مفعول مطلق در عربی: تأکید بر فعل (المفعول المطلق)
Grammar Rule in 30 Seconds
The Absolute Object (al-maf'ul al-mutlaq) uses a verbal noun (masdar) to emphasize, describe, or count the action of the verb.
- Use for emphasis: 'I studied the lesson a thorough study' (دَرَسْتُ الدَّرْسَ دِرَاسَةً).
- Use for description: 'He ran a fast run' (جَرَى عَدَّاءٌ سَرِيعاً).
- Use for counting: 'I knocked on the door two knocks' (دَقَقْتُ الْبَابَ دَقَّتَيْنِ).
مرور کلی
كَتَبْتُ كِتَابَةً دقیقاً به معنای «نوشتم، نوشتنی» است؛ ساختاری که در فارسی ادبی یا محاوره به این شکلِ دستوری وجود ندارد.ضَرَبْتُ ضَرْباً (زدم، زدنی)، شما دارید شدت و قطعیتِ عملِ «زدن» را در ذهن مخاطب حک میکنید. این ساختار در عربی برای رفع هرگونه شک و تردید در شنونده طراحی شده است.كَتَبَ | كِتَابَةً | كَتَبْتُ كِتَابَةً |دَرَّسَ | تَدْرِيسًا | دَرَّسْتُ تَدْرِيسًا |قَاتَلَ | قِتَالًا | قَاتَلْتُ قِتَالًا |اِجْتَمَعَ | اِجْتِمَاعًا | اِجْتَمَعْنَا اِجْتِمَاعًا |اِسْتَخْدَمَ | اِسْتِخْدَامًا | اِسْتَخْدَمْتُهُ اِسْتِخْدَامًا |سَارَ سَيْرَ الأَقْوِيَاءِ - مانندِ راه رفتنِ قدرتمندان راه رفت). ۳. بیان تعداد (بیان عدد): برای نشان دادن دفعات (مثلاً دَقَقْتُ الْبَابَ دَقَّتَيْنِ - دو بار در زدم).دَرَسْنَا الاِقْتِرَاحَ دِرَاسَةً مُسْتَفِيضَةً (پیشنهاد را بررسیِ کاملی کردیم)، سطح کلام خود را به شدت بالا بردهاید. این کاربرد در فارسی با ترکیب «اسم مصدر + فعل» (مثل: بررسیِ کاملی کردیم) تا حدی قابل بازسازی است، اما در عربی، استفاده از مصدرِ خودِ فعل، قدرت تأکید را چندین برابر میکند.- 1استفاده از قید به جای مفعول مطلق: فارسیزبانان تمایل دارند به جای مصدر، از قیدهای عربی (مانند
جِدّاً) استفاده کنند. مثلاً میگویندأَحْبَبْتُهُ جِدّاً(درست است اما تأکیدِ بلاغی مفعول مطلق را ندارد). اشتباه اینجاست که فکر میکنندجِدّاًهمان کارکرد مفعول مطلق را دارد، در حالی که مفعول مطلق، «ماهیتِ» محبت را تقویت میکند. - 2فراموش کردن حالت نصب: بسیاری از زبانآموزان به دلیل عدم وجود «اعراب» در فارسی، فراموش میکنند که مصدر باید تنوین نصب (
ـًا) بگیرد و آن را مرفوع یا مجرور میخوانند که در سطح C1 خطای فاحشی محسوب میشود. - 3عدم انطباق مصدر با ریشه: فارسیزبانان گاهی از مصدرهای غیرمرتبط استفاده میکنند. چون در فارسی ما «مصدر» و «بن فعل» را به صورت جداگانه در ذهن داریم، گاهی در عربی مصدرِ اشتباهی را به کار میبرند. ریشه (الجذر) باید دقیقاً یکی باشد.
نَجَحَ نَجَاحاً |قَرَأْتُ كِتَاباً |جَاءَ ضَاحِكاً |- 1آیا میتوان مفعول مطلق را حذف کرد؟ بله، از نظر دستوری جمله بدون آن هم صحیح است، اما تأکید بلاغیِ آن از بین میرود. حذف آن در متون ادبی، معنای جمله را خنثی میکند.
- 2آیا همیشه باید مصدر باشد؟ بله، مفعول مطلق همیشه مصدر است، مگر در موارد نادری که کلماتی مانند
كُلَّیابَعْضَبه مصدر اضافه شوند (مفعول مطلقِ نیابتی). - 3آیا میتوانم در محاوره هم از آن استفاده کنم؟ در عربی فصیحِ معاصر (MSA) بله، اما در لهجههای عامیانه، استفاده از آن بسیار محدود و اغلب برای شوخی یا اغراق است.
- 4چرا در فارسی مفعول مطلق نداریم؟ چون ساختار صرفی زبان فارسی به گونهای است که با استفاده از قیدها و پیشوندها، تأکید را میسازد و نیازی به استفاده از «مصدرِ خودِ فعل» برای تأکید ندارد.
