C1 Infinitive Constructions 15 min read متوسط

افعال ادراکی در آلمانی: دیدن و شنیدن (Wahrnehmungsverben)

در کل، هر وقت خواستی بگی چیزی رو مستقیم «می‌بینی» یا «می‌شنوی»، از فعل دیدن/شنیدن همراه با مفعول «آکوزاتیو» و فعل اصلی «بدون zu» استفاده کن. اینجوری یه تجربه «لحظه‌ای» و مستقیم رو منتقل می‌کنی.

Grammar Rule in 30 Seconds

Use perception verbs like 'sehen' or 'hören' followed by an infinitive to describe an action you directly witness.

  • Use the bare infinitive: Ich sehe ihn kommen (I see him coming).
  • The perceived person/object is the direct object (Accusative): Ich höre {die|f} Frau singen.
  • The infinitive stays at the end of the clause: Ich habe ihn über {die|f} Straße laufen sehen.
Subject + Perception Verb + Accusative Object + [Optional Adverb/Detail] + Infinitive

مرور کلی

فرض کن تو یه der Bahnhof (ایستگاه قطار) شلوغ ایستادی. داری den(m) Zug (قطار) رو تماشا می‌کنی که داره دور میشه. صدای den(m) Busfahrer (راننده اتوبوس) رو می‌شنوی که داد میزنه.
تو انگلیسی، ما اغلب واسه این حالت از فرم -ing استفاده می‌کنیم:
I see him coming.
اما تو آلمانی، ما قضیه رو خیلی شیک و ساده با مصدر (infinitive) حل می‌کنیم. افعال ادراکی—مثل دیدن، شنیدن و حس کردن—تو گرامر آلمانی مثل VIPهای خیلی باحال رفتار می‌کنن. اینا نیازی به کلمه zu ندارن.
اونا فقط یه فعل دیگه رو می‌گیرن و میذارنش ته جمله به شکل ساده (پایه). این بهترین راه برای توصیف چیزاییه که دارن همون لحظه (real-time) اتفاق می‌افتن. درست مثل اینه که کارگردان یه فیلم باشی و داری تک‌تک حرکات بازیگرات رو روایت می‌کنی.
اگه تا حالا حس کردی آلمانیت با کلی جملات dass داره یکم دست‌ و پا گیر میشه، این سلاح مخفی توست. فقط یادت باشه: اگه می‌بینیش، می‌شنویش یا حسش می‌کنی، معمولاً می‌تونی «مصدری»ش کنی. فقط سعی نکن «بو کردن» کسی که داره کاری انجام میده رو با مصدر بگی؛ اینجا دیگه آلمانی خط قرمز داره.
می‌تونی بوی den(m) Kaffee (قهوه) رو که داره دم میکشه حس کنی، اما نمی‌تونی «بو کنی که اون داره آواز می‌خونه» (smell him sing). این دیگه حتی واسه سطح C1 هم خیلی عجیبه.

این گرامر چطور کار می‌کنه

به این افعال ادراکی به چشم پسرخاله‌های افعال مدال (können، müssen و غیره) نگاه کن. وقتی از sehen (دیدن)، hören (شنیدن)، fühlen (حس کردن) یا spüren (احساس کردن) استفاده می‌کنی، اینا یه مفعول آکوزاتیو (accusative) می‌گیرن. اون مفعول همون شخص یا چیزیه که داره کار رو انجام میده.
بعدش، عمل دوم—کاری که دارن انجام میدن—صاف میره ته جمله به صورت مصدر. بدون zu، بدون تغییر، بدون درام. اگه بخوای تو مهمونی مثل یه استاد زبان‌شناسی به نظر برسی، به این ساختار میگن AcI (Accusativus cum Infinitivo).
ولی واسه ما، این فقط میانبر «درک مستقیم» (Direct Perception) هست. باعث میشه آلمانیت خیلی روان‌تر و بومی‌تر به نظر بیاد. به جای اینکه بگی «من می‌شنوم که او آواز می‌خواند» (I hear that he sings)، که انگار داری اخبار گزارش میدی، میگی «من او را در حال آواز خواندن می‌شنوم» (I hear him sing)، که یعنی تو واقعاً اونجا تو das Zimmer (اتاق) باهاش هستی.
خیلی فوری‌تره. خیلی ملموس‌تره. دقیقاً همون چیزیه که واسه لایو توییت کردن das Konzert (کنسرت) یا تعریف کردن یه تیک‌تاک وایرال که تازه دیدی، لازم داری.

