بدونِ (ohne): حرف اضافه آکوزاتیو
ohne رو با حالت Akkusativ استفاده کن.
Grammar Rule in 30 Seconds
The preposition 'ohne' always forces the following noun into the Accusative case.
- Use 'ohne' to mean 'without'. Example: 'Ich trinke Kaffee ohne {die|f} Milch.'
- The noun after 'ohne' must be in the Accusative case. Example: 'Ohne {den|m} Zucker.'
- If the noun is feminine, neuter, or plural, the article often stays the same as Nominative. Example: 'Ohne {das|n} Brot.'
مرور کلی
ohne هست. این کلمه تیر خلاصه؛ به دنیا میگه چه چیزی کمه، چی رو نمیخوای و کلاً الان اعصاب چه چیزی رو نداری. چه بخوای یه برگر ohne die Zwiebeln (بدون پیاز) سفارش بدی یا بخوای ohne den Stress (بدون استرس) زندگی کنی، این کلمه بهترین دوستت برای تعیین مرزهاست.ohne مثل «علامت منها» توی گرامر آلمانی نگاه کن. این کلمه حرف اضافهای هست که دقیقاً و همیشه از حالت Accusative پیروی میکنه. توی دنیای حروف اضافهی آلمانی، بعضیهاشون وسواسی هستن و نظرشون عوض میشه، اما ohne وفاداره.Dative نمیره. هیچوقت با Genitive لاس نمیزنه. صددرصد اوقات، ۱۰۰٪ روی حالت Accusative میمونه.ohne فقط دکمهی Accusative رو میزنی و میری جلو. این کلمه معادل زبانیِ علامت «ورود ممنوع» برای بعضی چیزهاست.ohne das Handy (بدون گوشی) توی خیابونها پرسه میزنی، این همون کلمهایه که لازم داری. همهمون این شرایط رو تجربه کردیم و واقعاً وحشتناکه، اما حداقل وقتی گم شدی، گرامرت درسته!این گرامر چطور کار میکنه
ohne + Accusative Object. این مفعول میتونه یه اسم با آرتیکل باشه، یا یه ضمیر، یا حتی یه اسم به تنهایی. وقتی از آرتیکل استفاده میکنی، قوانین Accusative رو به خاطر بسپار.der تبدیل میشه به den. بقیهی حالتها دقیقاً مثل حالت فاعلی یا همان nominative باقی میمونن.-n رو یادت بمونه. اگه داری دربارهی آدمها حرف میزنی، از ضمیرهای مفعولی Accusative استفاده میکنی: mich (من را)، dich (تو را)، ihn (او را - مذکر)، sie (او را - مؤنث)، es (آن را - خنثی)، uns (ما را)، euch (شما را)، sie (آنها را) و Sie (شما را - محترمانه).ohne mich (بدون من) میرن. بیادبانه است، نه؟ ولی از نظر گرامری عالیه.ohne Milch (بدون شیر) به جای ohne die Milch. اینطوری بیشتر شبیه محلیها به نظر میرسی و کمتر شبیه کتاب گرامر.الگوی ساخت
ohne یه مسیر مشخص داره. این مراحل رو دنبال کن تا هر بار درست ازش استفاده کنی:
...Ich trinke Kaffee
ohne رو اضافه کن.
Accusative رو روی آرتیکل پیاده کن. der ← den؛ die ← die؛ das ← das.
Accusative رو انتخاب کن (مثلاً dich به جای du).
.Ich gehe ohne den Hund spazieren (من بدون سگ به پیادهروی میروم). چون der Hund مذکر هست، از den استفاده میکنیم. اگه داشتی بدون گربهات die Katze پیادهروی میکردی، همون ohne die Katze باقی میموند. مثل آب خوردن! این مثل یه کد تقلب توی گرامره که فقط یه جنسیت واقعاً به تلاش اضافه نیاز داره.
