C2 Modal Verbs 7 min read سخت

فرمان‌های رسمی چینی: باید، شایسته و مصلحت (宜, 当, 须)

برای تسلط بر متون رسمی چینی، باید این سه ابزار رو بشناسی: «宜» برای توصیه‌های ملایم، «当» برای وظایف اخلاقی، و «须» برای قوانین سفت و سخت.

Grammar Rule in 30 Seconds

Use {宜|yí}, {当|dāng}, and {须|xū} to express formal obligation, propriety, or necessity in high-register Chinese writing and speech.

  • {须|xū} indicates absolute necessity: {你须|nǐ xū} {遵守|zūnshǒu} {规则|guīzé}.
  • {当|dāng} denotes moral duty or propriety: {人当|rén dāng} {自强|zìqiáng}.
  • {宜|yí} suggests advisability or suitability: {此地|cǐdì} {宜|yí} {静|jìng} {不宜|bùyí} {闹|nào}.
Subject + [Modal: 须/当/宜] + Verb (+ Object)

مرور کلی

### Overview
در یادگیری زبان چینی، به‌ویژه در سطوح پیشرفته مانند C2، تفاوت میان زبان محاوره‌ای و زبان ادبی یا رسمی (Formal/Literary) اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. در زبان فارسی، ما برای بیان ضرورت یا توصیه، از افعال کمکی مانند «باید»، «شایسته است»، «لازم است» یا «نباید» استفاده می‌کنیم. در زبان چینی، همتایان مدرن این کلمات یعنی 应该 (yīnggāi) و 必须 (bìxū) بسیار پرکاربرد هستند.
اما زمانی که وارد متون حقوقی، قراردادها، اطلاعیه‌های رسمی یا حتی متون ادبی می‌شویم، چینی‌زبانان از تک‌واژه‌هایی استفاده می‌کنند که میراث زبان چینی کلاسیک هستند: (yí)، (dāng) و (xū). این کلمات در واقع نسخه «رسمی و فشرده» افعال کمکی مدرن هستند. برای یک فارسی‌زبان، درک این موضوع شبیه به تفاوت میان «باید» در گفتار روزمره و «مقتضی است» یا «لازم‌الاجرا است» در متون حقوقی فارسی است.
استفاده از این کلمات در جای درست، نشان‌دهنده تسلط شما بر «لحن» (Register) زبان است. اگر در یک قرارداد تجاری به جای از 必须 استفاده کنید، شاید از نظر دستوری غلط نباشد، اما از نظر سبک‌شناسی، غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسید. این کلمات به متن شما وقار، کوتاهی و قدرت می‌بخشند؛ گویی با کمترین کلمات، بیشترین اقتدار را ابراز می‌کنید.
در فارسی ما برای بیان ضرورت از «باید» استفاده می‌کنیم که هم برای «شما باید نان بخرید» به کار می‌رود و هم برای «طرفین باید به تعهدات خود عمل کنند». در چینی، این تمایز با انتخاب بین 必须 (روزمره) و (رسمی/حقوقی) رعایت می‌شود.
### How This Grammar Works
این سه کلمه ، و به عنوان افعال کمکی وجهی (Modal Verbs) عمل می‌کنند و دقیقاً پیش از فعل اصلی قرار می‌گیرند. در گرامر فارسی، ما ساختار «باید + بن مضارع» یا «شایسته است که + فعل» را داریم. در چینی، این کلمات بدون هیچ تغییر شکلی (بدون صرف فعل) مستقیماً روی فعل اثر می‌گذارند.
