A1 Complement System 11 min read آسان

تکمیل و آشکارسازی: فعل + 出来 (chūlái)

وقتی یه کاری باعث می‌شه یه چیز جدید «خلق بشه» یا یه حقیقت مخفی «لو بره»، از «出来» استفاده کن. ابزارهای تو: «خلق کردن»، «تشخیص دادن» و «ظاهر شدن».

Grammar Rule in 30 Seconds

Use {出来|chūlái} after a verb to show that an action results in something appearing or being recognized.

  • Use it to show something becomes visible: {看出来|kàn chūlái} (to recognize/make out).
  • Use it to show something is produced: {写出来|xiě chūlái} (to write something out).
  • Use it to show a solution: {想出来|xiǎng chūlái} (to think of/come up with).
Verb + 出来 (chūlái) = Success in revealing/creating

مرور کلی

### Overview
برای شما که زبان مادری‌تان فارسی است، یادگیری ساختارهای چینی می‌تواند تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش باشد، چون در بسیاری از موارد، منطق زبانی چینی به طرز شگفت‌آوری به ساختار تفکر ما نزدیک است. یکی از اولین و مهم‌ترین مفاهیمی که در سطح A1 با آن روبه‌رو می‌شوید، 出来 (chūlái) است. در دستور زبان چینی، ما به این ساختار «متمم نتیجه» (Result Complement) می‌گوییم.
به زبان ساده، وقتی شما فعلی را انجام می‌دهید، گاهی می‌خواهید بگویید که این عمل صرفاً انجام نشد، بلکه «به نتیجه رسید» و چیزی از دل آن بیرون آمد.
در فارسی، ما برای بیان این مفهوم معمولاً از افعال پیشوندی یا ترکیب‌های فعلی استفاده می‌کنیم. مثلاً وقتی می‌گوییم «تشخیص دادم»، در واقع داریم نتیجه‌ی «دیدن» را بیان می‌کنیم. در چینی، 出来 دقیقاً همین نقش را بازی می‌کند.
این عبارت به معنای «بیرون آمدن» است، اما در کاربرد دستوری، به معنای «آشکار شدن» یا «خلق شدن» است. تصور کنید در حال نگاه کردن به یک تصویر مبهم هستید؛ تا زمانی که آن را نمی‌فهمید، فقط (نگاه کردن) است، اما وقتی بالاخره می‌فهمید چیست، می‌گویید 看出来 (تشخیص دادم/فهمیدم). این تفاوت ظریف بین «انجام عمل» و «رسیدن به نتیجه» همان چیزی است که 出来 برای ما مدیریت می‌کند.
این ساختار در چینی بسیار حیاتی است، زیرا برخلاف فارسی که نتیجه اغلب در خودِ فعل مستتر است (مثل «یافتن» که نتیجه‌ی «جستن» است)، در چینی شما باید با افزودن این متمم، «موفقیت‌آمیز بودن» عمل را به شنونده اعلام کنید.
### How This Grammar Works
عملکرد 出来 بر پایه یک انتقال است: انتقال از حالت «پنهان» یا «ناموجود» به حالت «آشکار» یا «موجود». در دستور زبان فارسی، ما برای بیان این مفهوم از افعال مرکب استفاده می‌کنیم. مثلاً برای «خلق کردن»، ما یک فعل مستقل داریم.
اما در چینی، آن‌ها ترجیح می‌دهند از فعل اصلی استفاده کنند و سپس با یک متمم، وضعیت نهایی را توصیف کنند.
به این مقایسه توجه کنید: فعل (نوشتن) فقط عمل نوشتن را نشان می‌دهد. اما وقتی می‌گویید 写出来 (نوشته شدن/به رشته تحریر درآوردن)، شما در واقع دارید می‌گویید که آن فکر یا ایده، از ذهن به روی کاغذ «بیرون آمده» و به یک محصول تبدیل شده است. در فارسی، ما گاهی از قیدها یا افعال کمکی برای نشان دادن این نتیجه استفاده می‌کنیم، اما در چینی، 出来 بخشی از ساختارِ خودِ فعل می‌شود.
نکته مهم این است که 出来 را با «جهت» اشتباه نگیرید. اگر کسی از اتاق بیرون برود، 出来 یک جهت فیزیکی است (بیرون آمدن). اما در مبحثی که ما داریم، این یک مفهوم «انتزاعی» است.
یعنی چیزی از دنیای ذهن به دنیای واقعیت «خارج» شده است. این دقیقاً همان چیزی است که در فارسی وقتی می‌گوییم «بالاخره جواب را پیدا کردم» (یعنی جواب از دنیای ابهام به دنیای ذهن من «بیرون» آمد)، حس می‌کنیم. در چینی، این ساختار یک ابزار استاندارد برای تمام افعالِ حسی و ذهنی است.
### Formation Pattern
ساختار اصلی بسیار ساده است: [فعل + 出来]. وقتی می‌خواهید بگویید عملی با موفقیت به نتیجه رسیده است، این الگو را به کار می‌برید. اگر مفعولی دارید، معمولاً بعد از 出来 قرار می‌گیرد.
| ساختار | معنا | مثال |
| :--- | :--- | :--- |
| Verb + 出来 | انجام موفقیت‌آمیز عمل | 想出来 (به فکر رسیدن) |
