چه برسد به... حتی... (别说...连...)
Grammar Rule in 30 Seconds
Use '别说...连...' to emphasize that if something extreme is true, something simpler must also be true.
- Use '别说' (don't even mention) for the extreme case: {别说|biéshuō} {跑步|pǎobù}...
- Use '连' (even) for the simple case: ...{连|lián} {走路|zǒulù} {都|dōu} {不行|bùxíng}.
- Always include '都' or '也' in the second clause to complete the emphasis.
مرور کلی
别说...连... استفاده میکنید. این ساختار در زبان فارسی معادل «صحبت از X که هیچ، حتی Y هم...» یا «X بماند، حتی Y هم...» است.别说) چیزی است که انتظار میرود بزرگ، دشوار یا مهم باشد.连) چیزی است که بسیار ساده، کوچک یا بدیهی است. نکته کلیدی اینجاست: اگر آن چیز ساده و کوچک (پله دوم) غیرممکن یا محقق نشده باشد، طبیعتاً آن چیز بزرگ (پله اول) هم غیرممکن است.别说...连... به صورت یک «بسته کامل» عمل میکند. کلمه 别说 در لغت به معنای «نگو» یا «صحبتش را نکن» است و 连 به معنای «حتی» است. ترکیب این دو با قید 都 یا 也 (به معنای «هم» یا «نیز») در انتهای جمله، زنجیرهای از منطق میسازد.别说 黑神话:悟空 (بازی بلک میت ووکونگ)، 连 超级玛丽 (سوپر ماریو) 我 都 不 会 玩. در اینجا، بازی پیچیده و معروف (ووکونگ) پله اول است و بازی بسیار ساده و قدیمی (ماریو) پله دوم است. وقتی میگویید حتی ماریو را هم بلد نیستم، به طور خودکار ثابت میکنید که ووکونگ که جای خود دارد!别说 X, 连 Y 都... |连 قبل از موضوع و 都 قبل از فعل |- 1ابتدا
别说را بیاورید. - 2مورد اول (مورد دشوار یا بزرگ) را ذکر کنید.
- 3سپس
连را بیاورید. - 4مورد دوم (مورد ساده یا کوچک) را ذکر کنید.
- 5فاعل (مثلاً
我) را قرار دهید. - 6حتماً از
都یا也استفاده کنید. - 7فعل یا صفت را به صورت منفی یا مثبت (بسته به معنا) بیاورید.
别说 + A + 连 + B + (主语) + 都/也 + Verb/Adj别说 拿铁 (لاته)، 连 美式 (آمریکانو) 我 都 不 喝.都 در اینجا مثل چسب عمل میکند؛ اگر آن را حذف کنید، جمله از نظر چینیها ناقص به نظر میرسد و انگار حرفتان را نیمهکاره رها کردهاید.- گلایه و شکایت: وقتی میخواهید بگویید چقدر از شرایط ناراضی هستید. مثلاً: «صحبت از حقوق بالا که هیچ، حتی حقوق پایه را هم نگرفتم!»
- ابراز ناتوانی: «صحبت از حل مسائل سخت ریاضی که هیچ، حتی جمع و تفریق ساده را هم بلد نیستم.»
- تأکید بر یک ویژگی مثبت: این ساختار فقط برای منفیها نیست! میتوانید بگویید: «صحبت از زبان چینی که هیچ، او حتی زبان انگلیسی را هم عالی صحبت میکند.» (در اینجا تأکید بر توانایی فوقالعاده اوست).
- محیطهای غیررسمی: در چتهای دوستانه در ویچت (WeChat) یا هنگام صحبت در کافه، این ساختار بسیار طبیعی جلوه میکند. استفاده از آن نشان میدهد که شما با لحن و فرهنگ زبانی چینیها آشنا هستید و فقط کلمات را حفظ نکردهاید.
- 1فراموش کردن
都یا也: در فارسی ما میگوییم «حتی نان هم نخوردم»، اما در چینی اگر都را نیاورید، ساختار连ناقص میماند. فارسیزبانان به دلیل اینکه در فارسی معادل مستقیم برای都در این ساختار نداریم، اغلب آن را فراموش میکنند. - 2جابجایی ترتیب A و B: فارسیزبانان گاهی مورد ساده را اول میآورند. در فارسی ما میگوییم «حتی نان هم ندارم، چه برسد به برنج». در چینی دقیقاً برعکس است: «صحبت از برنج که هیچ، حتی نان هم ندارم». این تفاوت جهت نگاه، برای زبانآموزان چالشبرانگیز است.