  1. 1 (yí): معادل «شایسته است»، «مناسب است». این کلمه بار معنایی ملایمی دارد و بیشتر به «توصیه» یا «مصلحت» اشاره دارد. در فارسی، هم‌ارز آن در متون رسمی «مقتضی است» یا «صلاح است» می‌باشد.
  2. 2 (dāng): معادل «باید» اخلاقی یا منطقی. این کلمه به «وظیفه» اشاره دارد. در فارسی، معادل آن «بایسته است» یا «سزاوار است» است که بار اخلاقی و سنگین‌تری نسبت به «باید» معمولی دارد.
  3. 3 (xū): معادل «باید» قطعی و الزامی. این کلمه در متون قانونی و فنی حکم «لازم‌الاجرا بودن» را دارد. در فارسی، معادل آن در متون حقوقی «الزام است» یا «مکلف است» می‌باشد.
نکته کلیدی اینجاست که در زبان فارسی، ما معمولاً از ساختارهای طولانی‌تری برای بیان این مفاهیم استفاده می‌کنیم، اما چینی‌های کلاسیک (و به تبع آن زبان رسمی مدرن) به ایجاز و فشردگی علاقه دارند. این کلمات در فارسی هم‌ارز «فعل‌های وجهی» هستند که در فارسی باستان یا متون اداری سنگین دیده می‌شوند. برای مثال، وقتی در یک اپلیکیشن چینی می‌بینید 须包含数字 (باید شامل عدد باشد)، این همان «الزام» است که در فارسیِ رسمیِ فنی به صورت «الزام به درج عدد» بیان می‌شود.
این کلمات در چینی «زمان» ندارند و تنها «وجه» (Modality) را نشان می‌دهند.
### Formation Pattern
الگوی ساختاری این کلمات بسیار ساده است اما نکته مهم، انتخاب فعلِ همراه آن‌هاست. از آنجا که این کلمات رسمی هستند، افعالِ همراه آن‌ها نیز باید از نوع رسمی (معمولاً دوهجایی) باشند.
| چینی | معادل فارسی | نوع کاربرد |
|---|---|---|
| [Subject] + + [Verb] | شایسته است که... | توصیه، مصلحت |
| [Subject] + + [Verb] | بایسته است که... | وظیفه، اخلاق |
| [Subject] + + [Verb] | الزام است که... | قانون، دستور |
مثال‌ها:
  • 此地宜静 (این مکان باید آرام باشد / شایسته است که آرام باشد)
  • 人当自强 (انسان باید خود را قوی سازد / بایسته است که انسان خودساخته باشد)
  • 游客须持证 (گردشگران باید مجوز داشته باشند / الزام به داشتن مجوز)
### When To Use It
این کلمات در محیط‌های غیررسمی (مانند صحبت با دوستان) جایی ندارند. کاربرد آن‌ها محدود به موارد زیر است:
  1. 1متون حقوقی و قراردادها: برای تعیین وظایف طرفین. در اینجا به معنای «مکلف بودن» است.
  2. 2اطلاعیه‌های عمومی: مانند تابلوهای پارک‌ها یا موزه‌ها. 不宜 (ناشایست است) برای منع کارهای غیراخلاقی یا نامناسب.
  3. 3متون پزشکی سنتی (TCM): برای توصیه‌های سلامتی. 冬季宜温补 (در زمستان شایسته است از غذاهای گرم استفاده شود).
  4. 4محیط‌های کاری رسمی: در ایمیل‌های سطح بالا یا گزارش‌های مدیریتی. استفاده از این کلمات نشان می‌دهد که شما به سلسله‌مراتب و ادب اداری آگاه هستید.
  5. 5سخن‌رانی‌های رسمی: جایی که گوینده می‌خواهد وزن کلام خود را بالا ببرد.