کی استفاده کنیم
ohne استفاده میکنی. داری با اپلیکیشنی مثل Uber Eats یا Lieferando غذا سفارش میدی؟ باید مشخص کنی ohne die Sauce یا ohne den Käse.Ein Tag ohne den Filter (یک روز بدون فیلتر)—هرچند همهمون میدونیم احتمالاً دروغه. توی محیطهای کاری، ممکنه دربارهی پروژهای ohne das Budget یا جلسهای ohne den Chef حرف بزنی.ohne den Pass (بدون پاسپورت). این خودش داستان یه فیلم ترسناکه!Ich kann(من بدون تو نمیتونم زندگی کنم). رمانتیک، دراماتیک و یه جملهی کلاسیک توی آهنگهای پاپ آلمانی. کلاً هر وقت یه «منها» توی زندگیات هست،ohnedichnicht leben
ohne همون کلمهایه که اون جای خالی رو پر میکنه.ohne. من زندگی میکنمشوخی کردم، مورد آخری واقعیت نداره—گرامر آلمانی خودش کلی شادیبخشه!ohneden Fernseher (بدون تلویزیون)،ohnedas Auto (بدون ماشین) و ظاهراًohnedie Freude (بدون شادی).
اشتباهات رایج
Dative استفاده میکنن، ممکنه مغزت بخواد اون رو به زور به ohne هم بچسبونه. ممکنه اشتباهی بگی ohne dem Mann به جای ohne den Mann. این کار رو نکن!
ohne یه کلاب کاملاً انحصاری برای حالت Accusative هست. یه اشتباه دیگه، فراموش کردن پسوند -n برای اسمهای مذکره. مردم اغلب میگن ohne der Löffelچون دارن به حالت فاعلی فکر میکنن. یادت باشه: اگه مذکره، به اون دُم نیاز داره. همچنین حواست به ضمیرها باشه.
Ohne du برای گوش یه آلمانی مثل صدای کشیدن ناخن روی تختهسیاهه. حتماً باید بگی ohne dich. در نهایت، زیاد روی آرتیکلِ مواد عمومی حساسیت به خرج نده. اگه بگی Ich trinke Tee ohne den Zucker، طوری به نظر میرسه که داری دربارهی یه ظرف شکر خاص حرف میزنی که ازش دوری میکنی. اگه منظورت کلاً «بدون شکر» هست، فقط بگو
ohne Zucker. کوتاهتره و خیلی حرفهایتر به نظر میرسه. اگه اشتباه کردی هم نگران نباش—اکثر آلمانیها باز هم منظورت رو میفهمن، فقط میفهمن که هنوز رقصِ Accusative رو کاملاً یاد نگرفتی. و خب، اونها عاشق یه رقصِ خوب هستن!مقایسه با الگوهای مشابه
mit (با) هست. در حالی که ohne همیشه Accusative هست، mit همیشه Dative میگیره. این دیگه واقعاً «شوخی زشت» گرامر آلمانیه.Mit dem Bus (حالت Dative) در مقابل Ohne den Bus (حالت Accusative). انگار زبان میخواد همیشه تو رو تو حالت آمادهباش نگه داره. یه تضاد دیگه با außer (بهجز) هست که اون هم Dative میگیره.außer dir. اما اگه بگی «من اینجا هستم بدون تو»، میشه ohne dich. یکی دیگه که باید حواست بهش باشه frei von (عاری از) هست، مثل alkoholfrei (بدون الکل) یا zuckerfrei (بدون شکر).ohne نبودِ چیزی رو توصیف میکنه که انتظار داری وجود داشته باشه، frei von اغلب بار فنی یا شیمیایی بیشتری داره. تو نمیگی زندگیات stressfrei von هست، بلکه میگی ohne den Stress هست. درک این تفاوتِ حالتهای mit و ohne امتحان واقعی یه زبانآموز سطح A1 هست.سؤالات رایج
آیا ohne هیچوقت Dative میگیره؟
نه. هیچوقت. اگه جایی با Dative دیدیش، یا طرف اشتباه کرده یا داره با یه لهجهی خیلی خاص حرف میزنه. تو همیشه همون Accusative رو استفاده کن.
میتونم از ohne با فعلها استفاده کنم؟
بله، اما به یه رابط کوچیک مثل ohne zu نیاز داری. مثلاً «او بدون خداحافظی رفت» میشه
Er ging,اما فعلاً روی اسمها تمرکز کن!ohnezugrüßen.