- 3استفاده از ساختارهای ترجمه شده از فارسی: گاهی زبانآموزان سعی میکنند ساختار «چه برسد به» را کلمه به کلمه ترجمه کنند که منجر به جملات غیرطبیعی میشود. باید به خاطر داشته باشید که
别说همیشه باید در شروع جمله باشد.
别说...连... | برای تأکید بر شدت (افراطی) | صحبت از X که هیچ، حتی Y هم... |不但...而且... | برای اضافه کردن دو مورد همارز | نه تنها X، بلکه Y هم... |连...都... | فقط برای تأکید بر یک مورد | حتی X هم... |别说 یک «مقایسه سلسلهمراتبی» ایجاد میکند، در حالی که 不但 فقط یک لیست ساده از اطلاعات است. اگر میخواهید بگویید «او هم باهوش است و هم مهربان»، از 不但 استفاده کنید. اما اگر میخواهید بگویید «او حتی یک کلمه هم بلد نیست، چه برسد به اینکه سخنرانی کند»، حتماً از 别说 استفاده کنید.都 را درست رعایت کنید.别说 همیشه باید با 连 بیاید؟都 در این ساختار ضروری است؟都 نقش «شامل بودن همه موارد» را دارد. وقتی میگویید «حتی نان را هم نخوردم»، 都 تأکید میکند که «حتی آن یک مورد کوچک هم شامل این نفی شده است».更不用说 استفاده شود، اما 别说 برای زندگی روزمره عالی است.Structure Breakdown
| Part | Function | Example |
|---|---|---|
|
别说
|
Dismissal
|
别说跑步
|
|
了
|
Marker
|
了
|
|
连
|
Emphasis
|
连走路
|
|
都/也
|
Inclusion
|
都
|
|
Verb/Adj
|
Action
|
不行
|
Meanings
This structure highlights a contrast where the speaker dismisses a major point to emphasize that even a minor point is not met.
Emphatic Negation
Used to express that an easier task is impossible, implying a harder task is even more impossible.
“{别说|biéshuō} {写|xiě} {书|shū} {了|le},{连|lián} {日记|rìjì} {他|tā} {都|dōu} {不|bù} {写|xiě}。”
“{别说|biéshuō} {吃|chī} {辣|là} {了|le},{连|lián} {胡椒粉|hújiāofěn} {她|tā} {都|dōu} {受不了|shòubùliǎo}。”
Reference Table
| بخش A (مورد انتظار) | بخش B (تعجبآور/ساده) | کلمه تأکیدی | معنی |
|---|---|---|---|
|
قهوه (A)
|
آب (B)
|
dōu / yě
|
حتی پول آب هم ندارم، چه برسه به قهوه.
|
|
آشپزی (A)
|
آب پز کردن (B)
|
dōu / yě
|
حتی بلد نیست آب بجوشونه، چه برسه به آشپزی.
|
|
دویدن (A)
|
راه رفتن (B)
|
dōu / yě
|
حتی نمیتونه راه بره، چه برسه به دویدن.
|
|
رمان (A)
|
پیامک (B)
|
dōu / yě
|
حتی نمیتونه یه پیامک بخونه، چه برسه به کتاب.
|
|
توکیو (A)
|
شانگهای (B)
|
dōu / yě
|
حتی شانگهای هم نرفته، چه برسه به توکیو.
|
|
ماندارین (A)
|
کانتونی (B)
|
dōu / yě
|
علاوه بر ماندارین، کانتونی هم بلده حرف بزنه.
|
طیف رسمیت
别说正餐了,连咖啡都无法负担。 (Financial struggle)
别说吃饭了,连咖啡都买不起。 (Financial struggle)
别说吃饭了,连咖啡都喝不起。 (Financial struggle)
别说吃饭了,连咖啡都买不起,穷死了! (Financial struggle)
موقعیتهای استفاده از 别说...连...