در فارسی، ما برای این موقعیت‌ها از ساختارهای مجهول یا جملات امریِ مؤدبانه استفاده می‌کنیم، اما در چینی این کلمات به عنوان «فیلتر لحن» عمل کرده و به محض شنیده شدن، شنونده متوجه می‌شود که موضوع جدی است.
### Common Mistakes
  1. 1تداخل با زبان محاوره (L1 Interference): فارسی‌زبانان عادت دارند در همه جا از «باید» استفاده کنند. استفاده از در مکالمه روزمره با دوستان (مثلاً: 你须给我打电话) به شدت عجیب و «رباتیک» به نظر می‌رسد. دلیل آن این است که در فارسی، «باید» در همه موقعیت‌ها (رسمی و غیررسمی) استفاده می‌شود، اما در چینی، انتقال از 必须 به یک تغییر سطح زبانی است.
  2. 2اشتباه در درک «نیاز» و «الزام»: بسیاری از زبان‌آموزان ایرانی فکر می‌کنند 不须 به معنای «نباید» (ممنوعیت) است. در حالی که 不须 به معنای «نیازی نیست» (No need to) است. برای «نباید» در متون رسمی باید از 禁止 (ممنوع است) استفاده کرد. این خطا ناشی از این است که در فارسی «نباید» هم برای «نیاز نبودن» و هم برای «ممنوعیت» به کار می‌رود.
  3. 3ترکیب با افعال عامیانه: استفاده از کلمات ادبی با افعال روزمره (مثلاً 须吃) یک خطای سبک‌شناسی بزرگ است. این مانند آن است که در یک نامه رسمی اداری، از اصطلاحات خیابانی استفاده کنید. این خطا به دلیل عدم درک تفاوت «ثبت زبانی» در فارسی و چینی رخ می‌دهد.
### Contrast With Similar Patterns
| چینی | معادل فارسی | تفاوت کاربردی |
|---|---|---|
| | الزام است / مکلف است | بسیار رسمی، قانونی، قاطع |
| 必须 | باید | عمومی، کاربرد در همه جا |
| | شایسته است / مصلحت است | توصیه، پیشنهادِ مؤدبانه |
| 应该 | باید / بهتر است | پیشنهادِ معمولی |
تفاوت اصلی در این است که در مقابل 必须 مانند تفاوت «مکلف بودن» با «باید داشتن» است. در مقابل 应该 مانند تفاوت «مصلحت بودن» با «بهتر بودن» است. در فارسی، این تمایزات گاهی با تغییر لحن یا انتخاب واژگانِ عربی‌تبار (مانند «مقتضی» در مقابل «خوب») انجام می‌شود.
### Quick FAQ
  1. 1آیا این کلمات در امتحان HSK کاربرد دارند؟ بله، در بخش نوشتار (Writing) امتحان‌های سطح بالا، استفاده از این کلمات به جای 必须 یا 应该 نمره شما را به شدت افزایش می‌دهد.
  2. 2چرا 不须 به معنای «نباید» نیست؟ چون به معنای «نیاز» است. 不须 یعنی «نیاز نیست». برای ممنوعیت، چینی‌ها از 不准 یا 禁止 استفاده می‌کنند که بار معنایی «اجازه ندادن» دارد.
  3. 3آیا می‌توانم این‌ها را در مکالمه تلفنی با همکارم به کار ببرم؟ فقط اگر محیط کاری شما بسیار خشک و رسمی است (مثل وکلا یا دیپلمات‌ها). در غیر این صورت، استفاده از آن‌ها باعث ایجاد فاصله و سردی در روابط می‌شود.
  4. 4آیا این‌ها صرف می‌شوند؟ خیر، این کلمات در چینی «ثابت» هستند. این یکی از نقاط قوت چینی نسبت به فارسی است که در آن افعال وجهی ممکن است تحت تأثیر زمان یا شخص قرار بگیرند.