| Verb + 得/不 + 出来 | توانستن/نتوانستن در تشخیص یا خلق | 看得出来 (می‌توانم تشخیص دهم) |
جدول زیر به شما کمک می‌کند تفاوت ساختاری را بهتر درک کنید:
| ساختار فارسی | ساختار چینی | مثال |
| :--- | :--- | :--- |
| تشخیص دادن (دیدن + نتیجه) | + 出来 | 我看得出来 (می‌توانم تشخیص دهم) |
| اختراع کردن (ساختن + نتیجه) | + 出来 | 做出来 (ساختن/تولید کردن) |
### When To Use It
شما از 出来 در دو موقعیت اصلی استفاده می‌کنید:
  1. 1آشکارسازی (از پنهان به پیدا): وقتی با حواس پنج‌گانه (دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن) چیزی را از میان ابهام تشخیص می‌دهید. مثال: 听出来 (تشخیص دادن صدا). وقتی در یک مهمانی شلوغ صدای دوستتان را می‌شنوید، آن صدا از میان انبوه صداها «بیرون می‌آید». در فارسی می‌گوییم «صدایش را شناختم»، در چینی می‌گویید «شنیدم و بیرون آمد (تشخیص داده شد)».
  1. 1خلق کردن (از عدم به وجود): وقتی چیزی را از ذهن به دنیای واقعی می‌آورید. مثال: 想出来 (به فکر رسیدن). وقتی یک راه حل برای یک مشکل پیچیده در دانشگاه پیدا می‌کنید، آن راه حل قبلاً وجود نداشته است. شما آن را «بیرون کشیده‌اید». برای نوشتن یک مقاله یا نقاشی کردن نیز از همین ساختار استفاده می‌شود، چون شما دارید اثری را «خلق» می‌کنید.
### Common Mistakes
به عنوان یک فارسی‌زبان، سه اشتباه رایج وجود دارد که باید مراقب آن‌ها باشید:
  1. 1تداخل با جهت فیزیکی: فارسی‌زبانان گاهی فکر می‌کنند هر جا «بیرون» در فارسی هست، باید از 出来 استفاده کنند. اما 出来 در چینی برای «خروج از اتاق» یک جهت است، نه یک نتیجه. اشتباه رایج: استفاده از 出来 برای کارهایی که نتیجه‌ی ذهنی ندارند. همیشه به یاد داشته باشید: آیا این عمل چیزی را «آشکار» یا «خلق» کرد؟ اگر نه، احتمالاً متمم نتیجه نیست.
  1. 1فراموش کردن متمم توانایی (得/不): ما در فارسی برای «توانستن»، فعل کمکی «توانستن» را قبل از فعل اصلی می‌آوریم (مثلاً: می‌توانم ببینم). اما در چینی، توانایی در تشخیص، در میانِ فعل و متمم قرار می‌گیرد. اشتباه رایج: گفتن 能看出来 که تکراری است. ساختار درست: 看得出来 (توانستن تشخیص دادن).
  1. 1جابجایی مفعول: در فارسی، مفعول جایگاه ثابتی دارد. در چینی، وقتی از 出来 استفاده می‌کنید، مفعولِ نتیجه، معمولاً بعد از کلِ عبارت می‌آید. اشتباه رایج: آوردن مفعول قبل از 出来. مثال درست: 写出来一本书 (نوشتن و تمام کردن یک کتاب).
### Contrast With Similar Patterns
بسیاری از زبان‌آموزان 出来 را با 起来 اشتباه می‌گیرند. این یک چالش بزرگ است.
| متمم | کاربرد اصلی | تفاوت با فارسی |
| :--- | :--- | :--- |
| 出来 | آشکار شدن / خلق شدن | به معنای «بیرون آمدنِ نتیجه» |
| 起来 | شروع عمل / به یاد آوردن | به معنای «برخاستن» یا «شروع کردن» |
در حالی که 出来 به معنای به نتیجه رسیدن یک فرآیند است، 起来 بیشتر برای «به یاد آوردن» (مثل: 想起来 - یادم آمد) یا شروع ناگهانی یک عمل (مثل: 笑起来 - شروع به خندیدن کرد) استفاده می‌شود. اگر چیزی در ذهن شما «جرقه زد و یادآوری شد»، از 起来 استفاده کنید، اما اگر چیزی را «با تحلیل و تلاش به نتیجه رساندید»، از 出来 استفاده کنید.
### Quick FAQ
  1. 1آیا همیشه باید از 出来 استفاده کنم؟ خیر، فقط زمانی که می‌خواهید بر «موفقیت‌آمیز بودن» یا «رسیدن به نتیجه» تاکید کنید. اگر فقط می‌خواهید بگویید «نوشتم»، همان کافی است.
  1. 1آیا این ساختار در زمان گذشته و آینده تغییر می‌کند؟ خیر، خودِ 出来 تغییر نمی‌کند، بلکه شما می‌توانید را برای نشان دادن پایان یافتنِ آن نتیجه به انتهای جمله اضافه کنید.
  1. 1آیا این ساختار برای همه افعال استفاده می‌شود؟ خیر، فقط برای افعالی که قابلیت «نتیجه‌گیری» یا «خلق‌کردن» دارند. مثلاً برای افعالی مثل «خوابیدن» یا «رفتن» (به معنای فیزیکی) کاربرد ندارد.
امیدوارم این توضیح به شما کمک کرده باشد تا با اعتماد به نفس بیشتری از این ساختار زیبا در چینی استفاده کنید. تمرین کنید و به یاد داشته باشید که هر بار که از 出来 استفاده می‌کنید، در واقع دارید قدرتِ خلاقیت یا تشخیص خود را در زبان چینی به رخ می‌کشید!