Absolute Object Formation
| Verb (Root) | Masdar (Absolute Object) | Function | Example |
|---|---|---|---|
|
دَرَسَ (d-r-s)
|
دِرَاسَةً
|
Emphasis
|
دَرَسْتُ دِرَاسَةً
|
|
جَرَى (j-r-y)
|
جَرْياً
|
Description
|
جَرَى جَرْياً سَرِيعاً
|
|
دَقَّ (d-q-q)
|
دَقَّتَيْنِ
|
Quantity
|
دَقَقْتُ دَقَّتَيْنِ
|
|
صَبَرَ (s-b-r)
|
صَبْراً
|
Description
|
صَبَرْتُ صَبْراً جَمِيلاً
|
|
أَكَلَ (a-k-l)
|
أَكْلاً
|
Emphasis
|
أَكَلْتُ أَكْلاً
|
|
زَارَ (z-w-r)
|
زِيَارَةً
|
Emphasis
|
زُرْتُهُ زِيَارَةً
|
Meanings
The Absolute Object is a verbal noun (masdar) derived from the same root as the verb in the sentence. It serves to emphasize the action, describe its quality, or indicate its quantity.
Emphasis (Tawkid)
Reinforcing the occurrence of the action.
“شَرِبْتُ الْمَاءَ شُرْباً”
“نَمْتُ نَوْماً”
Description (Bayan al-Naw')
Specifying the manner or type of action.
“صَبَرْتُ صَبْراً جَمِيلاً”
“تَكَلَّمَ تَكَلُّماً وَاضِحاً”
Quantity (Bayan al-'Adad)
Indicating how many times the action occurred.
“دَقَقْتُ الْبَابَ دَقَّةً”
“سَجَدْتُ سَجْدَتَيْنِ”
Reference Table
| وزن فعل | فعل مثال | مصدر (تاکیدی) | معنی |
|---|---|---|---|
|
Form I
|
قَرَأَ (Read)
|
قِرَاءَةً
|
خواندن [کامل]
|
|
Form II
|
صَدَّقَ (Believe)
|
تَصْدِيقاً
|
باور کردن [کامل]
|
|
Form III
|
سَافَرَ (Travel)
|
سَفَراً / مُسَافَرَةً
|
سفر کردن [واقعی]
|
|
Form IV
|
أَتْقَنَ (Master)
|
إِتْقَاناً
|
مسلط شدن [بطور کامل]
|
|
Form V
|
تَحَدَّثَ (Speak)
|
تَحَدُّثاً
|
صحبت کردن [واضح]
|
|
Form VIII
|
اِنْتَظَرَ (Wait)
|
اِنْتِظَاراً
|
صبر کردن [واقعاً]
|
|
Form X
|
اِسْتَمْتَعَ (Enjoy)
|
اِسْتِمْتَاعاً
|
لذت بردن [کامل]
|
طیف رسمیت
دَرَسْتُ الدَّرْسَ دِرَاسَةً مُعَمَّقَةً (Academic)
دَرَسْتُ الدَّرْسَ دِرَاسَةً (Academic)
دَرَسْتُ كَثِيراً (Academic)
دَرَسْتُ دَرْسَ حَيَاتِي (Academic)
کالبدشکافی مفعول مطلق (تاکید)
الزامات
- نفس الجذر Same Root
- مصدر Verbal Noun
- منصوب Accusative Case
کاربرد
- التأكيد Emphasis
- رفع الشك Removing Doubt
فعل ساده در برابر پژواک تأکیدی
چگونه یک مفعول مطلق تأکیدی بسازیم
آیا میخوای فعل رو تأکید کنی؟
آیا فعل از باب I-X هست؟
دو تا فتحه اضافه کردی؟
الگوهای رایج مصدر برای تأکید
باب تفعیل (II)
- • تَدْرِيباً
- • تَفْكِيراً
- • تَصْوِيراً
باب اِفعال (IV)
- • إِكْرَاماً
- • إِحْسَاناً
- • إِتْمَاماً
باب استفعال (X)
- • اِسْتِخْدَاماً
- • اِسْتِقْبَالاً
- • اِسْتِمْتَاعاً
مثالها بر اساس سطح
أَكَلْتُ أَكْلاً
I ate a real meal.
نِمْتُ نَوْماً
I slept a deep sleep.
شَرِبْتُ شُرْباً
I drank a lot.
قَرَأْتُ قِرَاءَةً
I read a lot.
جَرَيْتُ جَرْياً سَرِيعاً
I ran a fast run.
دَقَقْتُ الْبَابَ دَقَّتَيْنِ
I knocked on the door twice.
ضَحِكْتُ ضَحِكاً كَثِيراً
I laughed a lot.