Modal Verb Usage Table

Modal Meaning Register Example
Must/Necessary
Formal
须遵守
Ought to/Duty
Formal
当自强
Advisable/Suitable
Formal
宜静养
不须
Not necessary
Formal
不须多言
不当
Ought not
Formal
不当如此
不宜
Not advisable
Formal
不宜久留

Meanings

These are formal modal verbs used to express varying degrees of obligation, moral duty, and situational suitability, primarily found in written, legal, or literary contexts.

1

Absolute Necessity (须)

Indicates a strict requirement or mandatory action.

“{入|rù} {此|cǐ} {门|mén} {须|xū} {脱鞋|tuōxié}.”

“{会议|huìyì} {须|xū} {准时|zhǔnshí} {开始|kāishǐ}.”

2

Moral Duty (当)

Expresses what is right, proper, or expected by social/moral standards.

“{君子|jūnzǐ} {当|dāng} {言出必行|yánchūbìxíng}.”

“{吾辈|wúbèi} {当|dāng} {为|wèi} {国|guó} {效力|xiàolì}.”

3

Advisability (宜)

Suggests that an action is appropriate, suitable, or recommended.

“{此|cǐ} {药|yào} {宜|yí} {饭后|fànhòu} {服用|fúyòng}.”

“{今日|jīnrì} {宜|yí} {出行|chūxíng}.”

Reference Table

Reference table for فرمان‌های رسمی چینی: باید، شایسته و مصلحت (宜, 当, 须)
کاراکتر نقش گرامری معادل امروزی بهترین موقعیت استفاده
宜 (yí)
شایسته / مناسب
应该 / 合适
توصیه‌های سلامتی، تابلوهای پارک، اطلاعیه‌ها
不宜 (bùyí)
ناشایست / غیر مصلحت
不应该
هشدارها، آداب معاشرت اجتماعی
当 (dāng)
باید / بایسته
应当
وظایف اخلاقی، شعارها، ضرب‌المثل‌ها
须 (xū)
باید (الزامی)
必须
قراردادهای قانونی، الزامات فنی اپلیکیشن
不须 (bùxū)
نیازی نیست
不必
اجازه‌های رسمی، متون ادبی
务须 (wùxū)
حتماً باید
务必
دستورات فوری، یادداشت‌های رسمی اداری

طیف رسمیت

رسمی
君须往。

君须往。 (Command)

خنثی
你必须去。

你必须去。 (Command)

غیر رسمی
你得去。

你得去。 (Command)

عامیانه
快去!

快去! (Command)

تثلیث دستورات ادبی

دستورات ادبی

توصیه‌ای (宜)

  • 养生 حفظ سلامتی
  • 告示 اعلان‌های عمومی

وظیفه‌ای (当)

  • 道义 وظیفه اخلاقی
  • 成语 ضرب‌المثل‌ها

الزامی (须)

  • 法律 قانون
  • 技术 تکنولوژی/مشخصات

دستورات ادبی در مقابل امروزی

قدرت
ملایم پیشنهاد نرم
قوی اجباری
ادبی (C2)
宜 (yí) شایسته
须 (xū) باید
گفتاری (H1-4)
应该 (yīnggāi) باید/بهتره
必须 (bìxū) باید

انتخاب دستور مناسب

1

آیا یک الزام قانونی یا فنی است؟

YES
از 须 (xū) استفاده کن
NO
ادامه بده
2

آیا وظیفه اخلاقی یا ضرب‌المثل است؟

YES
از 当 (dāng) استفاده کن
NO
برای پیشنهادات از 宜 (yí) استفاده کن

عبارات ادبی رایج

⚠️

هشدارها

  • 不宜喧哗
  • 须持证入内
  • 严禁烟火
🍵

سلامتی

  • 宜饮温水
  • 不宜熬夜
  • 宜动静结合

مثال‌ها بر اساس سطح

1

{须|xū} {走|zǒu}.

Must walk.

2

{宜|yí} {吃|chī}.

Should eat.

3

{当|dāng} {做|zuò}.

Ought to do.

4

{不宜|bùyí} {去|qù}.

Not suitable to go.

1

{你|nǐ} {须|xū} {学习|xuéxí}.

You must study.

2

{这|zhè} {宜|yí} {早|zǎo} {睡|shuì}.

It is best to sleep early.

3

{人|rén} {当|dāng} {诚实|chéngshí}.

People ought to be honest.

4

{不须|bùxū} {担心|dānxīn}.

No need to worry.

1

{会议|huìyì} {须|xū} {准时|zhǔnshí}.

The meeting must be on time.

2

{此|cǐ} {法|fǎ} {不宜|bùyí} {推广|tuīguǎng}.

This method is not suitable for promotion.

3

{吾辈|wúbèi} {当|dāng} {努力|nǔlì}.

We ought to work hard.

4

{须|xū} {注意|zhùyì} {安全|ānquán}.