الگوی ساخت

1
ساختن این جملات مثل درست کردن یه ساندویچه. نونت رو داری (فعل ادراکی)، مخلفات وسط (مفعول) و نون زیری (مصدر).
2
با فاعلت شروع کن: Ich (من).
3
فعل ادراکی صرف شده رو اضافه کن: sehe (می‌بینم).
4
شخص یا چیزی که درک می‌کنی رو در حالت آکوزاتیو بیار: ihn (او را).
5
کاری که دارن انجام میدن رو ببر آخرِ آخر به صورت مصدر بدون zu: tanzen (رقصیدن).
6
نتیجه: Ich sehe ihn tanzen.
7
وقتی میری سراغ گذشته (Perfekt)، اوضاع جالب میشه. این افعال از ساختار دو تا مصدر پشت سر هم (double infinitive) استفاده می‌کنن. این یه تله کلاسیک واسه سطح C1 هست. نباید از قسمت سوم فعل (ge-participle) استفاده کنی.
8
مثال: Ich habe ihn tanzen sehen. (نه gesehen).
9
این همون منطق Ich habe es machen müssen. هست. اگه دو تا مصدر ته جمله داشته باشی، فعل ادراکی هم به صورت مصدر میمونه. اولش یه ذره حس اشتباه میده، مثل پوشیدن جوراب با صندل، ولی تو دنیای گرامر آلمانی، این اوجِ مده.

کی استفاده کنیم

از این وقتی استفاده کن که تو شاهد عینی یه ماجرا هستی. واسه داستان تعریف کردن عالیه. نشستی تو das Café (کافه) و می‌بینی den(m) Kellner (گارسون) سینی از دستش میفته.
Ich sah den Kellner das Tablett fallen lassen. تو یه کنفرانس تکنولوژی هستی و می‌شنوی die Referentin (سخنران زن) داره یه قابلیت جدید هوش مصنوعی رو معرفی می‌کنه. Ich hörte sie das Feature ankündigen. واسه حس‌های فیزیکی هم عالیه. اگه لرزش گوشیت رو تو جیبت حس می‌کنی: Ich spüre das Handy vibrieren. دقت کن چطور ما از این واسه چیزایی استفاده می‌کنیم که *همین الان* یا *تو اون لحظه خاص* در گذشته اتفاق افتادن.
اگه کار تموم شده یا یه واقعیت کلیه، شاید یه جمله با dass بهتر باشه. ولی واسه اون حال و هوای «فیلم اکشن» که انگار داری تو لحظه زندگی می‌کنی، مصدر بهترین دوستته. تو روزنامه‌نگاری، نوشتن خلاقانه و غیبت‌های روزمره خیلی رایجه.
«دیدی اون عکس رو پست کرد؟» میشه Hast du sie das Foto posten sehen? سریعه، کارآمده و باعث میشه جوری به نظر بیای که انگار ده ساله تو برلین زندگی می‌کنی.

اشتباهات رایج

بزرگترین اشتباه؟ اضافه کردن zu. وسوسه‌کننده‌ست چون یاد گرفتی که دو تا فعل معمولاً نیاز به zu دارن. ولی افعال ادراکی یاغی هستن.
Ich höre ihn zu singen. (غلط!)
Ich höre ihn singen. (درست!)
یه تله دیگه استفاده از حالت وصفی حال (-end) به خاطر تاثیر انگلیسیه.
Ich sehe ihn kommend. (شبیه یه شعر عجیب از قرن ۱۹ به نظر میاد).
Ich sehe ihn kommen. (حرف زدن نرمال انسانی).
بعدش هم نوبت Perfekt میرسه. همه دلشون میخواد بگن gesehen یا gehört.
Ich habe ihn kommen gesehen. (صبر کن، این واقعاً تو بعضی لهجه‌ها استفاده میشه، ولی واسه امتحانات C1 و آلمانی استاندارد، از دو تا مصدر استفاده کن!)
Ich habe ihn kommen sehen.
در نهایت، آکوزاتیو رو یادت نره. Ich sehe er نیست، Ich sehe ihn هست. شخصی که دیده میشه مفعول دیدن توست. اگه حالت (case) رو قاطی کنی، مثل اینه که تو انگلیسی بگی I see he. مردم می‌فهمن چی میگی، ولی ممکنه فکر کنن نیاز به یه چرت یا یه قهوه دیگه داری.