چطوری بگم «بدون هیچچیز»؟
از ohne alles استفاده میکنی. موقع سفارش دادنِ «دنر» اگه بخوای مطلقاً هیچ سالاد یا سسی نداشته باشه، این عبارت خیلی کاربردیه (هرچند آخه چرا باید همچین کاری کنی؟).
درسته بگیم ohne mich یا ohne mir؟
همیشه
ohne mich درسته. Ohne mir یه اشتباه کلاسیکه که باعث میشه معلم آلمانیات گریهاش بگیره. گریهاش رو درنیار؛ خودش به اندازهی کافی گرفتاری داره.
اگه آرتیکل وجود نداشته باشه چی؟
اگه آرتیکل نباشه (مثل ohne Geld)، اصلاً لازم نیست نگران حالتها (Cases) باشی! کلمه دقیقاً همونطوری که هست باقی میمونه. این سادهترین نسخهی ohne هست.
Accusative Articles with 'ohne'
| Gender | Nominative | Accusative (after 'ohne') |
|---|---|---|
|
Masculine
|
der
|
den
|
|
Feminine
|
die
|
die
|
|
Neuter
|
das
|
das
|
|
Plural
|
die
|
die
|
Meanings
The preposition 'ohne' indicates the absence of something or someone.
Absence
Lacking a specific object or person.
“Ich trinke Tee ohne {den|m} Zucker.”
“Ohne {die|f} Hilfe kann ich das nicht machen.”
Reference Table
| جنسیت/نوع | آرتیکل/ضمیر | مثال آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
|
مذکر
|
{den|m}
|
ohne {den|m} Schlüssel
|
بدون کلید
|
|
مونث
|
{die|f}
|
ohne {die|f} Tasche
|
بدون کیف
|
|
خنثی
|
{das|n}
|
ohne {das|n} Handy
|
بدون موبایل
|
|
جمع
|
{die|pl}
|
ohne {die|pl} Freunde
|
بدون دوستان
|
|
ضمیر (اول شخص مفرد)
|
mich
|
Geh ohne mich!
|
بدون من برو!
|
|
ضمیر (دوم شخص مفرد)
|
dich
|
Nicht ohne dich.
|
بدون تو نه.
|
|
ضمیر (سوم شخص مذکر)
|
ihn
|
Wir spielen ohne ihn.
|
ما بدون او بازی میکنیم.
|
|
بدون آرتیکل
|
---
|
ohne Zucker
|
بدون شکر
|
طیف رسمیت
Ich hätte gerne den Kaffee ohne den Zucker. (Ordering)
Ich möchte Kaffee ohne Zucker. (Ordering)
Kaffee ohne Zucker, bitte. (Ordering)
Kaffee schwarz. (Ordering)
کاربرد 'ohne'
غذا و نوشیدنی
- ohne Zucker بدون شکر
- ohne Milch بدون شیر
اشیا
- ohne {den|m} Schlüssel بدون کلید
- ohne {das|n} Handy بدون موبایل
افراد
- ohne `mich` بدون من
- ohne `dich` بدون تو
مقایسه Mit و Ohne
انتخاب آرتیکل مناسب برای 'ohne'
آیا اسم مذکر است؟
آیا ضمیر شخصی است؟
کارهایی که میتونی 'ohne' انجام بدی
ضروریات
- • ohne {den|m} Pass
- • ohne {das|n} Geld
- • ohne {die|f} Brille
تکنولوژی
- • ohne {das|n} WLAN
- • ohne Akku
- • ohne {den|m} Laptop
احساسات
- • ohne Stress
- • ohne Angst
- • ohne Sorgen
مثالها بر اساس سطح
Ich trinke Kaffee ohne {den|m} Zucker.
I drink coffee without sugar.
Das ist ohne {die|f} Hilfe.
That is without help.
Wir gehen ohne {das|n} Kind.
We go without the child.
Ohne {die|f} Freunde ist es langweilig.
Without friends it is boring.
Er fährt ohne {den|m} Bus zur Arbeit.
He goes to work without the bus.
Ich möchte Pizza ohne {die|f} Salami.
I would like pizza without salami.