Must pay attention to safety.

1

{凡|fán} {会员|huìyuán} {须|xū} {遵守|zūnshǒu} {章程|zhāngchéng}.

All members must follow the bylaws.

2

{此|cǐ} {地|dì} {宜|yí} {静|jìng} {不宜|bùyí} {闹|nào}.

This place is suitable for quiet, not for noise.

3

{君子|jūnzǐ} {当|dāng} {有所为|yǒusuǒwéi} {有所不为|yǒusuǒbùwéi}.

A gentleman ought to know what to do and what not to do.

4

{须|xū} {知|zhī} {其|qí} {难|nán}.

Must know its difficulty.

1

{此|cǐ} {项|xiàng} {决策|juécè} {宜|yí} {慎重|shènzhòng}.

This decision should be made cautiously.

2

{当|dāng} {以|yǐ} {民|mín} {为|wéi} {本|běn}.

Ought to take the people as the foundation.

3

{须|xū} {经|jīng} {审批|shěnpī} {方可|fāngkě} {执行|zhíxíng}.

Must be approved before execution.

4

{不当|bùdāng} {如此|rúcǐ} {行事|xíngshì}.

Ought not to act this way.

1

{凡|fán} {有|yǒu} {志|zhì} {者|zhě} {当|dāng} {自强|zìqiáng}.

Those who have ambition ought to strive for self-improvement.

2

{此|cǐ} {药|yào} {宜|yí} {空腹|kōngfù} {服用|fúyòng}.

This medicine is best taken on an empty stomach.

3

{须|xū} {知|zhī} {天外有天|tiānwàiyǒutiān}.

Must know that there is always someone better.

4

{不宜|bùyí} {操之过急|cāozhīguòjí}.

It is not advisable to be overly hasty.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Chinese Formal Commands: Must, Should, and Advisable (宜, 当, 须) در مقابل 须 vs 必须

Learners think they are interchangeable.

Chinese Formal Commands: Must, Should, and Advisable (宜, 当, 须) در مقابل 当 vs 应该

Both mean 'should'.

Chinese Formal Commands: Must, Should, and Advisable (宜, 当, 须) در مقابل 宜 vs 可以

Both suggest options.

اشتباهات رایج

Wǒ xū chīfàn

Wǒ yào chīfàn

Too formal for basic needs.

Tā bù yào xū qù

Tā bù xū qù

Double modal usage.

Yīnggāi xū zuò

Xū zuò

Redundant modals.

Xū le zuò

Xū zuò

Modals don't take aspect markers.

الگوهای جمله‌سازی

凡___者,须___。

此地宜___,不宜___。

人当___,不当___。

___须___。

Real World Usage

Legal Contract constant

乙方须按时付款。

Medical Advice common

此药宜饭后服。

Political Speech common

吾辈当为民请命。

Company Policy common

员工须佩戴工牌。

Horoscope/Lifestyle occasional

今日宜出行。

Academic Essay common

研究者当保持客观。

🎯

شاه‌کلید 'نباید' های باکلاس

اگه فقط می‌خوای یکی رو حفظ کنی، 不宜 (bùyí) رو یاد بگیر. این شیک‌ترین راه برای گفتن 'صلاح نیست' یا دادن هشدارهای مودبانه است: «公共场所不宜大声喧哗。»
⚠️

تداخل لحن ممنوع!

هیچ‌وقت این کلمات رو با کلمات خیلی عامیانه مثل 打球 (dǎqiú) به کار نبر. همیشه با فعل‌های رسمی جفتشون کن؛ مثلاً به جای ورزش کردن معمولی بگو: «宜适度运动。»
💬

وزن تاریخی کلمات

دلیل تک‌سیلابی بودن این کلمات اینه که در چینی کلاسیک، ایجاز و خلاصه بودن ارزش بود. استفاده از این‌ها نشون میده تو با ریشه‌های عمیق زبان آشنایی: «为人当诚实。»

Smart Tips

Replace 'yào' with '须' to sound more professional.