مقایسه با الگوهای مشابه

این چه فرقی با lassen داره؟ Lassen (گذاشتن/دادن کاری انجام بشه) هم از مصدر بدون zu استفاده می‌کنه. Ich lasse mein Fahrrad reparieren. اما با lassen، تو اغلب باعث و بانی اون کار هستی. با افعال ادراکی، تو فقط مشاهده‌گری. تو باعث نمیشی den(m) Hund (سگ) پارس کنه؛ تو فقط می‌شنویش.
در مورد جملات dass چطور؟
Ich sehe, dass er kommt. = من می‌بینم (این واقعیت رو) که او دارد می‌آید.
Ich sehe ihn kommen. = من او را (خود حرکتش را) در حال آمدن می‌بینم.
ساختار AcI خیلی «بصری‌تره».
همچنین، حواست به اون نکته ظریف «مجهول» (passive) باشه. Ich höre ihn singen معمولاً یعنی اون داره آواز می‌خونه. اما بعضی وقتا، مخصوصاً با hören، می‌تونه مجهول باشه: Ich höre das Lied singen (من می‌شنوم که آهنگ خونده میشه/آواز آهنگ به گوشم می‌رسه).
این نادره و بستگی به متن داره، ولی تو سطح C1 باید بدونی که وجود داره. مثل نسخه گرامری یه پیچش داستانی (plot twist) میمونه.

سؤالات رایج

Q

می‌تونم اینو با riechen استفاده کنم؟

از لحاظ فنی آره، ولی خیلی نادره. معمولاً واسه بوها از wie (چطور) یا dass (که) استفاده می‌کنیم. Ich rieche, dass der Kuchen fertig ist.

Q

آیا دو تا مصدر تو گذشته اجباریه؟

تو آلمانی استاندارد سطح بالا، بله. تو محاوره شاید بشنوی مردم سوتی بدن، ولی بچسب به همون دو تا مصدر تا ممتحن‌هات رو تحت تاثیر قرار بدی.

Q

آیا ترتیب کلمات تو جمله پیرو (subordinate clause) عوض میشه؟

بله! اگه دو تا مصدر تو یه جمله پیرو داشته باشی، haben صرف شده در واقع می‌پره *قبل* از دو تا مصدر. ...weil ich ihn habe kommen sehen. این جایگاه Heads-up! (خبردار) هست.

Q

می‌تونم از بیشتر از دو تا فعل استفاده کنم؟

می‌تونی، ولی ممکنه مخت دود کنه. Ich sah ihn das Auto reparieren helfen. (دیدم که اون تو تعمیر ماشین کمک کرد). از نظر گرامری قانونیه، ولی با احتیاط ازش استفاده کن مگه اینکه داری رمان می‌نویسی.

Perception Verb Structure

Subject Perception Verb Accusative Object Infinitive
Ich
sehe
{den|m} Mann
laufen
Du
hörst
{die|f} Frau
singen
Er
spürt
{das|n} Kind
weinen
Wir
haben
{den|m} Hund
bellen sehen
Sie
hat
{die|f} Musik
spielen hören
Ihr
werdet
{den|m} Zug
ankommen sehen

Meanings

This construction describes a direct sensory experience where the subject perceives an object performing an action.

1

Direct sensory perception

Witnessing an action in real-time.

“Ich höre {den|m} Nachbarn Klavier spielen.”

“Sie sah {den|m} Hund bellen.”

Reference Table

Reference table for افعال ادراکی در آلمانی: دیدن و شنیدن (Wahrnehmungsverben)
فعل مثال (حال) مثال (گذشته پرفکت) معنی انگلیسی
sehen
Ich sehe {ihn|m} kommen.
Ich habe {ihn|m} kommen sehen.
I see/saw him coming.
hören
Ich höre {sie|f} singen.
Ich habe {sie|f} singen hören.
I hear/heard her singing.
fühlen
Ich fühle {mein|n} Herz schlagen.
Ich habe {mein|n} Herz schlagen fühlen.
I feel/felt my heart beating.
spüren
Ich spüre {den|m} Wind wehen.
Ich habe {den|m} Wind wehen spüren.
I feel/felt the wind blowing.
lassen*
Ich lasse {ihn|m} gehen.
Ich habe {ihn|m} gehen lassen.
I let/have let him go.