کمبود مهارت
- 做饭 آشپزی
- 煮面 نودل پختن
بیپولی
- 买车 خریدن ماشین
- 打车 تاکسی گرفتن
اضافه کردن در مقابل تأکید کردن
چطوری جمله رو بسازیم؟
با چیز 'سخت/بزرگ' شروع کردی؟
حالا چیز 'آسون/کوچیک' رو آوردی؟
آیا 都 (dōu) یا 也 (yě) رو اضافه کردی؟
جفتهای رایج
زمان
- • ماه -> روز
- • ساعت -> دقیقه
پیچیدگی
- • رمان -> کاراکتر
- • فیلم -> پوستر
مثالها بر اساس سطح
别说看书了,连字都不认识。
Don't mention reading, I don't even know the characters.
别说跑步了,连走路都累。
Don't mention running, even walking is tiring.
别说吃肉了,连菜都没有。
Don't mention meat, there aren't even vegetables.
别说买车了,连自行车都没有。
Don't mention buying a car, I don't even have a bike.
别说去旅游了,连周末都没时间。
Don't mention traveling, I don't even have time on the weekend.
别说做饭了,连水都不会烧。
Don't mention cooking, I can't even boil water.
别说买房了,连房租都交不起。
Don't mention buying a house, I can't even pay rent.
别说看电影了,连电视都没开。
Don't mention watching movies, I haven't even turned on the TV.
别说考上大学了,连高中毕业证都没有。
Don't mention getting into college, he doesn't even have a high school diploma.
别说解决问题了,连问题在哪都不知道。
Don't mention solving the problem, we don't even know where it is.
别说写论文了,连题目都没想好。
Don't mention writing the thesis, I haven't even thought of a topic.
别说出国了,连护照都没办。
Don't mention going abroad, I haven't even applied for a passport.
别说这项目能盈利了,连成本都收不回来。
Don't mention this project being profitable, it can't even recover costs.
别说他会道歉了,连承认错误都不肯。
Don't mention him apologizing, he won't even admit he's wrong.
别说这方案可行了,连基本的逻辑都有问题。
Don't mention this plan being feasible, it even has basic logical flaws.
别说完全掌握了,连入门都还没做到。
Don't mention mastering it, I haven't even reached the entry level.
别说重振旗鼓了,连维持现状都困难重重。
Don't mention staging a comeback, even maintaining the status quo is fraught with difficulties.
别说达成共识了,连对话的意愿都没有。
Don't mention reaching a consensus, there isn't even a willingness to dialogue.
别说推陈出新了,连模仿都做不到位。
Don't mention innovation, even the imitation is not done well.
别说彻底根除,连缓解都成了奢望。
Don't mention total eradication, even mitigation has become a luxury.
别说重构整个体系了,连修补漏洞都显得捉襟见肘。
Don't mention restructuring the entire system, even patching the holes seems inadequate.
别说领悟其精髓了,连字面意思都曲解了。
Don't mention grasping its essence, even the literal meaning has been misinterpreted.
别说实现宏伟蓝图了,连启动资金都筹措无门。
Don't mention realizing the grand blueprint, there is no way to even raise the startup capital.
别说达成终极目标,连第一阶段的门槛都未曾跨越。
Don't mention achieving the ultimate goal, the threshold of the first stage hasn't even been crossed.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Both connect two clauses, but one is additive and one is dismissive.
Learners often use this alone when they need the full 别说 structure.
Both are concessive, but 即使 is 'even if'.
اشتباهات رایج
别说跑步,连走路不行。
别说跑步了,连走路都不行。
连跑步别说走路不行。
别说跑步了,连走路都不行。
别说跑步了,连走路没行。
别说跑步了,连走路都不行。
别说跑步了,走路不行。
别说跑步了,连走路都不行。
别说吃肉了,连菜没吃。
别说吃肉了,连菜都没吃。
别说他去,连我也去。
别说他去,连我都不去。
别说买房了,连房租不付。
别说买房了,连房租都付不起。
别说完成任务了,连开始都不做。
别说完成任务了,连开始都没做到。
别说他道歉,连承认错误都不。
别说他道歉了,连承认错误都不肯。
别说这方案好,连逻辑都错。
别说这方案好,连逻辑都有问题。
别说重振旗鼓,连维持现状都难。
别说重振旗鼓了,连维持现状都困难重重。
الگوهای جملهسازی
别说 ___ 了,连 ___ 都没做。
别说 ___ 了,连 ___ 都买不起。
别说 ___ 了,连 ___ 都不懂。
别说 ___ 了,连 ___ 都没去过。
Real World Usage
别说减肥了,连奶茶都戒不掉。
别说见面了,连电话都没打。
别说管理经验了,连基础操作都不熟。
别说订酒店了,连机票都没买。
别说点外卖了,连厨房都懒得进。
别说深入研究了,连文献都没读完。
قانون چاشنی احساس
چسب جمله رو فراموش نکن!