Nǐ yào zūnshǒu guīzé. Nǐ xū zūnshǒu guīzé.

Use '宜' instead of 'yīnggāi' for a more refined tone.

Yīnggāi duō hē shuǐ. Yí duō hē shuǐ.

Use '当' to emphasize moral duty.

Wǒmen yīnggāi bāngzhù tā. Wǒmen dāng bāngzhù tā.

Use '须' for mandatory items.

Yào qiānzì. 须 qiānzì.

تلفظ

xū (high-falling), yí (rising)

Tones

Ensure the fourth tone of 须 and the first tone of 宜 are clear.

Formal Declarative

Subject + Modal + Verb ↓

Conveys authority and finality.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Remember 'X-D-Y': X (须) is a cross (must), D (当) is duty, Y (宜) is 'yes' (advisable).

تداعی تصویری

Imagine a judge (须) with a gavel, a soldier (当) standing guard, and a doctor (宜) holding a prescription.

Rhyme

须是必须不可违,当是应当守道义,宜是适宜好建议。

Story

In a formal court, the judge (须) says 'You must follow the law.' The citizen (当) says 'I ought to do my duty.' The advisor (宜) whispers 'It is advisable to stay calm.'

شبکه واژگان

必须应当适宜不须不当不宜

چالش

Write three sentences using 须, 当, and 宜 regarding your daily routine.

نکات فرهنگی

Used heavily in official government notices.

Common in herbal prescriptions.

Used in poetry and essays.

These characters derive from Classical Chinese where they functioned as auxiliary verbs.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你认为学生当做什么?

这药宜怎么吃?

我们须遵守什么规则?

什么情况下不宜出门?

موضوعات نگارش

Write a formal rule for your house.
Discuss a moral duty you have.
Give advice for a healthy lifestyle.
Write a short policy for a company.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با مناسب‌ترین کلمه برای یک الزام قانونی اجباری پر کن.

凡在本市居住之满16周岁中国公民,___ 申领居民身份证。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
در متون قانونی برای کارهای اجباری، '须' (باید) استانداردترین کلمه است.
کدوم جمله شبیه یه پیشنهاد مودبانه توی پارک به نظر میاد؟

جمله‌ای رو انتخاب کن که برای تابلوی سکوت در پارک مناسب باشه:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 此处不宜大声喧哗。
'不宜' (صلاح نیست/ناشایست است) راه محترمانه برای درخواست رعایت سکوت در مکان‌های عمومی است.
اشتباه لحنی (Register) رو در این جمله پیدا کن.

虽然下雨,但你宜拿伞,不然会淋湿。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 虽然下雨,但你应该拿伞。
اینجا یه نصیحت دوستانه درباره بارونه. '宜' خیلی برای این موقعیت رسمی و کتابیه؛ '应该' انتخاب طبیعی‌تریه.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank with the correct modal.

公民___遵守法律。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
Legal requirement requires 须.
Choose the most formal sentence. چند گزینه‌ای

Which is most formal?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 你当去
当 is the most literary.
Correct the sentence. Error Correction

Find and fix the mistake:

他须了去。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他须去
Modals don't take aspect markers.
Reorder the words. Sentence Reorder

宜 / 此 / 药 / 服 / 饭后

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 此药宜饭后服
Standard structure.
Translate to Chinese. ترجمه

It is advisable to sleep early.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 宜早睡
Advisable = 宜.
Match the modal to its meaning. جفت کردن

Match: 须, 当, 宜

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Must, Duty, Suitable
Correct definitions.
Is this true? True False Rule

Can you use 'le' with 须?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: False
Modals don't take aspect markers.
Complete the dialogue. Dialogue Completion

A: 怎么处理这事? B: ___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 宜缓
Advisable to be slow.