Ohne {das|n} Geld können wir nichts kaufen.
Without money we can buy nothing.
Sie lernt ohne {die|f} Musik.
She studies without music.
Ohne {einen|m} Plan ist das Projekt schwierig.
Without a plan the project is difficult.
Er verließ den Raum ohne {ein|n} Wort.
He left the room without a word.
Ohne {die|f} Erlaubnis darfst du nicht gehen.
Without permission you may not go.
Wir schaffen das ohne {den|m} Stress.
We will manage that without the stress.
Ohne {den|m} nötigen Respekt wird die Diskussion scheitern.
Without the necessary respect, the discussion will fail.
Sie hat den Vertrag ohne {die|f} Unterschrift zurückgegeben.
She returned the contract without the signature.
Ohne {das|n} Risiko gibt es keinen Erfolg.
Without risk there is no success.
Er arbeitet ohne {die|f} Unterstützung seiner Kollegen.
He works without the support of his colleagues.
Ohne {den|m} geringsten Zweifel ist dies die beste Lösung.
Without the slightest doubt, this is the best solution.
Sie agierte ohne {die|f} vorherige Absprache.
She acted without prior consultation.
Ohne {das|n} Wissen der Beteiligten wurde entschieden.
The decision was made without the knowledge of those involved.
Ohne {die|f} notwendigen Ressourcen ist das Ziel unerreichbar.
Without the necessary resources, the goal is unreachable.
Ohne {den|m} Beistand der Götter war das Unterfangen zum Scheitern verurteilt.
Without the assistance of the gods, the endeavor was doomed to fail.
Ohne {die|f} explizite Zustimmung ist der Eingriff unzulässig.
Without explicit consent, the intervention is inadmissible.
Ohne {das|n} geringste Zögern ergriff er die Initiative.
Without the slightest hesitation, he took the initiative.
Ohne {die|f} konsequente Umsetzung der Reformen bleibt der Erfolg aus.
Without consistent implementation of the reforms, success will not materialize.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Learners use 'nicht' for nouns.
Both mean 'out of' or 'without'.
Both are Accusative.
اشتباهات رایج
ohne der Zucker
ohne den Zucker
ohne Zucker (missing article)
ohne den Zucker (if specific)
ohne das Hund
ohne den Hund
ich ohne Zucker
ich trinke ohne Zucker
ohne einen Zucker
ohne den Zucker
ohne den Milch
ohne die Milch
ohne dem Zucker
ohne den Zucker
ohne dass ich gehe
ohne zu gehen
ohne den Hilfe
ohne die Hilfe
ohne dem Plan
ohne den Plan
ohne den Notwendigkeit
ohne die Notwendigkeit
ohne den Risiko
ohne das Risiko
ohne den Wissen
ohne das Wissen
ohne den Erfolg
ohne den Erfolg
الگوهای جملهسازی
Ich trinke ___ ohne ___.
Ohne ___ kann ich nicht ___.
Ein Leben ohne ___ ist ___.
Ohne ___ wäre das Projekt ___.
Real World Usage
Ein Burger ohne Zwiebeln, bitte.
Kommst du ohne den Hund?
Ich kann ohne die Software nicht arbeiten.
Wir reisen ohne den Koffer.
Ein Leben ohne Kaffee? Niemals!
Ohne die Zustimmung ist es verboten.
سفارش حرفهای
Döner ohne Zwiebelnیا
Kaffee ohne Zucker. خیلی سریعتره.مراقب "ihn" باش
him باشه. باید بگی ohne ihn، نه ohne ihm. این پرتکرارترین اشتباه برای زبانآموزای سطح A1 هست!یه نکته خوب برای یادت موندن
ohne مثل o-n-e (وان) فکر کن. فقط one (یک) حالت داره: Akkusativ.Smart Tips
Always add 'bitte' at the end.
Check if your noun is masculine.
Keep it short.
Use 'ohne' + noun.
تلفظ
Ohne
The 'h' is silent, making it sound like 'O-ne'.
Statement
Ich trinke Kaffee ohne Zucker ↘
Neutral statement.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Ohne is mean, it turns 'der' into 'den'!