تواضع به سبک چینی
Smart Tips
Use this structure to sound more natural.
Always start with the big goal.
Use '都' for maximum impact.
Ensure the first task is harder.
تلفظ
Intonation
The '别说' clause should have a slightly rising tone at the end, followed by a pause.
Emphatic Stress
别说 (low) ... 连 (high) ... 都 (stress)
Conveys frustration.
حفظ کنید
روش یادسپاری
Think of a 'No-No' sandwich: 'Don't even mention' (别说) the big thing, 'Even' (连) the small thing is a 'No' (都/也 + Neg).
تداعی تصویری
Imagine a person trying to lift a giant boulder (extreme), failing, and then failing to lift a tiny pebble (simple).
Rhyme
别说大山太难爬,连个小坡都倒下。
Story
Xiao Wang wanted to be a chef. He said, '别说做满汉全席了 (Don't mention the imperial feast), 连炒鸡蛋我都做不好 (I can't even fry an egg).' He realized he needed to start small.
شبکه واژگان
چالش
Write three sentences about things you can't do, using the '别说...连...' structure.
نکات فرهنگی
Very common in daily complaints about work or cost of living.
Used similarly, often with a slightly softer tone.
They have their own dialectal equivalent, but use this in Mandarin.
Derived from the colloquial need to express extreme negation.
شروعکنندههای مکالمه
你最近忙吗?
你会做中国菜吗?
你觉得这个项目怎么样?
你对这个新政策有什么看法?
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
别说咖啡,连水他___不喝。
بهترین جمله رو انتخاب کن:
别说写字,连看我也不会。
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercises别说跑步___,连走路___不行。
Find and fix the mistake:
别说买房,连房租付不起。
Which is correct?
连/都/别说/跑步/走路/了/不行
Don't mention traveling, I don't even have time.
Use: 别说, 连, 都, 看书, 睡觉
Match: 别说买车了...
别说看电影了,连电视___没开。
Score: /8
Practice Bank
5 exercises别说一个星期,连一小时我都等___。
چه برسه به بازیهای کامپیوتری، اون حتی گوشی هم نداره.
别说 / 连 / 苹果 / 葡萄 / 都不 / 我 / 吃
جفتهای منطقی رو به هم وصل کن:
کدوم گزینه درسته؟
Score: /5
سوالات متداول (8)
No, it is strictly for negative or impossible situations.
Yes, they are interchangeable for emphasis.
It marks the dismissal of the first clause.
No, the extreme case must come first.
It's mostly used in neutral or informal speech.
The sentence loses its emphatic contrast.
Yes, if they are impossible.
Yes, in essays or informal articles.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
ni hablar de... ni siquiera...
Spanish requires specific verb conjugation.
sans parler de... même pas...
French structure is slightly more flexible.
geschweige denn
German is more formal.
~どころか~も
Japanese particle placement is at the end.
ناهيك عن
Arabic is much more formal.
别说...连...
N/A
Learning Path
Prerequisites
Learn These First
Related Grammar Rules
علیت پیشرفته در چینی: به طوری که (以致, 致使, 从而)
### Overview در سطح C2، تسلط بر پیوندهای علی (Causal Connectors) پیچیده، نشاندهنده توانایی شما در تحلیل ساختارهای منطقی...
انجام دو کار به طور همزمان (一边...一边)
### Overview در زبان چینی، بیان دو عملی که بهطور همزمان انجام میشوند، یکی از پایههای اصلی برای رسیدن به روانی در گفت...
استفاده از `虽然...但是` (suīrán...dànshì) برای گفتن «اگرچه... اما...»
آیا تا به حال خواستهاید بگویید چیزی را دوست دارید، اما یک «اما»ی بزرگ در کار است؟ مثلاً، «اگرچه این بازی فوقالعاده است...
«اگر»ِ خودمونی در چینی: استفاده از 要是 (yàoshi)
### Overview توانایی بیان جملات شرطی، یعنی همان «اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه آن اتفاق رخ میدهد»، یکی از ارکان اصلی هر ز...
به محض اینکه... (一...就...)
### Overview در زبان چینی، ساختار `一...就...` (yī...jiù...) یکی از پرکاربردترین و بنیادیترین الگوها برای بیان توالی ز...