Score: /8

Practice Bank

10 exercises
کلمات رو مرتب کن تا یک الزام رسمی ساخته بشه. پر کردن جای خالی

须 | 参会人员 | 提前 | 签到

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 参会人员须提前签到
جمله 'انسان باید صادق باشد' رو با استفاده از '当' به چینی ادبی ترجمه کن. پر کردن جای خالی

One should be honest.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 为人当诚实。
کلمات ادبی رو با معادل امروزی‌شون ست کن. پر کردن جای خالی

Match the pairs:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 宜 - 应该/合适, 须 - 必须, 当 - 应当
کدوم کاراکتر برای توصیه سلامتی درباره نوشیدن چای زنجبیل مناسب‌تره؟ پر کردن جای خالی

感冒初期,___ 饮用姜茶。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
جمله درست رو انتخاب کن. پر کردن جای خالی

Which sentence is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 小事一桩,不须挂齿。
اشتباه دستور رسمی مربوط به ایمنی آتش‌نشانی رو اصلاح کن. پر کردن جای خالی

防火通道不宜堆放杂物。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 防火通道严禁堆放杂物。
مرتب کن: شایسته/مناسب | شب | نه | نوشیدن قهوه پر کردن جای خالی

不宜 | 晚间 | 咖啡 | 饮用

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 晚间不宜饮用咖啡
جمله 'باید به شدت رازدار باشی' رو به چینی رسمی ترجمه کن. پر کردن جای خالی

You must strictly keep the secret.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 须严格保密。
یک سیاست شرکتی درباره صداقت: پر کردن جای خالی

职员办事,___ 秉公处理。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
کدوم جمله بیشتر شبیه یه ضرب‌المثل قدیمی به نظر میاد؟ پر کردن جای خالی

Pick the most literary sounding sentence:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 人当自强不息。

Score: /10

سوالات متداول (8)

Generally no. They will make you sound overly formal or like you are reading a legal document.

须 is more concise and formal; 必须 is the standard modern compound.

They are modal verbs, not main verbs. They express mood, not aspect.

Yes, 'bù' is the standard negation for these modals.

Yes, they are used in formal writing across all Chinese-speaking regions.

No, they are different characters/meanings. '当' as a modal means 'ought to'.

宜 is most common for medical/lifestyle advice.

Yes, but these are the most common for C2 learners.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish moderate

deber

Chinese modals are more register-specific.

French moderate

devoir

Chinese modals don't conjugate.

German high

müssen/sollen

German modals conjugate for person.

Japanese high

beki/hitsuyou

Japanese uses particles.

Arabic moderate

yajib

Arabic has complex gender/number agreement.

Chinese high

yào/gāi

Register is the main difference.

Learning Path

Prerequisites

Related Grammar Rules

A1

افعال کمکی وجهی چینی: چگونه بگوییم «باید» (应该 yīnggāi)

چرا باتری گوشی شما فقط ۲٪ است؟ با دوستان بیرون هستید. می‌خواهید یک تیک‌تاک بگیرید. صفحه‌نمایش شما چشمک می‌زند. هر آدم عا...

A1

خواسته های مؤدبانه: استفاده از 想 (xiǎng) برای خواستن، فکر کردن و دلتنگ شدن

Overview آیا تا به حال در پکن به یک منوی خوشمزه خیره شده‌اید و احساس کرده‌اید که گیر کرده‌اید؟ می‌خواهید سفارش دهید، اما...

A1

آیا می‌توانید؟ فعل کمکی 能 (توانایی فیزیکی)

Overview واقعاً چند تا تاکو `能` می‌توانید در یک وعده بخورید؟ آیا این مهارتی است که در مدرسه یاد گرفته‌اید؟ احتمالاً نه....

A2

چگونه بگوییم 'توانستن' (توانایی فیزیکی و شرایط): 能 (néng)

آیا تا به حال سعی کرده‌اید به دوست چینی خود بگویید که *نمی‌توانید* هات‌پات تند بخورید، اما اشتباهاً به آن‌ها گفته‌اید که...

A1

استفاده از 想 (xiǎng) برای گفتن «خواستن» یا «دلتنگ بودن»

Overview تا به حال آرزوی لطیفی برای انجام کاری داشته‌اید، یا دلتان برای کسی که دور است تنگ شده؟ در زبان چینی، یک کلمه ف...

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!