光滑
مثال
这块木头表面很光滑。
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر clothing
配饰
B1اکسسوریها بخش مهمی از استایل شخصی هستند.
显得
B1به نظر رسیدن، ظاهر شدن. 'او امروز خسته به نظر میرسد.' (他今天显得很累。)
围裙
B1'围裙' به معنای پیشبند است که هنگام آشپزی پوشیده میشود.
皮带
A1کمربند چرمی که برای نگه داشتن شلوار دور کمر بسته میشود.
腰带
A1Belt.
靴子
A2'靴子' به معنای چکمه است، نوعی پاپوش که تا بالای مچ پا را میپوشاند.
胸罩
A1سوتین. این واژه استاندارد چینی برای این لباس زیر است.
品牌
A1نام تجاری; برند.
牌子
A1کلمه '牌子' به معنای 'برند' یا 'تابلو' است. این اصطلاح رایج برای نام تجاری یک محصول در زندگی روزمره است.
弄坏
A1To damage; to ruin.