Verb + 出来 Conjugation

Form Structure Example
Affirmative
Verb + 出来
想出来
Negative
Verb + 不 + 出来
想不出来
Potential
Verb + 得 + 出来
想得出来
Question
Verb + 出来 + 吗
想出来吗
A-not-A
Verb + 出来 + 不 + 出来
想出来不想出来
Past
Verb + 出来 + 了
想出来了

Meanings

The complement {出来|chūlái} indicates that an action has been completed successfully, resulting in something being revealed, created, or identified.

1

Recognition

Identifying something through sensory input.

“我{听出来|tīng chūlái}这是谁的声音。”

“你{看出来|kàn chūlái}他很生气吗?”

2

Creation/Production

Bringing something into existence through an action.

“他{写出来|xiě chūlái}一首好诗。”

“这个机器{做出来|zuò chūlái}很多玩具。”

3

Mental Retrieval

Recalling or inventing an idea.

“我{想出来|xiǎng chūlái}一个好主意。”

“他{编出来|biān chūlái}一个故事。”

Reference Table

Reference table for تکمیل و آشکارسازی: فعل + 出来 (chūlái)
ساختار کاربرد مثال (چینی) ترجمه
فعل + {出来|chūlái}
تکمیل (خلق کردن)
{写出来|xiě chū lái}
نوشتن و تمام کردن
فعل + {出来|chūlái}
تشخیص (حواس)
{听出来|tīng chū lái}
تشخیص دادن (با شنیدن)
فعل + {得|de} + {出来|chūlái}
توانایی (می‌توانم)
{认得出来|rèn de chū lái}
می‌توانم شناسایی کنم
فعل + {不|bù} + {出来|chūlái}
عدم توانایی (نمی‌توانم)
{想不出来|xiǎng bu chū lái}
نمی‌توانم فکرش را بکنم
{想|xiǎng} + {出来|chūlái}
خلق ذهنی
{想出来|xiǎng chū lái}
به نتیجه رسیدن / ابداع
{认|rèn} + {出来|chūlái}
شناسایی بصری
{认出来|rèn chū lái}
شناختن / تشخیص دادن

طیف رسمیت

رسمی
我已推导出来该结论。

我已推导出来该结论。 (Problem solving)

خنثی
我想出来了。

我想出来了。 (Problem solving)

غیر رسمی
我搞出来了!

我搞出来了! (Problem solving)

عامیانه
我整出来了!