طیف رسمیت

رسمی
Ich sehe ihn laufen.

Ich sehe ihn laufen. (Describing a person's movement.)

خنثی
Ich sehe ihn laufen.

Ich sehe ihn laufen. (Describing a person's movement.)

غیر رسمی
Ich seh ihn rennen.

Ich seh ihn rennen. (Describing a person's movement.)

عامیانه
Ich seh ihn flitzen.

Ich seh ihn flitzen. (Describing a person's movement.)

Perception Verb Map

Perception Verb

Verbs

  • sehen to see
  • hören to hear
  • spüren to feel

مثال‌ها بر اساس سطح

1

Ich sehe {den|m} Mann laufen.

I see the man running.

2

Ich höre {die|f} Frau singen.

I hear the woman singing.

3

Ich sehe {das|n} Kind spielen.

I see the child playing.

4

Ich höre {den|m} Hund bellen.

I hear the dog barking.

1

Hast du ihn kommen sehen?

Did you see him come?

2

Ich habe {den|m} Vogel fliegen sehen.

I saw the bird flying.

3

Wir haben {die|f} Band spielen hören.

We heard the band playing.

4

Sie hat {den|m} Jungen weinen hören.

She heard the boy crying.

1

Ich konnte {den|m} Fahrer nicht kommen sehen.

I couldn't see the driver coming.

2

Haben Sie {die|f} Polizei kommen hören?

Did you hear the police coming?

3

Ich habe {das|n} Telefon klingeln hören.

I heard the phone ringing.

4

Sie hat {den|m} Nachbarn laut schreien hören.

She heard the neighbor shouting loudly.

1

Es war dunkel, daher habe ich niemanden kommen sehen.

It was dark, so I didn't see anyone coming.

2

Ich habe {die|f} Vögel im Wald singen hören.

I heard the birds singing in the forest.

3

Man konnte {den|m} Sturm draußen toben hören.

One could hear the storm raging outside.

4

Hast du {die|f} Nachricht ankommen sehen?

Did you see the message arrive?

1

Ich habe {den|m} Verdächtigen das Gebäude verlassen sehen.

I saw the suspect leave the building.

2

Man hat {die|f} Entwicklung der Firma wachsen sehen.

One has seen the company's development grow.

3

Ich habe {den|m} Zug in den Bahnhof einfahren hören.

I heard the train pull into the station.

4

Sie hat {den|m} Künstler sein Werk vollenden sehen.

She saw the artist complete his work.

1

Die Zeitzeugen haben {den|m} Vorfall sich genau so abspielen sehen.

The witnesses saw the incident play out exactly like that.

2

Man konnte {die|f} Stimmung im Raum kippen spüren.

One could feel the mood in the room shift.

3

Ich habe {den|m} Prozess sich über Jahre hinziehen sehen.

I have seen the process drag on for years.

4

Sie hat {die|f} Sonne hinter {den|m} Bergen versinken sehen.

She saw the sun sink behind the mountains.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

German Verbs of Perception: Seeing and Hearing (Wahrnehmungsverben) در مقابل Dass-clause vs. AcI

Learners use 'dass' for everything.

اشتباهات رایج

Ich sehe ihn zu kommen.

Ich sehe ihn kommen.

No 'zu' with perception verbs.

Ich habe ihn kommen gesehen.

Ich habe ihn kommen sehen.

Double infinitive rule.

Ich sehe, dass er kommt.

Ich sehe ihn kommen.

Infinitive is more natural for direct perception.

Ich habe ihn gesehen kommen.

Ich habe ihn kommen sehen.

Wrong word order in perfect tense.

الگوهای جمله‌سازی

Ich habe ___ ___ sehen.

Real World Usage

Police report very common

Ich habe {den|m} Täter flüchten sehen.

