去

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可
Correct order.
Translate to Chinese. ترجمه

I must buy it.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非买不可
Correct structure.
Choose the best fit. چند گزینه‌ای

Which is more emphatic?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非去不可
Double negative is stronger.
Fill in the blank.

这事非___不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 解决
Verb goes in the middle.
Reorder the words. Sentence Reorder

不可 / 完成 / 我们 / 非 / 任务

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我们非完成任务不可
Subject first.

Score: /8

Practice Bank

12 exercises
ساختار منفی دوگانه رو کامل کن. پر کردن جای خالی

大家都劝他别买,但他 ____ 买不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
خطای گرامری رو اصلاح کن. Error Correction

她非不去不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 她非去不可。
کلمات رو مرتب کن تا یه جمله درست بسازی. Sentence Reorder

我 / 走 / 不可 / 非 / 现在

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非现在走不可
ترجمه درست رو انتخاب کن. ترجمه

This matter requires you (no one else will do).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 这件事非你不可。
کدوم جمله یه نتیجه بدِ حتمی رو نشون میده؟ چند گزینه‌ای

گزینه درست رو انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他天天吃汉堡,非变胖不可。
معنی رو به عبارت چینی درست وصل کن. جفت کردن

1. حتماً باید امتحانش کنی (غذا) 2. حتماً باید بری

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 1. 非尝不可 2. 非去不可
گزینه عامیانه جایگزین 不可 رو انتخاب کن. پر کردن جای خالی

这部电影太好看了,我非二刷 ____!(I absolutely must watch this movie a second time!)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 不行
مرتب کن تا یه سوال درست بسازی. Sentence Reorder

你 / 买 / 吗 / 非 / 不可 / 那个包

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 你非买那个包不可吗?
اشتباه منطقی رو پیدا کن. Error Correction

我太累了,今天非加班不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我太累了,今天绝对不加班。
به چینی ترجمه کن. ترجمه

او لجبازی می‌کند که حتماً استعفا دهد.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 她非辞职不可。
جمله پرشورتر رو انتخاب کن. چند گزینه‌ای

کدوم جمله قوی‌تر و احساسی‌تره؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我非喝奶茶不可。
جای خالی رو پر کن. پر کردن جای خالی

天这么黑,现在出门 ____ 迷路不可。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:

Score: /12

سوالات متداول (8)

No, it's very strong. Use it for important things.

It can be both formal and informal.

It's usually redundant.

非...不可 is more emphatic.

Yes, but it's rare.

It can be used with objects.

Yes, very common.

Yes, but it's complex.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish partial

tener que

非...不可 is more emphatic.

French partial

il faut

非...不可 is more personal.

German partial

müssen

非...不可 uses double negation.

Japanese high

~なければならない

The word order is different.

Arabic moderate

يجب أن

Arabic is not a double negative.

Chinese high

必须

非...不可 is more emphatic.

Learning Path

Prerequisites

Related Grammar Rules

A1

افعال کمکی وجهی چینی: چگونه بگوییم «باید» (应该 yīnggāi)

چرا باتری گوشی شما فقط ۲٪ است؟ با دوستان بیرون هستید. می‌خواهید یک تیک‌تاک بگیرید. صفحه‌نمایش شما چشمک می‌زند. هر آدم عا...

A1

خواسته های مؤدبانه: استفاده از 想 (xiǎng) برای خواستن، فکر کردن و دلتنگ شدن

Overview آیا تا به حال در پکن به یک منوی خوشمزه خیره شده‌اید و احساس کرده‌اید که گیر کرده‌اید؟ می‌خواهید سفارش دهید، اما...

A1

آیا می‌توانید؟ فعل کمکی 能 (توانایی فیزیکی)

Overview واقعاً چند تا تاکو `能` می‌توانید در یک وعده بخورید؟ آیا این مهارتی است که در مدرسه یاد گرفته‌اید؟ احتمالاً نه....

A2

چگونه بگوییم 'توانستن' (توانایی فیزیکی و شرایط): 能 (néng)

آیا تا به حال سعی کرده‌اید به دوست چینی خود بگویید که *نمی‌توانید* هات‌پات تند بخورید، اما اشتباهاً به آن‌ها گفته‌اید که...

A1

استفاده از 想 (xiǎng) برای گفتن «خواستن» یا «دلتنگ بودن»

Overview تا به حال آرزوی لطیفی برای انجام کاری داشته‌اید، یا دلتان برای کسی که دور است تنگ شده؟ در زبان چینی، یک کلمه ف...

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!