我整出来了! (Problem solving)

کلاه جادویی 出来

出来 (ظهور)

خلق کردن (ساختن چیز جدید)

  • 想出来 ابداع کردن (ایده)
  • 写出来 نوشتن و تمام کردن (مقاله)

کشف کردن (حواس)

  • 看出来 تشخیص دادن (بینایی)
  • 听出来 تمایز دادن (شنیداری)

شروع در مقابل پایان: 起来 vs 出来

起来 (شروع/یادآوری)
想起来 به یاد آوردن
笑起来 شروع به خندیدن
出来 (پایان/کشف)
想出来 ابداع کردن / حل کردن
笑出来 زدن زیر خنده (نمایان شدن)

آیا باید از 出来 استفاده کنم؟

1

آیا چیز جدیدی خلق شده؟

YES
از 出来 استفاده کن (مثلاً 写出来)
NO
سوال بعدی
2

آیا داری چیزی مخفی رو تشخیص می‌دی؟

YES
از 出来 استفاده کن (مثلاً 认出来)
NO
احتمالاً 出来 نیست (起来 یا 到了 رو چک کن)

حواس پنج‌گانه + 出来

👀

بینایی

  • 看出来 (دیدن/فهمیدن)
  • 认出来 (شناختن)
👂

شنوایی

  • 听出来 (شنیدن/تشخیص دادن)
👅

چشایی/بویایی

  • 吃出来 (مزه کردن و فهمیدن)
  • 闻出来 (بو کردن و فهمیدن)

مثال‌ها بر اساس سطح

1

我{写出来|xiě chūlái}了。

I wrote it out.

2

他{做出来|zuò chūlái}了。

He made it.

3

我{想出来|xiǎng chūlái}了。

I figured it out.

4

你{看出来|kàn chūlái}了吗?

Did you recognize it?

1

我没{认出来|rèn chūlái}他。

I didn't recognize him.

2

这首歌我{听出来|tīng chūlái}了。

I recognized this song.

3

他{画出来|huà chūlái}一幅画。

He drew a picture.

4

你{找出来|zhǎo chūlái}了吗?

Did you find it?

1

我{写得出来|xiě de chūlái}这个字。

I can write this character.

2

他{想不出来|xiǎng bù chūlái}答案。

He cannot think of the answer.

3

这很难{看出来|kàn chūlái}。

It's hard to tell.

4

请把真相{说出来|shuō chūlái}。

Please speak the truth.

1

他终于{把这个秘密说出来|bǎ zhège mìmì shuō chūlái}了。

He finally revealed this secret.

2

这个方案很难{实施出来|shíshī chūlái}。

This plan is hard to implement.

3

我{分析出来|fēnxī chūlái}了原因。

I analyzed the reason.

4

他{表现出来|biǎoxiàn chūlái}很强的好奇心。

He showed strong curiosity.

1

这种情感很难用语言{表达出来|biǎodá chūlái}。

This emotion is hard to express in words.

2

他{总结出来|zǒngjié chūlái}一套方法。

He summarized a method.

3

这需要{挖掘出来|wājué chūlái}。

This needs to be unearthed.

4

他{刻画出来|kèhuà chūlái}一个生动的形象。

He portrayed a vivid image.

1

历史的真相终究会被{揭露出来|jiēlù chūlái}。

The truth of history will eventually be revealed.

2

这种风格{演变出来|yǎnbiàn chūlái}需要时间。

This style takes time to evolve.

3

他{构建出来|gòujiàn chūlái}一个宏大的世界观。

He constructed a grand worldview.

4

这套理论是{推导出来|tuīdǎo chūlái}的。

This theory was deduced.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Completing & Revealing: Verb + 出来 (chūlái) در مقابل 出来 vs. 起来

Both are complements, but 出来 is for results/emergence, while 起来 is for starting/upward motion.

Completing & Revealing: Verb + 出来 (chūlái) در مقابل 出来 vs. 出去

出来 is 'come out' (towards speaker), 出去 is 'go out' (away from speaker).

Completing & Revealing: Verb + 出来 (chūlái) در مقابل 出来 vs. 出来 (Directional)

Literal vs. Abstract.

اشتباهات رایج

出来写

写出来

Complement must follow the verb.

我写了出来

我写出来了

The aspect marker 了 usually goes at the end.

我认他

我认出来他

Need the complement for 'recognize'.

想出来答案

想出答案来

Object placement can be tricky.

听得出来吗

听得出来吗

Correct, but ensure context is clear.