🎯

ترفند جملات فرعی

یه موقعی هست که داری یه جمله فرعی می‌سازی، مثلاً با «weil» یا «dass». اینجا حواست باشه، «haben» میاد قبل از اون دو تا فعل اصلی که پشت سر هم میان. مثل این:
...weil ich ihn habe lachen hören.
خیلی حرفه‌ایه این!
⚠️

دام "-ing" انگلیسی

هیچ‌وقت برای چیزایی که می‌بینی یا می‌شنوی و دارن اتفاق می‌افتن، از «-end» (Partizip I) استفاده نکن. فقط فعل اصلی بدون تغییر میاد. مثلاً
I see him running
میشه
Ich sehe ihn rennen
، نه rennend.
💬

محاوره‌ای یا رسمی؟

تو آلمانی محاوره‌ای و خیلی خودمونی، ممکنه بشنوی که میگن
Ich habe ihn singen gesehen
. ولی تو متن‌های نوشتاری و امتحانا، فقط singen sehen (یعنی double infinitive) صد درصد درسته.

Smart Tips

Use double infinitive.

Ich habe ihn gesehen kommen. Ich habe ihn kommen sehen.

تلفظ

laufen

Infinitive stress

The infinitive at the end carries the main action stress.

Declarative

Ich sehe ihn ↘laufen.

Statement of fact.

حفظ کنید

روش یادسپاری

See and Hear, the Infinitive is near (at the end).

تداعی تصویری

Imagine a movie screen where the person is the actor (Accusative) and the action is the closing credits (Infinitive) at the very end.

Rhyme

If you see or hear a thing, put the verb at the end of the string.

Story

I saw a cat. The cat was running. I said: 'Ich sehe {die|f} Katze rennen.' Later, I heard it meowing: 'Ich habe {die|f} Katze miauen hören.'

شبکه واژگان

sehenhörenspürenfühlenbeobachtenwahrnehmen

چالش

Spend 5 minutes today describing 3 things you see or hear around you using this structure.

نکات فرهنگی

Germans value precision; this structure is preferred in formal reports.

Derived from Latin Accusativus cum Infinitivo.

شروع‌کننده‌های مکالمه

Was hast du heute auf {der|f} Straße sehen können?

موضوعات نگارش

Describe a scene from your morning commute.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با فرم درست فعل پر کن.

Ich sehe {den|m} Bus __________. (ankommen)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
فعل‌های حسی مثل 'sehen' فعل اصلی رو بدون 'zu' می‌گیرن.
کدوم جمله برای زمان گذشته (پرفکت) درسته؟

جمله از نظر گرامری درست رو انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
تو زمان پرفکت، فعل‌های حسی از ساختار double infinitive استفاده می‌کنن (singen hören).
اشتباه رو پیدا کن و درستش کن.

Ich sah {die|f} Frau {den|m} Apfel essend.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
آلمانی با فعل‌های حسی، فعل اصلی (infinitive) رو استفاده می‌کنه، نه Partizip I (مثلاً -end).

Score: /3

تمرین‌های عملی

1 exercises
Fill in the blank.

Ich habe ihn kommen ___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: sehen
Double infinitive rule.

Score: /1

Practice Bank

6 exercises
کلمات رو به ترتیب درست قرار بده. پر کردن جای خالی

ihn / kommen / sehe / ich

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
به آلمانی ترجمه کن و از ساختار فعل اصلی استفاده کن. پر کردن جای خالی

I heard him laughing.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
فعل رو به موقعیت مناسبش وصل کن. پر کردن جای خالی

فعل رو به زمینه‌اش وصل کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
کدوم یکی "double infinitive" رو تو جمله فرعی درست استفاده کرده؟ پر کردن جای خالی

ترتیب درست رو مشخص کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
حس رو کامل کن. پر کردن جای خالی

Wir spürten {das|n} Haus __________. (beben)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
زمان گذشته رو درست کن. پر کردن جای خالی

Hast du {den|m} Blitz einschlagen gesehen?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:

Score: /6

سوالات متداول (1)

No, never with perception verbs.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish moderate

Veo a él correr.

German uses accusative without preposition.

French high

Je le vois courir.

French uses clitic pronouns.

Japanese low

彼が走るのを見た。

Japanese uses particles.

Arabic moderate

رأيته يركض

Arabic uses a conjugated verb.

Chinese low

我看见他在跑

No conjugation.

German high

Ich sehe ihn laufen

N/A

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!