كَتَبْتُ كِتَابَةً جَمِيلَةً
I wrote a beautiful writing.
صَبَرْتُ صَبْراً جَمِيلاً
I waited with beautiful patience.
تَكَلَّمْتُ تَكَلُّمَ الْعَالِمِ
I spoke like a scholar.
سَافَرْتُ سَفَرَتَيْنِ
I traveled two trips.
اسْتَمْتَعْتُ بِالْوَقْتِ اسْتِمْتَاعاً
I enjoyed the time thoroughly.
يُحِبُّ الْأُمُّ وَلَدَهَا حُبّاً جَمّاً
The mother loves her child deeply.
انْتَصَرَ الْجَيْشُ انْتِصَاراً مُبِيناً
The army won a clear victory.
حَاوَلْتُ مُحَاوَلَةً جَادَّةً
I tried a serious attempt.
نَظَرْتُ إِلَيْهِ نَظْرَةَ غَاضِبٍ
I looked at him an angry look.
تَجَاهَلْتُ كَلَامَهُ تَجَاهُلاً تَامّاً
I ignored his words completely.
تَفَكَّرْتُ فِي الْأَمْرِ تَفَكُّراً عَمِيقاً
I pondered the matter deeply.
سَارَ الْقَافِلَةُ سَيْرَ السَّحَابِ
The caravan moved like the clouds.
أَكَّدْتُ عَلَى ذَلِكَ تَأْكِيداً قَاطِعاً
I confirmed that definitively.
تَجَلَّتِ الْحَقِيقَةُ تَجَلِّياً لَا لَبْسَ فِيهِ
The truth manifested itself unequivocally.
تَوَارَثُوا الْعِلْمَ تَوَارُثاً عَنْ كَابِرٍ
They inherited the knowledge from generation to generation.
تَفَانَوْا فِي الْعَمَلِ تَفَانِيَ الْمُخْلِصِينَ
They were devoted to the work like the sincere.
تَأَلَّمْتُ لِمُصَابِهِمْ تَأَلُّماً شَدِيداً
I suffered for their tragedy intensely.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Both are in the accusative case.
Both are accusative.
Both are accusative.
اشتباهات رایج
أَكَلْتُ أَكْلٌ
أَكَلْتُ أَكْلاً
أَكَلْتُ شُرْباً
أَكَلْتُ أَكْلاً
أَكَلْتُ أَكْلَةً
أَكَلْتُ أَكْلاً
أَكَلَ أَكْلاً
أَكَلْتُ أَكْلاً
جَرَيْتُ جَرْيٌ سَرِيعٌ
جَرَيْتُ جَرْياً سَرِيعاً
دَقَقْتُ دَقَّتَانِ
دَقَقْتُ دَقَّتَيْنِ
ضَحِكْتُ ضَحِكاً كَثِيرٌ
ضَحِكْتُ ضَحِكاً كَثِيراً
صَبَرْتُ صَبْرَ جَمِيلٍ
صَبَرْتُ صَبْراً جَمِيلاً
تَكَلَّمْتُ تَكَلُّمَ الْعَالِمِ
تَكَلَّمْتُ تَكَلُّمَ الْعَالِمِ (Wait, this is correct, but check case)
سَافَرْتُ سَفَرَةٌ
سَافَرْتُ سَفَرَةً
تَجَاهَلْتُ تَجَاهُلٌ
تَجَاهَلْتُ تَجَاهُلاً
أَكَّدْتُ تَأْكِيدٌ
أَكَّدْتُ تَأْكِيداً
تَفَكَّرْتُ تَفَكُّرٌ
تَفَكَّرْتُ تَفَكُّراً
تَأَلَّمْتُ تَأَلُّمٌ
تَأَلَّمْتُ تَأَلُّماً
الگوهای جملهسازی
Verb + ___ (Masdar) + Adjective
Verb + ___ (Masdar) + Idafa
Verb + ___ (Masdar) + Quantity
Verb + ___ (Masdar) + Emphatic
Real World Usage
نَحْنُ نَعْمَلُ عَمَلاً جَادّاً
تَمَّتِ الدِّرَاسَةُ دِرَاسَةً شَامِلَةً
سَارَ سَيْرَ الْأَبْطَالِ
أُحِبُّكِ حُبّاً كَبِيراً
أَسْعَى لِتَحْقِيقِ الْهَدَفِ سَعْياً حَثِيثاً
اسْتَمْتَعْتُ بِالرِّحْلَةِ اسْتِمْتَاعاً
قیدها رو کنار بذار!
صفت ممنوع!
ریشههای قرآنی!
Smart Tips
Use the masdar of the verb to add weight.
Add an adjective after the masdar.
Use the dual or plural masdar.
Use the Absolute Object to sound professional.
تلفظ
Tanwin Fath
The -an sound at the end of the masdar.