做出来饭

做出饭来

Object placement.

看出来他

看出来他是谁

Need a clause.

写不出来

写不出来

Correct usage.

想出来主意

想出主意来

Object placement.

看出来那个

看出来那个是什么

Need a full object clause.

表达出来情感

把情感表达出来

Using 把 is more natural.

总结出来理论

总结出理论来

Object placement.

挖掘出来真相

挖掘出真相来

Object placement.

演变出来风格

演变出风格来

Object placement.

الگوهای جمله‌سازی

我___出来了。

你___得出来吗?

他把___写出来了。

这个方案很难___出来。

Real World Usage

Social Media very common

我终于写出来这篇博客了!

Texting very common

你认出来我了吗?

Job Interview common

我分析出来市场趋势。

Travel occasional

我听出来这是当地口音。

Food Delivery common

这道菜做出来需要多久?

Academic common

我们总结出来三点建议。

💡

ترفند سطل زباله!

فکر کن {想起来|xiǎng qǐ lái} یعنی برگرداندن فایلی که قبلاً داشتی از سطل زباله (حافظه). اما {想出来|xiǎng chū lái} یعنی ساختن یک فایل کاملاً جدید (اختراع ایده). «我想出来了一个好主ی.»
⚠️

برای بیرون رفتن ساده استفاده نکن

اگه فقط از در میری بیرون، این فقط جهته. {我走出去了|wǒ zǒu chū qù le} (من رفتم بیرون). قانون امروز ما درباره «نتیجه» کاره، مثل حل کردن یا تشخیص دادن. «你看出来他在撒谎了吗?»
💬

پیچوندن مؤدبانه

اگه کسی نظر تو رو درباره یه موقعیت سخت پرسید، گفتن {我看不出来|wǒ kàn bu chū lái} (نمی‌تونم تشخیص بدم) یه راه عالیه که طرف کسی رو نگیری. «我看不出来谁对了。»

Smart Tips

Add 出来 to show the action was successful.

我写了。 我写出来了。

Use 认出来 or 看出来.

我认他。 我认出来他了。

Use 想出来.

我想答案。 我想出来答案了。

Use 把 + object + verb + 出来.

他写出来一本书。 他把一本书写出来了。

تلفظ

chū-lai

Neutral Tone

The 'lai' in 'chulai' is often pronounced in a neutral tone.

Question

想出来吗?↗

Rising intonation for yes/no questions.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of a magician pulling a rabbit out of a hat; the rabbit 'comes out' (出来) as the result of the magic.

تداعی تصویری

Imagine a dark room (the problem) and you turning on a light bulb (the idea). The light bulb 'comes out' of your head as you say '想出来'!

Rhyme

Action done, result in sight, add 出来, you'll be right!

Story

Xiao Wang was stuck on a math problem. He stared at the paper for an hour. Suddenly, he shouted '我想出来了!' as the answer appeared in his mind. He quickly wrote it out on the paper.

شبکه واژگان

看出来听出来想出来写出来做出来认出来

چالش

For the next 5 minutes, look at 3 objects around you and try to describe them using a verb + 出来 (e.g., 'I can make out the color').

نکات فرهنگی

Very common in daily speech to emphasize success.

Similar usage, often used in casual conversation.

Often mixed with English particles.

Derived from the literal movement of 'coming out'.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你听出来这首歌是谁唱的吗?

你能不能想出来一个好主意?

你认出来那个人是谁了吗?

你写出来作业了吗?

موضوعات نگارش

Describe a time you solved a hard problem.
Describe a dish you cooked.
Write about a movie you recognized.
Discuss a secret you revealed.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی را با شکل صحیح پر کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
ما به حالت منفی توانایی برای «به نتیجه رسیدن» در محاسبه نیاز داریم. {不出来|bù chū lái} یعنی ناتوان در تولید نتیجه.
کدام جمله به معنی شناسایی یک چیز مخفی است؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
{看出来|kàn chū lái} یعنی تشخیص دادن یا شناسایی از طریق مشاهده. {看起来|kàn qǐ lái} یعنی «به نظر رسیدن» که به ظاهر اشاره داره.
اشتباه را اصلاح کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
برای «به یاد آوردن» چیزی از حافظه از {想起来|xiǎng qǐ lái} استفاده می‌کنیم. {想出来|xiǎng chū lái} یعنی اختراع کردن یا حل کردن معما.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank.