تداعی تصویری
Imagine a coffee cup with a big 'DEN' written on it where the sugar should be. The sugar is missing because 'ohne' took it away.
Rhyme
Ohne is the rule, make the masculine cool, change der to den, and say it again!
Story
Hans went to the cafe. He wanted coffee. He said 'Ohne Zucker'. The waiter looked at him. Hans corrected himself: 'Ohne den Zucker'. Now he is happy.
شبکه واژگان
چالش
Write 5 sentences about things you don't like in your coffee or tea using 'ohne'.
نکات فرهنگی
Germans are very specific about coffee orders. 'Ohne Zucker' is a standard request.
Derived from Old High German 'ohno'.
شروعکنندههای مکالمه
Trinkst du Kaffee mit oder ohne Zucker?
Kannst du ohne dein Handy leben?
Was ist ein Leben ohne Musik für dich?
Könntest du ohne die moderne Technik arbeiten?
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
Ich trinke Tee ohne ___ (der) Zucker.
راه صحیح گفتن 'بدون تو' کدام است:
Find and fix the mistake:
Er kommt ohne das Handy.
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercisesIch trinke Kaffee ohne ___ Zucker.
Which is correct?
Find and fix the mistake:
Ich trinke Tee ohne der Milch.
Der Zucker -> Ohne ___
Does 'ohne' take Dative?
A: Kaffee mit Zucker? B: Nein, ___.
ohne / den / trinke / ich / Kaffee / Zucker
Ohne ___ (Hund)
Score: /8
Practice Bank
10 exercisesKommst du ohne ___ (me)?
کدام یک برگر بدون پیاز را به درستی توصیف میکند؟
Wir gehen ohne dem Lehrer.
ترتیب کلمات رو درست کن: trinke / ohne / Ich / Milch / Kaffee
Without him.
جفتهای زیر را با هم تطبیق دهید:
#NoFilter = Ein Foto ohne ___ (der) Filter.
ضمیر صحیح برای 'بدون آنها' را انتخاب کن:
Kannst du ohne uns spielen?
Without a plan.
Score: /10
سوالات متداول (8)
Yes, it is a purely Accusative preposition.
They stay 'die'.
Yes, 'ohne Zucker' is common.
It is neutral and used everywhere.
Think of 'ohne' as a 'den' magnet.
Yes, 'ohne die Freunde'.
Yes, 'nicht' negates verbs.
It is a high-frequency word.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
sin
German requires Accusative case, Spanish does not have cases.
sans
French does not have case endings for articles.
nashi de
Japanese is agglutinative; German uses prepositions.
bidun
Arabic uses genitive case after prepositions.
méiyǒu
Chinese lacks grammatical cases.
without
English has no case system for nouns.
Learning Path
Prerequisites
ویدیوهای مرتبط
Related Grammar Rules
پرسش درباره اشیاء: قیدهای حرف اضافهای (wo(r) + حرف اضافه)
تا حالا حس کردی جملات آلمانیت دارن سکندری میخورن چون هی داری یه اسم طولانی رو سه بار تو ده ثانیه تکرار میکنی؟ اگه خسته...
دلایل رسمی: aufgrund (به دلیلِ)
### Overview در زبان آلمانی، برای بیان علت و معلول، ابزارهای متنوعی وجود دارد که هر کدام در موقعیتهای متفاوتی به کار م...
حرف اضافه گنیتیو در آلمانی: infolge (به دلیلِ/در نتیجهی)
### Overview در زبان آلمانی، حرف اضافه `infolge` یک ابزار بسیار کارآمد و سطحبالا برای بیان علیت یا «دلیل» است. این واژ...
مهلتها با 'innerhalb' (در عرضِ/در طولِ)
### Overview در زبان آلمانی، دقت در بیان زمان صرفاً یک ویژگی فرهنگی نیست، بلکه در ساختار دستوری زبان نهادینه شده است. حر...
قیدهای ضمیری آلمانی (ترکیبات da)
چرا دوست آلمانیام وقتی به برادرم اشاره کردم و گفتم `Ich warte darauf` یه جوری نگاهم کرد؟ خب، مگه اینکه برادرم اتوبوس یا...