Emphatic Stress
دَرَسْتُ دِرَاسَةً ↑
Rising intonation on the masdar to show intensity.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Think of the Absolute Object as a 'Mirror Object'—it reflects the verb back at itself.
تداعی تصویری
Imagine a person running, and a ghost of themselves running right behind them. The ghost is the 'Absolute Object'—it just repeats the action to make it look more intense.
Rhyme
Verb and noun, same root sound, emphasis found all around.
Story
Ahmed wanted to show his teacher he really studied. He didn't just say 'I studied.' He said, 'I studied a study!' The teacher was impressed by his 'Absolute' dedication.
شبکه واژگان
چالش
Write three sentences today using the Absolute Object: one for emphasis, one for description, and one for quantity.
نکات فرهنگی
Often replaced by adverbs in daily speech, but still used in formal speeches.
Used in formal media and literature.
Common in formal poetry and formal discourse.
Rooted in the classical Arabic rhetorical tradition (Balagha).
شروعکنندههای مکالمه
هَلْ دَرَسْتَ لِلامْتِحَانِ دِرَاسَةً جَيِّدَةً؟
كَيْفَ كَانَ سَفَرُكَ؟
هَلْ تَحْتَرِمُ قَرَارَهُ؟
هَلْ تَثِقُ بِهِمْ؟
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
شَكَرْتُ صَدِيقِي ___ كَبِيراً لَا، بَلْ شَكَرْتُهُ ___.
تأکیدیترین جمله رو انتخاب کن:
Find and fix the mistake:
اِسْتَمْتَعْتُ بِالعُطْلَةِ اِسْتِمْتَاعٌ.
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercisesدَرَسْتُ الدَّرْسَ ____.
Which is correct?
Find and fix the mistake:
جَرَيْتُ جَرْيٌ سَرِيعٌ.
أَكَلْتُ بِسُرْعَةٍ ->
The Absolute Object is always in the nominative case.
A: هَلْ نِمْتَ؟ B: نَعَمْ، ____.
صَبَرَ / صَبْراً / جَمِيلاً
دَرَسَ -> ?
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesأُحِبُّ السَّفَرَ ___.
قَرَأْتُ الرِّوَايَةَ قِرَاءَةٌ.
تَقْدِيراً / اَلْمُدِيرُ / اَلْمُوَظَّفَ / قَدَّرَ
Translate: 'I really waited.'
Select the correct masdar:
Match the following:
نَجَحَ الطَّالِبُ ___.
Change it to PURE emphasis (no description):
نُزُولاً / اَلْمَطَرُ / نَزَلَ
Select the correct form:
Score: /10
سوالات متداول (8)
It is a verbal noun (masdar) used to emphasize or describe the action of the verb.
Yes, it is always `mansub` (accusative).
Yes, as long as you can form the masdar.
It is more common in formal speech and writing.
The direct object is the target of the action; the Absolute Object is the action itself.
Yes, using the dual or plural forms.
Yes, but more frequently in formal registers across all dialects.
You should look it up in a dictionary for the specific verb form.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
Cognate accusative (e.g., 'vivir una vida')
Arabic uses it for emphasis; Spanish uses it for description.
Cognate accusative (e.g., 'vivre une vie')
Arabic is much more productive.
Cognate accusative (e.g., 'einen Traum träumen')
Arabic uses it for almost any verb.
None
Japanese has no cognate accusative.
None
Chinese lacks this morphological structure.
Al-Maf'ul al-Mutlaq
N/A
Learning Path
Prerequisites
Related Grammar Rules
قانون «تا» و «برای اینکه» (بیان هدف)
Overview تا حالا شده که به عربی مِن و مِن کنید چون نمیتوانستید بگویید *چرا* کاری را انجام دادید؟ دارید داستانی درباره د...
جمله شرطی «اگر نبود» در عربی (لولا)
### Overview در زبان عربی، برای بیان مفاهیمی که در فارسی با ساختارهایی نظیر «اگر نبود...» یا «اگر به خاطرِ... نبود» مطرح...
عبارات 'حال' چندگانه (Multiple Hal)
بررسی اجمالی تا حالا سعی کردید توضیح بدید که دیرتون شده بود، داشتید قهوه میخوردید، *و* همزمان به یه تماس هم جواب میداد...
اتصال افعال در عربی: استفاده از «أن» (اَنْ) ناصبه
Overview در انگلیسی برای اتصال دو فعل از کلمه "to" استفاده میشود. در زبان عربی، `أن` (اَنْ) دقیقاً همین پل ارتباطی جادو...
شرطهای فرضی: استفاده از 'لو' (Law)
### Overview در زبان عربی، حرف شرط «لَوْ» (Law) یکی از ابزارهای بسیار ظریف و پیشرفته برای بیان **شرطهای غیرواقعی، فرضی...