我终于想___答案了。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 出来
想出来 means to figure out.
Choose the correct sentence. چند گزینه‌ای

Which is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我把字写出来了
Using 把 is natural.
Correct the sentence. Error Correction

Find and fix the mistake:

出来写。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 写出来
Complement follows verb.
Reorder the words. Sentence Reorder

出来 / 我 / 想 / 了 / 答案

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我想出来答案了
Standard SVO order.
Translate to Chinese. ترجمه

I recognized him.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我认出来他了
认出来 is recognize.
Match the verb with the result. جفت کردن

Match: 1. 想, 2. 听, 3. 写

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 1-A, 2-B, 3-C
Logical pairing.
Choose the best fit. چند گزینه‌ای

他___了一首好诗。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 写出来
Result of writing.
Fill in the blank.

你___这首歌了吗?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 听出来
Recognizing a song.

Score: /8

Practice Bank

10 exercises
جمله را کامل کن پر کردن جای خالی

این طراحی عالیه، کی اینو کشیده؟ 这个设计很棒,是谁画___的?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 出来
فعل را به نتیجه معنایی وصل کن پر کردن جای خالی

عبارت را به کاربردش وصل کن

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: ["\u0627\u0628\u062f\u0627\u0639 \/ \u062d\u0644 \u06a9\u0631\u062f\u0646","\u0634\u0646\u0627\u0633\u0627\u06cc\u06cc \u0628\u0635\u0631\u06cc","\u062a\u0648\u0644\u06cc\u062f \u0645\u062a\u0646","\u062a\u0634\u062e\u06cc\u0635 \u0628\u0627 \u0635\u062f\u0627"]
شکل صحیح توانایی را انتخاب کن پر کردن جای خالی

دست‌خط خیلی بده، من ___ چی نوشته.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 看不出来
کلمات را مرتب کن پر کردن جای خالی

ایده / من / یک / رسیدم (ابداع کردم) / جدید (我) (一个) (想) (新) (出来) (主意) (了)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我想出来了一个新主意。
به انگلیسی ترجمه کن پر کردن جای خالی

你怎么才听出来是我的声音?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: How did you just realize it was my voice?
خطای منطقی را پیدا کن پر کردن جای خالی

می‌تونی مزه کنی که این قهوه‌ست؟ (در حالی که تابلویه قهوه‌ست).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Use 'taste out' for subtle ingredients only.
مکمل درست را انتخاب کن پر کردن جای خالی

من نمی‌تونم رنگ‌ها رو از هم تشخیص بدم. 我分不___颜色。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 出来
بررسی موقعیت پر کردن جای خالی

داری کد می‌زنی و بالاخره یه باگ رو فیکس می‌کنی. می‌گی:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我改出来了!
به چینی ترجمه کن پر کردن جای خالی

حرف دلت رو بزن! (افکارت رو بگو بیرون)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 把你的想法说出来!
مثبت را به منفی توانایی وصل کن پر کردن جای خالی

نتیجه مثبت را به ناتوانی معادلش وصل کن

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: ["\u770b\u4e0d\u51fa\u6765 (\u0646\u0645\u06cc\u200c\u062a\u0648\u0646\u0645 \u062a\u0634\u062e\u06cc\u0635 \u0628\u062f\u0645)","\u542c\u4e0d\u51fa\u6765 (\u0646\u0645\u06cc\u200c\u062a\u0648\u0646\u0645 \u062a\u0634\u062e\u06cc\u0635 \u0628\u062f\u0645)","\u60f3\u4e0d\u51fa\u6765 (\u0646\u0645\u06cc\u200c\u062a\u0648\u0646\u0645 \u062d\u0644 \u06a9\u0646\u0645)"]

Score: /10

سوالات متداول (8)

No, it works best with verbs that imply a result or sensory recognition.

出来 is towards the speaker; 出去 is away from the speaker.

Often, but not always. It depends on the aspect of the sentence.

Yes, use 'Verb + 不 + 出来'.

Context is key. If you are moving, it's literal.

It adds a resultative meaning to the verb.

Yes, especially in academic summaries.

Yes, it's very common.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish low

Salir / Lograr

Chinese combines direction and result in one complement.

French low

Sortir / Réussir

Chinese uses the same structure for both.

German moderate

Herauskommen / Schaffen

German prefixes are attached to the verb; Chinese complements follow it.

Japanese high

でてくる (detekuru)

Japanese is SOV, Chinese is SVO.

Arabic low

يخرج (yakhruj)

Chinese is more flexible with complements.

Chinese high

出来

None.

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!